توی بیمارستان وقتی کد ۹۹ اعلام میشه یعنی یکی ایست قلبی کرده و تیم احیا باید سریعا برن بر بالین مریض. اما اینکه دقیقا چکار میکنن همون کاریه که خیلیامون باید توی زندگیامون بکنیم.
تا حالا شده دچار بیش باری فکری بشید ؟ اینکه کلی کار و پروژه روی سرتون ریخته شده باشه و ندونید از کجا باید شروع کنید؟ مثال کنکوریش رو بزنم؛ فکر کن باید دوازدهم نهایی بهونی، ازونور تستی پایه هم جمع کنی و همزمان حواست به روتین مسائل شیمی و زبان هم باشه و ازمون جامع هم شرکت کنی. فکر کردن به این قضایا باعث میشه یخ کنی یا اینکه کلا درس خوندن رو بیخیال شی و با استرس و کلی خیال، اهمالکاری کنی.
اینی که گفتم ربطش به کد ۹۹ چیه بود؟ اینجاشو گوش کن قشنگه.
ما توی اورژانس طبق قاعده ABC جلو میریم. اولین چیزی که برامون مهمه ، برقرار بودن راه هوایی بیماره. بعدشه نحوه نفس کشیدنش و بعد قلبش اهمیت داره. (Airway, breathing, circulation )
دیگه وقتی یکی سکته کرده ما نمیایم چک کنیم وای پتاسیم مریض هم افتاده، قندش بالاست، داروهاشو نخورده یا روی انگشت شستش یه خال داره ! اینا بعد از رسیدگی به وضعیت اورژانسه. توی زندگی روزمره هم همینه. اگر بتونیم هر روز سه تا کار مهم رو انجام بدیم اون روز رو بردیم و لازم نیست حتمن کل چک لیست تیک خورده باشه.
پیشنهاد من سه کار در جهت لیست الزامات، بودن ها و روتین هاست. بهدا دربارش بیشتر مینویسم.
بیاید تبدیل به اون گوشی ای نشیم که کلی برنامه توی بکگراندش بازه و همشون دارن خورد خورد باتری رو میخورن. بیاید یه کار رو بزاریم جلومون و تا تهش تمرکز کنیم. مسئولیت همون یک کار رو بپذیریم و انتخاب کنیم انجام دادن این مساوی انجام ندادن کار دیگریست و جسارت داشته باشیم تا یک سری از کار هارو امروز انجام ندیم.
زنده باد زندگی به دور از کمالگرایی !