به یاد اعظم طالقانی!

خانم اعظم طالقانی از پیشگامان مبارزه با استبداد و فرزند شایسته آیت الله سیدمحمود طالقانی شامگاه چهارشنبه هشتم آبان درگذشت.

وقتی این خبر را شنیدم،با وجود اینکه برای آیت‌الله طالقانی احترام زیادی قائلم(فقط یک نمونه از بصیرت ایشان مخالفتش با حجاب اجباری بوده) ، اما با خودم گفتم یکی دیگه از آقا زاده‌ها فوت کرده و حالا این همه جنجال شده است. به زور اسم پدرش نماینده مجلس بوده و لقب فعال حقوق زنان را هم گرفته... خب که چه؟

اما یک چیز در این خبر خیلی جالب بود، گویا خانم طالقانی، خودش را برای نامزدی ریاست جمهوری به وزارت کشور می رسانده تا ثابت کند عبارت "رجل سیاسی"، نباید منحصر به مردان باشد.

و این جمله آن چیزی بود که باعث شد بیشتر در مورد دختر محمود طالقانی بدانم:

خب او هم مثل خیلی از زنان هم دوره‌ خوپ، در نوجوانی ازدواج می‌کند، اما با وجود دو بچه در سن 17 سالگی یک دوره مدیریت می‌گذراند؛ اعظم طالقانی متولد 1322 بوده و یعنی در سال 1339 دوره مدیریت را گذرانده و مدیر مدرسه می‌شود.

اعظم طالقانی اولین نماینده زن در مجلس شورای اسلامی است و با فضای به شدت مردانه سیاسی ایران، حالا که خوب نگاه می‌کنم می‌بینم همین که توانسته به مجلس برود، خیلی هم قابل تحسین است. تازه بعد از دوره اول هم دیگر پا به مجلس نگذاشته است.

این خانم همچین صاحب امتیاز مجله پیام هاجر بوده است، در همان اوایل گویا توقیف می‌شود و بعد از مدتی با عنوان پیام ابراهیم دوباره منتشر می‌شود.

یک چیز جالب دیگر در این قضیه همین جاست، اینکه چرا این مجله تغییر نام داده از هاجر به ابراهیم. چرا ابراهیم، نه هاجر؟!

و در مورد نامزدی ریاست جمهوری، این خانم نخستین زنی است که خودش را نامزد ریاست جمهوری معرفی می‌کند، آن هم سال ۱۳۷۶. چه برهه‌ای! در این رابطه گفته:

«برای آزمایش قانون اساسی؛ هیچ دلیلی وجود ندارد که یک زن نتواند نامزد انتخابات شود.»

معتقد بوده تعبیر رجال در قانون اساسی معادل جنس مرد نیست و گویا تایید چند تن از مرجع و عالمان مذهبی را هم می‌گیرد. اما با این حال با درایت شورای نگهبان عزیز، درخواست او رد می‌شود. بعد از آن، سه دوره بعد، سال 1388 دوباره نامزدی خود برای انتخابات ریاست جمهوری را اعلام می‌کند.

«مهمترین چالش پیش رو در قانون انتخابات بحث رجال است که متأسفانه با تفسیرهای ناصواب مانع از حضور زنان در عرصه‌های مدیریتی کلان کشور شده‌است به همین دلیل برای شکستن چنین تابویی در عرصه انتخابات حضور خواهم یافت.»

وبعد سال ۹۶ دوباره سر و کله‌اش در لیست نامزدی ریاست جمهوری پیدا می‌شود و می‌گوید:

آمدم تا تکلیف رجل سیاسی را مشخص کنم.

حالا دیگر اعظم طالقانی، به زعم من خانم سرتق و مبارزی است و جدا از این که چه ایدئولوژی را دنبال می‌کرده، برایم محترم است.

خدایش بیامرزاد!