navaie vazhe·۳ سال پیشهر چی دوست دارماز گذر ماهتاب نگویم از سایه ی زیبای این سهم بزرگ بر ترقوه ام لب بر نزنم..... از این تن آشفته بازار صدایی را دوباره بازگو نکنم .... در این…
navaie vazhe·۳ سال پیشاشک نواخت بر کلاویه های مژگانشتو خیلی دوری... خیلی دوری....کشیدن به کجا؟این بار پنکه را روشن نکردم، جلویش نایستادم و داد نزدم .این بار هنگام گذر قطار داد نزدم انگونه که…
navaie vazhe·۳ سال پیشرقص بر سرسره احساساتروزهای هیاهوی بی هیاهویی...جستارهایی برای بینش1. چندماهی است که درسم تمام شده؛ قرار بود هنگام رسیدن به این نقطه داستان به قسمت های عطفش برس…
navaie vazhe·۶ سال پیشنامهنامه ای برای شماتوجه توجه لطفا اول اهنگ زیر را پلی کنید.این یک نامه است برای خود شما، بر…
navaie vazhe·۷ سال پیشسه نقطه هایی که فرار را بلد بوده اند و حال...من همان سه نقطه ی آخر حروف همان ها که مجموع حس های سربسته و سرباز هستند من همان تجمع یک حال در نهایت بی حالی همان ها که فرار را خوب بلد هست…
navaie vazhe·۷ سال پیشپیچکدیدمش ..در خیابانی شلوغ،در حجمی از همهمهدر حجمی از فریادهایی که برای مدت طولانی سکوتی خاموش بودند و حال ابراز وجود میکردندرعشه ای پیچک تنم…
navaie vazheدرشجاعزن·۷ سال پیش"ساختن " = مبارزه ای برای خویشباید آموخت این خویشتن را باید نواخت این بودن را...از زمانی که با این سه خواهر آشنا شدم حال دگری در درونم جریان گرفت حس و حالی ترکیبی از مع…
navaie vazhe·۷ سال پیشذره بین نگاهروزهامون رو چه جوری میگذرونیم؟چجوری صبحمون رو شروع میکنیم؟چه کماتی رو برای تعریف و توصیف خودمون به کار میبریم؟چقدر در کنار مشکلات به جسم و…
navaie vazhe·۷ سال پیشهر تصمیم گره ایست براین فرشآهنگ بی کلامی که احساسات را مینوارد...آهنگ های بی کلام انگار از خلاقیت بیش تری برای مخاطب حرف میزنند کلاویه هایی که الفبا میشوند و مخاطب اف…