
با ورود هوش مصنوعی به حوزههای کاربردی برای کاربران معمولی، توجه همه افراد بیشتر به این فناوری جلب شد. بازار داغ هوش مصنوعی در حال حاضر حسابی گل کرده. حالا که موضوع اتوماسیون و ایجنتها (agentic workflows) داغ شده، پیجهای زیادی رو در اینستاگرام میبینی که ادعای "مشاور هوش مصنوعی و اتوماسیون و ایجنتیکدان" دارن. اما وقتی لینکدینشون رو چک میکنی، نه تحصیلات مرتبط در دانشگاه دارن، و نه خبری از گواهی دورههای معتبر در مفاهیم کلیدی هوش مصنوعی مثل ماشین لرنینگ، دیپ لرنینگ، NLP، LLM، agentic systems و computer vision هست و حتی سابقه کار در این حوزه ها.
چطور ممکنه کسی که دانش عمیق در این حوزهها نداره، پروژههای مختلف رو در راستای اونها انجام نداده و با تیمهای حرفهای کار نکرده، ادعای مشاوره داشته باشه؟ مشاوره دادن، نتیجه سالها کسب دانش از پروژههای واقعی هست. در حوزه ایجنت و اتوماسیون هم، اغلب تنها چیزی که بلد هستن، کار با n8n هست؛ در حالی که کمپانیها فقط به خاطر تسلط بر این ابزار، افراد رو استخدام نمیکنن. خیلی وقتها هم کارفرما خودش مشخص میکنه که پروژه با چه زبان برنامهنویسی و تکنولوژی خاصی (مثل Python، LangChain یا TensorFlow) پیاده بشه.
این وضعیت دقیقاً مثل این میمونه که کسی فقط ترکیب ژله با آب رو بلد باشه و بتونه دسر ژله درست کنه، بعد ادعا کنه متخصص حوزه دسر یا شیرینیپزی هست! برای ادعای تخصص و توانایی پیادهسازی انواع پروژهها، نیاز به دانش علمی بنیادی هست، نه صرفاً تسلط بر یک ابزار no-code/low-code. متأسفانه، به دلیل اینکه این افراد زمان کافی برای تولید محتوا دارن، در سوشال مدیا به راحتی به عنوان "متخصصین هوش مصنوعی" شناخته میشن و مردم عادی, که دانش فنی ندارن, متوجه تفاوت واقعی نمیشن.

دقیقاً مثل سه چهار سال پیش که افرادی که فقط تولید محتوا برای کار کردن با ابزارهای مختلف هوش مصنوعی یا چت با GPT رو آموزش میدادن، به عنوان "چهرههای هوش مصنوعی" شناخته شدن. این روند داره تکرار میشه و فضا از متخصصان واقعی خالی است.