ویرگول
ورودثبت نام
آرزو بیرانوند
آرزو بیرانوندمن به غمگینترین حالت ممکن شادم...نویسنده،خواننده
آرزو بیرانوند
آرزو بیرانوند
خواندن ۱ دقیقه·۶ ماه پیش

رسم زمونه

نگو رسم زمونه این چنینه

بری تنهام بزاری با سیاهی

نگو دیگه میون دشت سینه

نمونده جز غمو اشک و تباهی

نگو قسمت نبوده با تو باشم

بگیرم دستت و با دست سردم

نگو باید برم تا مبتلا شم

همینجوری پر از اندوه و دردم

نگو بد کرده‌ام با قلب خسته

اخه جرم دلم عاشق‌کشی نیست

نگو شاید به زندانی بیافتم

که سقفش جز تب دلواپسی نیست

نگو با گفتنت دیوونه می‌شم

اسیر رنگ چشماتم هنوزم

نگو باید که با این درد کهنه

بسازم، من بسازم تا بسوزم

نگو عشقم، نگو شاید که روزی

تو هم مثل دل من مبتلا شی

به چشم عشق خود شاید زمانی

رفیقی بی‌محبت، بی‌وفا شی!

۱
۰
آرزو بیرانوند
آرزو بیرانوند
من به غمگینترین حالت ممکن شادم...نویسنده،خواننده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید