تصور کنید ۱۴۰۰ سال پیش، کسی نشسته و دقیقاً زندگیِ امروزِ شما را تماشا کرده است. او در یک نامهی محرمانه (نامه ۳۱)، سه پیشگویی بزرگ کرده که اگر آنها را ندانید، احتمالاً در تلهی بزرگی میافتید.
اگر مقاله قبلی من یعنی فرمول خوشبختی را خوانده باشید، میدانید که ما یک نقشه راه داریم. حالا بیایید ببینیم این پیشگوییها چه هستند:

نویسنده نامه می گوید:
روزی میرسد که مردم مثل حیواناتِ گرسنه، فقط به دنبال «بیشتر داشتن» میدوند و همدیگر را له میکنند.
به زبانی ساده: او پیشبینی کرده بود که ما اسیرِ گوشیها، برندها و رقابتهای پوچ میشویم.
راهِ فرار: او میگوید «بیدار شو!» و اجازه نده وسایلت صاحبِ تو شوند. تو بزرگتر از چیزهایی هستی که میخری.
یک راز عجیب در این نامه هست:
«مردم در خواب هستند و وقتی میمیرند تازه بیدار میشوند!»
به زبانی ساده: پیشگو میگوید ما الان داریم خواب میبینیم که غصههایمان خیلی بزرگ است. اما مرگ مثل یک «ساعت زنگ دار» است که ناگهان ما را بیدار میکند و میفهمیم چقدر بیخود حرص خوردیم.
راهِ برنده شدن: اگر از الان بدانی که اینها فقط یک بازی است، دیگر برای هیچ اتفاق بدی، غصه نمیخوری و آرامشت را از دست نمیدهی.
او هشدار میدهد که :
دنیا مثل یک مار است؛ پوستش نرم و زیباست، اما درونش سمی است.
به زبانی ساده: گولِ ظاهرِ پرزرقوبرقِ زندگیِ دیگران را نخور. پشتِ خیلی از این لبخندها و عکسهای شیک، غصههای بزرگی پنهان شده.
راهِ نجات: واقعبین باش. به جای حسرت خوردن برای زندگی دیگران، روی «قلبِ خودت» تمرکز کن.
به نظرت اگر همین الان از خواب بیدار شوی، از تمامِ چیزهایی که به خاطرشان استرس داری، چقدرش واقعاً مهم است؟
زمان را هک کردیم، ثروت را شناختیم و روابط را مدیریت کردیم. اما همهی اینها بدون یک "قطبنما" بیفایده است. در مطلب آخر، به سراغ کدِ نهایی: بیدار شدن در دنیای واقعی میرویم؛ جایی که امام علی (ع) تیرِ آخر را شلیک میکند تا بفهمیم تمام این بازی برای چیست.
منبع:
نامه 31 نهج البلاغه (نامه امام علی به امام حسن علیهما السلام)