آیا ریشه اختلال اوتیسم در ارتباطات غیرکلامی‌ است؟

شاید ریشه اختلال اوتیسم در ارتباطات غیرکلامی نهفته باشد

اوتیسم و ارتباطات غیرکلامی
اوتیسم و ارتباطات غیرکلامی


تقریبا ۱۰ سال پیش به پیشنهاد یکی از دوستان یک اسباب بازی الکترونیکی برای بچه‌های اوتیسم ساختم. چون رشته من الکترونیک و رباتیک بود و به برنامه نویسی هم تسلط داشتم ساخت پروژه‌های نرم‌افزاری سخت افزاری برای من هم جذاب بود و هم لذت بخش. اول شروع کردم به تحقیق درباره اختلال اوتیسم و همچنین چند ملاقات در مراکز اوتیسم و صحبت با اساتید این حوزه. پس از ساخت بازی اون رو توی همایش اوتیسم دانشگاه تهران به اساتید نشون دادم که رد شد و کاملا هم به جا رد شد. من از متد ABA برای ساخت بازی استفاده کردم اما تقریبا همه اساتید اتفاق نظر داشتند که این بازی جوریه که ممکنه بچه‌ها با اون ارتباط برقرار کنن و بیشتر در خودشون فرو رفته و همچنان با دنیای بیرون و پدر و مادر ارتباط برقرار نکنند.

دو سال بعد از اون اتفاق من یک کتاب در زمینه هوش هیجانی مطالعه کردم و با ارتباطات غیرکلامی و زبان بدن و حالات صورت آشنا شدم و خیلی به این حوزه علاقه مند شدم. قسمتی از درک ارتباطات غیرکلامی مطالعه، تحقیق و پژوهش است، اما قسمت مهم اون تجربه و درک ارتباطات غیرکلامی است که این قسمت از مطالعه درباره اون به مراتب سخت تر است. یکی از علاقه‌مندی‌های من آموزش است و من ۵ سال پیش در تلاش بودم برای راه اندازی یک استارتاپ در حوزه آموزش الکترونیک، رباتیک و برنامه نویسی به کودکان و نوجوانان.

برای اینکه بتونم با مشتری‌های خودم ارتباط برقرار کنم در فاز اعتبار سنجی استارتاپ خودم سعی کردم چندتا کلاس الکترونیک، رباتیک و برنامه نویسی به صورت خصوصی و عمومی برای قشر هدفم که بچه‌های بین ۸ تا ۱۶ سال بودند برقرار کنم. تا بتونم محصولم جوری بسازم و طراحی کنم که مخاطبین من از استفاده از اون لذت ببرند. توی این کلاس‌ها با بچه‌های بسیار باهوش و نابغه‌ای برخوردم که اختلال اوتیسم داشتند و پروژه قدیمی باز اومد روی میز و من با علم ارتباطات غیرکلامی که در این مدت به دست آورده بودم شروع کردم به زیر نظر گرفتن دانش‌آموزان خودم.

توی یکی از مدارس خصوصی اصفهان چندکلاس گرفتم که در هر کلاسی تقریبا ۸ تا دانش‌آموز بود که بین اونها چند تا دانش‌آموز باهوش با اختلال اوتیسم داشت. همچنین در چند کلاس خصوصی دیگه باز هم دانش‌آموزانی داشتم که اختلال اوتیسم داشتند.

توی مدتی که به این دانش‌آموزان تدریس می‌کردم سعی کردم درک کنم مشکل اونها در ارتباط برقرار کردن چیه و به چه چیزهایی حساس هستند و چه تفاوت‌هایی با دیگران دارند. درک این موضوع من رو به این سمت سوق داد که احتمالا اختلال اوتیسم ریشه در ارتباطات غیرکلامی در سن نوزادی دارد.

اینجا بود که من خیلی جدی تر، هم درباره اختلال اوتیسم مطالعه می‌کردم و هم در زمینه ارتباطات غیرکلامی و ارتباط اون با ضمیرناخودآگاه انسان.

نظریه مادران پخچالی

برای نخستین بار "لئو کانر "(1943) متوجه شد که بعضی از کودکان از همان بدو تولد دچار مشکلات زبانی ،رفتاری و احساسی هستند. وی ضمن شرح حالات این کودکان برآن بود تا راه حلی برای درمان آن ها بیابد. آقای کانر معتقد بود که کودکان آتستیک از والدین خود عشق و محبت دریافت نمی‌کنند و توسط مادرانشان مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند و در یخچال حبس می‌شوند.

نظریه آقای کانر در دنیای امروزی که کاملا روی ژنتیک تمرکز کرده کاملا رد شده است. اما من میخاهم با ارتباطات غیرکلامی نظریه آقای کانر را به روش دیگری توضیح بدم.

ارتباطات غیرکلامی

۹۳ درصد ارتباطات ما غیرکلامی است. در یک ارتباط روزمره بین دو شخص تنها ۷ درصد ارتباط را کلمات تشکیل می‌دهند. ۵۵ درصد ارتباط ما از طریق زبان بدن و حالات صورت منتقل می‌شود و ۳۲ درصد دیگر را تن صدای ما تشکیل می‌دهد.

اما شاید درک این موضوع کمی سخت باشد چرا که شما به صورت خودآگاه برای ارتباط برقرار کردن با دیگران از کلمات استفاده می‌کنید. نکته مهم برای درک موضوع در ناخودآگاه است. شما ممکن است به صورت خودآگاه به کلمات مخاطب خود گوش کنید اما درک شما از کلمات مخاطب تان کاملا غیرکلامی است. یعنی تاثیر ارتباطات شما توسط ناخودآگاه شما دریافت می‌شود و پردازشگر ناخودآگاه شما توسط چشم و گوش چیزها را متفاوت با خودآگاه درک می‌کند.

مثلا اگر از کسی سوالی بپرسید و آن شخص در جواب شما بگو "خیر" اما سرش را به سمت پایین به نشانه "آری" حرکت دهد شاید شما به صورت خودآگاه جواب خیر را دریافت کنید اما ناخودآگاه شما اصلا به کلمات توجهی ندارد و حرکت تایید سر به سمت پایین را به عنوان جواب نهایی، یعنی "آری" در نظر خواهد گرفت.

سوال این است که زبان بدن و حالات صورت و تن صدا چگونه کنترل می‌شود و جواب این است که توسط ناخودآگاه شما کنترل می‌شود و شما به صورت خودآگاه تاثیر چندانی در کنترل آن ندارید. این بدین معنی است که اگر شما تلاش کنید چیزی را پنهان کنید یا دروغ بگویید، حقایق در غیرکلامی‌ها ( زبان بدن، حالات صورت و تن صدا) خود را نشان می‌دهد.

ارتباط غیرکلامی و اوتیسم

از آنجایی که ما انسانهایی احساسی هستم پس هر حسی در ذهن ما نقش ببندد بلافاصله در بدن و صورت و تن صدای ما ظاهر می‌شود. پس وقتی می‌گوییم کودکان آتستیک توان ارتباط برقرار کردن ندارند نه اینکه نمی‌توانند صحبت کنند بلکه تمایل ندارند با شما ارتباط غیرکلامی برقرار کنند.
حال بیایید دنیا را از دید یک کودک تازه به دنیا آمده ببینیم. برای یک نوزاد تنها راه های ارتباط با دیگران غیرکلامی است چرا که هنوز حرف زدن را یادنگرفته است. چطور کودک با مادر و مادر با کودک خود ارتباط برقرار می‌کند و حس و حال او را می‌فهمد؟ بسیار ساده است، کاملا غیرکلامی این اتفاق می‌افتد.

در علم ارتباطات غیرکلامی مفهمومی به عنوان Mirroring وجود دارد به این معنی که اگر شما حالت بدن یا صورت کسی را تقلید کنید میتوانید حس درونی شخص مقابل را درک کنید. پس وقتی مادر میخندد کودک نیز حالت صورت مادر را تقلید کرده و از درون شاد شده و او نیز می‌خندد و اگر مادر ناراحت باشد و اخم کند، کودک نیز حالت صورت مادر را تقلید کرده و حس درونی ای که دریافت می‌کند ناراحتی است.

آقای کانر گفته بود اوتیسم به دلیل والدین سردی ایجاد می‌شود که به کودکان خود عشق نمی‌ورزند. من معتدم شاید اوتیسم به دلیل فقدان ارتباطات غیرکلامی مثبت از طرف والدین به کودکان و نوزادان باشد.

اگر کودکی چند هفته پشت سرم هم صورت مادری را تقلید کند که حس درونی خوبی ندارد یعنی کودک از درون در حال آزار و اذیت قرار گرفتن است و برای رهایی از حس بد درونی تصمیم می‌گیرد که با دیگران ارتباط چشمی و غیرکلامی برقرار نکند و این امر موجب شروع در خود فرورفتگی و اختلال اوتیسم خواهد بود.

اینکه مادران کودکان آتستیک به فرزندان خود عشق نورزیده باشند شاید درست نباشد، اما کودکی که تمامی ارتباطات دنیای او غیرکلامی است اگر شاید حتی چند هفته پشت سرهم، ارتباط چشمی و صورت منفی داشته باشد میتواند موجب درخود فرورفتگی وی شود. مثلا مادر برای مدتی از موضوعی ناراحت و خشمگین باشد، این امر موجب می‌شود که خشم از صورت مادر به درون کودک منتقل شود و کودک برای رهایی از این حس منفی ارتباطش را با مادر و دیگران قطع کند. این به این معنی نیست که مادران عاشق کودش نیست و آن را دوست ندارند و به آن محبت نمی‌کند، بلکه به این معنی است که در زمانی که کودکان هنوز توان درک کلامی را ندارند به صورت غیرکلامی مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند. کسانی که با کودکان ارتباط بلند مدت داشته‌اند حس درونی خوبی نداشته و از طریق صورت آن را به کودک منتقل کرده‌اند. و این امر موجب در خود فرورفتی کودک شده و وقتی به دنیای آرام درون عادت کرد تمایلی به ارتباط با دنیای بیرونی را از دست می‌دهد و به دنیای درونی خود عادت می‌کند.

ارتباط بوتاکس و اوتیسم

https://virgool.io/@majidsalamat.com/botox-body-language-facial-expression-nonverbal-comunications-ehpgd3gezeoq

قبلا در این باره نوشته بودم که عمل‌های زیبایی موجب می‌شود که شما توان انتقال احساسات را از دست بدهید من خودم به دلیل اینکه توان خواندن حالات صورت را دارم و میتوانم به صورت خودآگاه سیگنال‌های درونی را از روی صورت درک کنم به شخصه بسیار برایم سخت است که به صورت خانم‌‌هایی که عمل زیبایی صورت کرده اند نگاه کنم. چرا که درک حالت درونی شخص غیرممکن است و در کثری از ثانیه به من القاء می‌شود که این شخص قابل اعتماد نیست. چرا که تضاد بسیار شدیدی بین کلامی و غیرکلامی وجود دارد. اگر بوتاکس برای دفعات زیاد روی صورت تکرار شده باشد تبدیل به یک فاجعه خواهد شد که دیگر تقلید کردن صورت شخص برای درک احساس درونی غیرممکن است.

شما معمولا به صورت ناخودآگاه در کسری از ثانیه به صورت ناخودآگاه حالت صورت شخص مقابل خود را تقلید می‌کنید تا حس درونی او را بفهمید اما حالت کنونی صورت در حقیقت یک ترکیب تعریف شده در ناخودآگاه شما نیست، چرا که فشار بوتاکس زیر پوست صورت آزادی عمل عضلات صورت را گرفته و حالات صورت را تبدیل به حالات تعریف نشده و بدون معنی می‌کند. که این امر باعث می‌شود شما با نگاه کردن به صورتی که بوتاکس کرده از درون احساسات بسیار عجیب و غریب و تعریف نشده ای داشته باشید. من به شخصه توان ارتباط برقرار کردن با صورت خانم‌‌هایی که بوتاکس کرده‌اند را ندارم. حال فکر کنید یک کودک میخواهد از بدو تولد با صورتی ارتباط برقرار کند که با معانی درونی تعریف شده او متفاوت است.

فکر کنید کودک در حال گریه کردن است به هر دلیلی، وقتی کودکی گریه می‌کند برای آرام کردن آن کافی‌است در صورت مادر حالت همدردی وجود داشته باشد که معنی آن این است که مادر از درون این حس را دارد. همین امر کافیست که به کودک آرامش درونی دهد که مادر دارد با او همدردی می‌کند. اما صورت مادری که بوتاکس شاد و خندان دارد توانایی نمایش حالت همدردی را ندارد و تنها حالتی که از صورت او دریافت می‌شود شادیست. فکر کنید شما دارید گریه می‌کنید و مادر شما دارد می‌خندد من که آدم بالغی هستم و توان صحبت کردن هم دارم دیگر تمایل به برقرار کردن ارتباط چشمی و صورت با چنین مادری را ندارم چه برسد به کودکی تمام دنیای او در غیرکلامی‌ است و تمامی احساسات را از طریق حالات صورت دریافت می‌کند.

یا فکر کنید در مجلس ترحیم هستید و کسی که بوتاکس خندان کرده تلاش کند تا با صاحب عزا همدردی کند، چون دقیقا تجربه چنین اتفاقی را داشته ام، نتیجه این بود که همه شاکی بودند که چرا فلانی در مراسم ترحیم اینقدر می‌خندید، در صورتی که شاید در زیر پوست صورت و فشار بوتاکس آن شخص ناراحت بود اما چیزی که دیگران می‌دیدند با حقایق پشت صورت متفاوت بود.
حال بسته به نوع و تکرار بوتاکس به مرور زمان حالات صورت بسیار بدتر و بدتر هم خواهد شد چرا که عضلات صورت با حرکت کردن برای نمایش حالات درونی باعث جابجایی بوتاکس شده و حالات صورتی که به نمایش در می‌آید حالاتی کاملا غیر معمول و نا آشناست.
این تحقیق جای بررسی و پژوهش بیشتری دارد. من تلاش کردم با گروهی از دانشجویان دانشکده پزشگی دانشگاه اصفهان در این زمینه تحقیق بیشتری انجام دهم اما متاسفانه منابعی که لازم بود محیا نشد.

شما چه فکر می‌کنید؟ آیا به نظر شما ممکن است که ریشه اوتیسم، فقدان ارتباط غیرکلامی مثبت در دوران نوزادی توسط والدین با کودکان باشد؟