Challenge Accepted

امسال سال عجیبی بود برام، از اول با شغل جدید و آدمای جدید شروع شد. هرچند که مقدمات خارج شدن از نقطه امنم رو سه ماهه آخر سال گذشته فراهم کرده بودم اما با این وجود، باز با یه تغییر و تحولات غیرمنتظره‌ای روبرو شدم که توقعش رو نداشتم و نه تنها براش برنامه‌ریزی نکرده بودم بلکه اصلا آمادگیش رو نداشتم. من کلا یه آدم استرسی هستم، برای همه چیز و همه کار از قبل برنامه ریزی می‌کنم. اگر بخوام برم مسافرت از یکی دو ماه قبل برنامه‌اش رو میچینم اما یک مرتبه یه سری تغییراتی تو برنامه‌ام پیش اومد که باعث شد مجبور بشم فی‌البداهه تصمیم بگیرم و در ناگهانی‌ترین حالت ممکن در طی دو هفته دو تا تصمیم مهم و سرنوشت‌ساز گرفتم که احتمالا مسیر شغلی و به تبع اون زندگیم رو کاملا عوض می‌کنه. اما این بار برای اولین بار توی عمرم از این بی‌برنامگی نگران نبودم(و نیستم)، خودم رو سپردم دست خدا و تقدیری که برام رقم زده و گفتم انشالله هرچی خیره پیش بیاد. تا حالا به یاد ندارم خدا آدم‌ها و اتفاقات بدی رو سرراهم قرار داده باشه. بدی‌ها و ناراحتی‌ها در یک چشم به هم زدن از سرراهم کنار میرن و خوبی‌ها و قشنگی‌ها جایگزینش میشن؛ یعنی درست همون زمانی که فکر میکنم: ای وای چرا همه چی به هم ریخت؟! نشون دهنده اینه که همه چیز داره خود به خود درست میشه. به قول معروف "چرخ‌ها به حرکت در می آیند. این نشان دهنده پایان چرخه‌ای است که برای شما مثبت خواهد بود. این پیروزی و موفقیت شما را به ارمغان می آورد! تغییرات بزرگی ایجاد شده است و همه آن‌ها به سود شما خواهد بود."

از این پس قراره ابعاد جدیدی از من درونم رو بشناسم و چیزهای جدیدی یاد بگیرم و بیشتر بنویسم. تو این راه به هرکسی که همراهیم کنه، به گرمی استقبال می‌کنم و دستش رو میگیرم و با خودم می‌برمش که چیزهای جدیدی که یاد گرفتم و چالش‌های جدیدی که تجربه کردم رو نشونش بدم. اگر دوس داشتین با من همراه باشین، خوشحال میشم من رو دنبال کنید.