یه تجربه جدید شبیه بلاگ نویسی

تازه دانشجو شده بودم سال ۸۳ ٬ که اولین وبلاگم رو ساختم. تمام دلخوشی ام نوشتن توی بلاگ بود و خوندن بلاگ های بقیه. حلقه‌ی بلاگر هایی که میشناختم روز به روز گسترده تر می‌شد و برای من که یک دختر شهرستانی بودم دریچه ای تازه شد از دنیا.کم کم وارد گوگل ریدر یا گودر شدم و فضای نوشتن برایم رنگ و روی دیگری گرفت. با همه گیر شدن شبکه های اجتماعی و کساد شدن بازار بلاگ نویسی٬ قناعت کردم به عکسی و مینیمالی و سر کشیدن به صفحات اجتماعی دوستان.
خلاصه که خوشحالم که ویرگول را پیدا کردم تا هر از گاهی لابه لای کارهای روزانه و اندوه شبانه٬ سر از کلمات دربیاورم و بنویسم.دوباره بنویسم....