
اولین باری که راهم به مقبره حافظ در شیراز افتاد، جادو شدم. یک شب بهاری بود و بوی بهارنارنج و نور و شور فضای آنجا را در برگرفته بود. کمتر کسی را میشناسم که یک بار در ساعت خلوتی روز یا شب راهش به آنجا بیفتد و این دیدار را تا ابد در ذهن خودش نگه ندارد. حافظ شیرازی سالها توانسته علاقه ایرانیها و غیر ایرانیها را به سمت خودش بکشاند و همه را جادو کند. 20 مهر روز حافظ است. بزرگترین و محبوبترین شاعر ایرانی که در کنار مولوی، ادب فارسی را به جهان شناسانده است. اینجا پنج نکته از تاریک و روشن او را بخوانید:
i wish icould show you when you are lonely or in darkness the astonishing light of your own being

بسیار شبیه به شعر بر «سَر ِ آنم که گر ز دست برآید دست به کاری زنم که غصه سر آید» است. خیلیها هم همین تصور را دارند و معتقدند پای حافظ شیرازی به مشهورترین کتابفروشی جهان باز شده است و برداشتی آزاد از آن روی این پلهها نوشته شده. اما یک عده دیگر اعتقاد دیگری دارند که آنهم بیارتباط با لسانالغیب نیست. آنها میگویند این اشعار به اشتباه به حافظ نسبت داده میشود و در واقع مربوط به یک شاعر آمریکایی به نام «دنیل لادینسکی» است که ادعا کرده که یک شب حافظ را در خواب دیده ودستهای کاغذ با شعر تایپ شدهاش را به او داده که این بیت نیز یکی از اشعار نوشته شده در آن کاغذها بوده.
«بس آسان مینمود اول غم دریا به بوی سود غلط کردم که یک موجش به صد گوهرنمی ارزد
شکوه تاج سلطانی که بیم سر در آن ترک است کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمی ارزد»


5 - اگر میخواهید بدانید جایی به نام میخانه یا میکده، چه تاریخچهای دارد، باید آن را در شعر حافظ جستجو کنید. او یکی از نخستین کسانی است که شرحی از جامعه ایران ارائه میدهد. نگاهی به اشعار حافظ نشان میدهد میخانه، جایی که افراد برای نوشیدن به آنجا میرفتند، در ایران عمری بیش از هفتصد سال دارد. ما نمیدانیم که حافظ واقعا یک مشتری پروپاقرص میکدهها بوده یا صرفا آنطور که برخی مفسران میگویند از این عبارت برای رساندن پیامهای عرفانی استفاده میکرده است. اما میدانیم که چنین مکانهایی در قرن هشتم هجری در ایران، احتمالا در جاهایی دور از چشم و در بین خرابهها وجود داشته که مشتریانش احتمالا در بین افراد سرشناس کم نبودهاند و شاید هم جناب حافظ یکی از طرفداران پروپاقرصشان بوده.