نامه‌ای به یک فریلنسر تازه‌کار

(جناب آقا/سرکار خانم) فریلنسر جوان عزیز

سمت: آینده‌ساز زندگی خودت

موضوع: گپ و گفت مختصری در باره‌ی فریلنسری

با سلام و احترام

از سال ۸۹ وارد دنیای برنامه‌نویسی شدم (فریلنسری صرفاً محدود به IT نیست) و حدود یک سال طول کشید از دست به کد شدنم تا سرکار رفتنم واز اوایل سال ۹۱ شد که من شروع کردم به فریلنسری کردن. حدود ۷ساله که عمدتا فریلنسر هستم و تمام وقت جایی مشغول نبودم و قصد دارم برخی تجربیات هرچند محدود خودم رو در ادامه بیان کنم.

از همون اول شوق ساختن ابزارهای مختلف و هیجان ناشی از اون من رو وارد این حوزه کرد احتمالا شما هم همینطور باشید.

اول با خودمون فکر کنیم که ما از زندگی چی میخوایم و راه رسیدن به خواسته‌هامون چی هستن و هرکس هم برای رسیدن به اهدافش یک راه رو انتخاب میکنه و راه انتخابی من فریلنسری بود به ۳ دلیل

یک اینکه اکثر شرکتها نیروی پاره وقت جونیور لازم نداشتند و من ۳روز مجبور بودم دانشگاه برم

دو اینکه آدم تنبلی هستم و دوست نداشتم ۷ صبح از خواب بلندشم برم سرکار

و سوم آزادی عمل در کار چون تو هیچ چارچوب و قالبی درست قرار نمیگیرم.


فری‌لنسری در مقابل کارمندی!

 منبع: technofaq.org
منبع: technofaq.org


در زندگی هرچیزی یک معامله‌است و هیچ چیزی وجود نداره که همه‌چی تمام باشه! در اینجا هم صدق میکنه

در فریلنسری امنیت شغلی، درامد ثابت و مداوم، حق بیمه و... رو از دست میدید و آزادی و استقلال در عمل و وقت و همچنین بازار کوچکی برای خودتون بدست میارید.

بستگی به تیپ شخصیت و موقعیت زندگی هرکسی داره که انتخابش چی باشه و من در این متن فقط در مورد فریلنسیگ میگم صرفا به عنوان یکی از استایل‌های کاری!

بزرگترین چیزی که باعث میشد من اشتیاق خودم رو در کار کردن با شرکتهای بزرگ از دست بدم ترس از دست دادن آزادی و محدود شدن به دیسیپلین اون شرکت بود. من دوست دارم آزادانه هرچیزی رو در مرحله عملیاتی تست کنم و به صورت حسی و دانش اون رو یادبگیرم. کارکردن در یک شرکت بزرگ ممکنه باعث بشه باتجربه‌تر ها کمک کنند و شما هم با اطاعت کردن از اونها حتی کورکورانه پیشرفت فنی داشته باشید اما چیزی که من میخوام تجربه کردن آزادانه‌ بود و هست. یک پستی رو قبلاً در اینجا منتشر کردم که در اون هم کمی به این موضوع پرداختم.


چطور فری‌لنسر شویم!

برای شروع باید چیزی یاد گرفته باشید و یک مهارت حداقلی داشته باشید.اگر مهارت ندارید بدون معطلی شروع کنید به یادگیری!

یادگیری سخت و کسل کنندست و من نمیتونم!

اگر یادگیری چیزی رو سخت میبینید مشکلی نیست فقط اگر کسل کننده‌است احتمالا این حوزه برای شما مناسب نیست! پس وقت تنگه بجنب و حرکت کن و با هر ابزاری که خودت دوست داری شروع کن هر زبان و فریم‌ورک چون اگر در دام تنبلی بیفتید فقط تو سوال چه زبانی خوبه چه فریم‌ورکی خوبه گیر خواهید کرد!

حال که مهارت اولیه رو پیدا کردید شروع کنید در انجمن‌ها و توییتر و گروه‌ها فعالیت کردن در وهله اول سعی کنید برای خودتون یک پروژه طراحی کنید اگر از یک وبسایت برای معرفی خودتون استفاده کنید میتونه ابزار کارامدی برای تعامل و گرفتن پروژه برای شما باشه!


کار مفت انجام نده برای رزومه

کار مجانی انجام دادن بسیار بده به چند دلیل

  1. وقتی دارید برای کسی کار انجام میدید باید مهارت فروش و چانه‌زنی یادبگیرید و باید از ابتدا و قدم به قدم این مهارت رو هم یادبگیری
  2. شرکتی که دنبال انجام پروژه مجانی هستش اصلا نمیتونه خوب و بزرگ باشه که اعتبار رزومه برای شما بالا ببره
  3. نبودن پول و ددلاین برای پروژه اصلا برای تمرین فریلنسری چیز خوبی نیست چون محیط واقعی رو تجربه نمیکنید.


یک آچار فرانسه شو ولی نه دریایی به عمق ۵سانتی‌متر

فرق یک آچار فرانسه با یک دریا به عمق ۵سانتی متر در این هست آچار فرانسه صرفا یک کار انجام میده و فقط خودش رو با اون کار تطبیق داده یعنی کارش فقط باز کردن پیچ و مهره است که چند سایز رو هم پشتیبانی میکنه همزمان آچار چرخ و پیچ‌گوشتی نیست!

بزرگترین مزیتی که برای شخص من اهمیت زیادی داشت تک بعدی نبودن هستش که با انجام کارهای مختلف سعی کردم از یک گیک که فقط بایک زبان و پلتفرم کد میزنه بیشتر باشم.

شجاعت داشته باش

داشتن شجاعت و اعتماد به نفس در گرفتن پروژه‌هایی که قبلا انجام ندادید رو کم کم تمرین کنید و از سختی کار نترسید اون ترس عامل درجا زدن شماست هرچند باید عاقلانه انتخاب کنید اما جسور باشید.

صبور و مسئولیت پذیر باش

شما کارمند یک شرکت نیستید که وظایف خودش رو به گردن دیگری بندازه چون مسئولیت همه‌چیز با شماست شما مدیر فروش مدیرعامل و مدیرفنی شرکت تک نفره‌ی خودتونید! پس با مسئولیت‌هاتون روبه‌رو بشید.

بیشتر پروژه‌های فریلنسری بعد از مدتی دچار توقف در توسعه میشوند اگر بدهی‌های فنی زیادی رو روی یک پروژه جا گذاشتید سعی کنید بخشی از اونها رو برطرف کنید هرچند کارفرما پول اضافه به شما نده چون بدهی فنی ناشی از کمبود دانش هم هست و این باعث میشه بیشتر یاد بگیرید و کمتر درجا بزنید.

مشتری رو راضی نگهدارید و سعی کنید مشتری کار مشتری رو با چیزهای عادی راه بندازید. تقریبا ۸۰٪ پروژه‌هایی که داشتم با معرفی توسط یک مشتری بدست آوردم و این فاکتور مهمی هستش و هیچوقت در سایتهای فریلنسری کار نکردم.

ظاهر رو حفظ کن

مشتری‌هایی که در بازار فریلنسری وجود دارند متنوع هستند برخی با دانش بیشتر برخی کمتر در این زمینه باتوجه به مشتری و موقعیت سعی کنید ظاهر نرم‌افزار رو خوب نگهدارید.

خوشرو باشید و سعی نکنید با اولین تندی مشتری شما هم آتیش رو تندتر کنید. متانت شما در اکثر مواقع کار رو حل میکنه!

حفظ ظاهر به معنای دو رو بودن نیست اما باید یک ذره روان‌شناسی تجربی داشته باشید و کمی تحلیل ساده‌انجام بدید و جاهایی که مشتری روشون تاکید داره رو کمی مانور بدید.


برای پروژه‌ی مشتری راه حل پیشنهاد بده

اغلب مشتری‌ها نیازهایی دارند بدون اینکه راه‌حل مشخصی براشون داشته باشن شما سعی کنید راه‌حل هایی ارائه بدید که باب میل مشتری باشه و از طرفی بار فنی کمتری برای شما داشته باشه کار رو راه بندازید و زیاد ایده‌ال گرا نباشید. به اندازه‌ی پروژه و مشتری توجه داشته باشید و مطابق اون ظرافت به خرج بدید.

شما اگر مشتری رو بتونید هدایت کنید همزمان به خواسته‌های خودتون هم میرسید.

مثل فروشنده‌ها که با ترفند‌هاشون نمیخوان بذارند شما دست‌خالی از مغازشون برید:)


پروژه‌های جدید رو راحت‌تر و ارزان‌تر قبول کن

اگر راحت دنیا بطلبید و فقط پروژه‌های آسون قبول کنید درجا میزنید و این بدترین جاییه که یک فریلنسر ازش ضربه میخوره!

پس اگر میخواهید رشد کنید سعی کنید خودتون رو در پروژه‌های مختلف و متنوع دخالت بدید تا ذهنتون بازتر بشه و با متدهای مختلف طراحی و توسعه‌ی نرم‌افزار و همچنین بیزنس‌های مختلف بیشتر آشنا بشید.


برخی از خطرات فریلنسری😱

درجا زدن

فریلنسری‌های زیادی هستن که حجم کار خود رو برای بالابردن درامد زیاد می‌کنند و از طرفی فرصت مطالعه و رشد رو از خودشون میگیرند و زود فرسوده میشن و رفته رفته از بازار جا میمونند و در دنیای خیالی گذشته‌اشون سیر میکنند. در قسمت بالا یک راه برای جلوگیری از درجا زدن رو عنوان کردم.

افسردگی

وقتی هر روز بیرون نمیرید و با مردم تعامل ندارید و همکاران و افرادی در اطرافتون نیستن کم کم افسردگی به سراغتون میاد مواظب باشید بیش از حد تو غار فرو نروید. بیرون برید و سعی کنید کار پارت تایم داشته باشید یکی دو روز تو هفته رو یک جا کار کنید.

یاد نگرفتن کار تیمی

کار تیمی بسیار موثرتر و حرفه‌ای تر پروژه‌ها رو به جلو میبره اگر اصول اون‌ رعایت بشه و فریلنسرها به علت تنها کار کردن کمتر با کار تیمی آشنا هستن اگر میتونید یک تیم کوچک رو در حد دو سه نفر جمع کنید از یک کسی که کار تمام وقت و حضوری انجام میده چیزی کمتر نخواهید داشت. فریلنسری که کار تیمی هم یادبگیره شبیه تانک زرهی میشه در بازار کار!!!

در حدود این ۷-۸ سالی که در حوزه‌ی نرم‌افزار مشغول به فعالیت هستم سعیم بر این بوده چیزهای مختلفی مثل زبانها و فریم ورکهای مختلف رو تست کنم در حوزه‌ی وب چه سمت سرور چه فرانت اند. به همین خاطر به سمت یک فریم‌ورک خاص یا یک CMS نرفتم و شاید توی برهه‌هایی از دوران کاری شاید از یک متخصص وردپرس درامد کمتری هم کسب کرده باشم ولی در نهایت یادگیری هرچه بیشتر به روند افزایش درآمد پایدارتر کمک کرد و این به صورت یک لایف استایل درومد برام که از هیچ پروژه‌ای نترسم.

اینها فقط بعد فنی و تکنولوژیک قضیه هستند در این خلال چیزهایی نظیر اصول و مبانی اولیه‌ی حسابداری، شناخت بیشتر بازار نرم‌افزار، تعامل بامشتری و تحلیل سازمان رو تا حدودی یاد گرفتم.

این گسترده‌تر شدن حوزه‌ی یادگیری برای شخص من مهم بوده ممکنه برای دیگری فقط پیشرفت در حوزه‌ی برنامه نویسی یا الگوریتم ملاک پیشرفت باشه. میشه گفت مثل تفاوت (اینیشتن/تسلا) و (ادیسون/استیوجابز) باشه! کسانی که مهارت‌های متفاوت دارن میتونن کار آفرینان بهتری بشن و میتونن دانش فنی رو به یک تجارت تبدیل کنند و به خدمت بگیرن هیچ بهتر و بدتری وجود نداره فقط آدما متفاوت هستن.

این انتخاب شماست که چه کاری میخواهید انجام بدید فقط برخی دغدغه‌ها و تجارب محدودم رو خلاصه عنوان کردم.

با تشکر محمود اسکندری

۸ شهریور ۱۳۹۸هجری شمسی