برای من افتخار. افتخار از انجام دادن کاری که قبلن تصور میشد نمیشه انجام داد. شور و شعفی که آدم بعد از انجام دادن کاری که براش سخت و زمانگیر بوده به دست میاره.
وقتی بالاخره در اون نقطه متوجه میشه پس اون هم مثل بقیه توانایی انجام دادن کاری رو داره، پس اون از بقیه عقب نیفتاده، پس اون هم میتونه.
به نظرم در اون افتخار امید هم هست. امید به اینکه پس بقیه کارها رو هم میشه انجام داد، پس برای رسیدن به بقیهٔ هدفها هم راهی هست، و اینکه اون لحظه تازه اولشه.
همچنین در اون لحظه آدم به یک درکی هم میرسه. درک اینکه تواناییش رو داره، اینکه اگر کاری سخته، برای همه سخته. به این درک میرسه که تنها چیزی که آدمها رو از هم متمایز میکنه، میزان تلاش و وقت و پشتکاریه که برای هدفشون میذارن. و در اون لحظه، بعد از مدتی تلاش کردن که ممکنه براش سخت هم بوده باشه، بهش ثابت میشه زمانی که گذاشته ارزشش رو داشته و به خودش افتخار میکنه که دست از تلاش کردن نکشیده.
کم پیش میاد آدم به خودش افتخار کنه، برای همین دوست دارم لحظههایی که آدمها به خودشون افتخار میکنن رو ثبت کنم.
احساسی که شما دوست داشتین ثبت کنین چیه؟
مهزاد-۱۰ آبان ۱۴۰۴