سی و سه پل هوشمندترین پل جهان

سی و سه پل هوشمندترین پل جهان
سی و سه پل هوشمندترین پل جهان
این پست قسمت کوچکی از یک پژوهش چندساله درباره شهر هوشمند است.


اجزای شهر هوشمند

شهر از آنجایی شروع می‌شود که شما از خانه خارج می‌شوید. در مسیر شما هر چیزی غیر از خانه های مسکونی باشد جزو حریم شهر است.

شهر هوشمند با کمترین هزینه بهترین خدمات را به شهروندان می‌دهد و نگهداری اجزای آن ساده و خودکار است.

پس در یک شهر هوشمند باید تمامی پارمترهای شهری که مورد استفاده شهروندان قرار می‌گیرد هوشمند باشد.

وقتی می‌گوییم هوشمند یعنی چه؟ در یک خانه هوشمند شما میتوانید به سلیقه خود خانه را کنترل و تنظیم کنید. یعنی من اتاقم را روی دمای ۲۰ درجه نگه میدارم و بچه های من آن را روی دمای ۲۴ درجه نگه میدارند.

من نور اتاقم را روی کم تنظیم می‌کنم و همسرم روی ملایم.

همچنین استفاده از خانه هوشمند ساده است و خودش خودش را تنظیم و تمیز و نگهداری می‌کند. مانند یک موجود زنده که دارد همه چیز را در بهترین حالت نگهداری می‌کند.

شهر هوشمند لزوما یک شهر که از تکنولوژی استفاده می‌کند نیست و می‌تواند عاری از هر گونه تکنولوژی باشد و کاملا طبیعی از اجزای طبیعت باشد. ( این شهر هوشمندی است که تمام دنیا به دنبال آن است)

اما شما وقتی در شهر طردد می کنید آیا می‌توانید نسبت به سلیقه خود انتخاب کنید؟

یکی از نمونه اجزای شهری پل ها هستند مثل پل های عابر پیاده که توسط شهرداری ساخته می‌شود.

این که یک پل عابر هوشمند باشد قسمتی به این است که استفاده از آن راحت باشد و شهروند احساس خوبی از عبور از آن داشته باشد. و هزینه ساخت آن کم باشد و عمر آن زیاد.

پل‌های عابر پیاده آهنی که الان در شهرها ساخته شده است اولا با ساختار محلی هیچ تطابقی ندارد مثلا شهرهای تاریخی ای مثل شیراز، یزد، اصفهان، قزوین و تبریز باید نسبت به ساختار معماری شهری آنها یک بنایی باشد که در ساختار معماری کنونی تطبیق داشته باشد و در تناسب با فرهنگ و معماری محلی ساخته شود. چرا که پیاده سازی شهر هوشمند به شدت به فرهنگ محلی ساکنان آن بستگی دارد.

اما به هر حال همین پل‌های آهنی را بیایید از نظر هوشمندی نقد و بررسی کنیم.

یک فلز خشک و بی روح که معمولا یک رنگ دارد. آنهایی که پله برقی دارند بسیار کثیف است و معمولا نگهداری آنها بسیار هزینه بر است. کاربر وقتی از آن استفاده می‌کند اصلا حس خوبی ندارد و مخصوصا آسانسورها که هنوز به دلیل حالت خشنی که دارند از نظر تاثیر غیرکلامی بسیار ترسناک هستند برای خیلی از مردم. و کثیفی آنها و صدای بعضا بد غژ ساییده شدن آهن در آنها در حالت خرابی ترس و تاثیر بد آن بر روی شهروندان را دوچندان می‌کند.

وقتی بر روی آن قدم میزنید احساس امنیت ندارید چون یک ورق نازک آهنی زیر پای شماست اینها شاید از نظر شما به هیچ وجه اهمیت نداشته باشد اما تمامی این محاسبات و تاثیرش توسط درک غیرکلامی شما محاسبه می‌شود و در خوب و بد کردن حال شما تاثیر گذار است.

پارامتر بعدی آن دید است. که شما چه نمایی را در حین عبور می بینید؟ که معمولا پل های عابر پیاده محبوس شده با تبلیغات بزرگ شهری که جلوی دید شما را در حین گذر از پل های عابر کاملا می گیرد و باز مکان را به یک تونل وحشت تبدیل می‌کند که حال هر جنبنده ای را بد می‌کند، از طرفی همان، تبلیغات بزرگی که بر روی پل‌ها نصب شده چهره شهر را به یک مکان تبلیغات تبدیل کرده که به دلیل نداشتن ماهیت طبیعی ( آب، خاک، باد، آتش) باعث تاثیر بد غیرکلامی بر روی شهروندا می‌شود. ( تبلیغات شهری را کاملا حذف کنید باعث استرس و نا امنی درونی شهروندان می‌شود انگار در حال زندگی در یک بازی کامپیوتری هستند).
در مجموع پل‌های آهنی شهری ای که برای شهروندان ساخته شده هیچ احترامی برای شهروند قائل نیست و به او هیچ احترامی نمی‌گذارد به او هیچ حس آرامش و امنیتی نداده و ارزش کسی که از آن استفاده می‌کند را به شدت کاهش می‌دهد.
برای درک دقیق تر این موضوع که چقدر طراحی میتواند در روحیه یک کاربر یا شهروند تاثیرگذار باشد کافی است محصولات اپل را با دیگر رقبا مقایسه کنید.

اکنون بیایید یک پل هوشمند تاریخی را نقد و بررسی کنیم

سی و سه پل

میخواهم یکی از پل های تاریخی اصفهان را به عنوان یک جزء شهری هوشمند معرفی کنم.

سی و سه پل از آجر ساخته شده مثل لگو از اول تا انتها سر هم شده است. پس قیمت ساخت آن نسبت به استقامت و قدمت آن بسیار به صرفه است. تقریبا تمامی بناهای قدیمی اصفهان از آجر ساخته شده که حس سادگی و یکپارچگی به ساختمان‌ها می‌دهد و مهمتر از همه خلاقیت در چیدمان آجرها برای خلق یک شاهکار با استفاده از میلیونها قطعه از یک جزء ( آجر).

پل های دیگر اصفهان که عمری زیر ۵۰ سال دارند اوضاعشان از ۳۳ پل خرابتر است. از طرفی تمامی دست اندکاران و مسئولین اصفهان در تلاش هستند که ۳۳ را نجات دهند که تنها راه نجات آن جریان دائمی حرکت آب زاینده رود است.

سی و سه پل هوشمند ترین پل جهان

با هزینه کم، یک بار و برای مدتی بسیار طولانی با طراحی بسیار خارق العاده و تجربه استفاده ای فراموش نشدنی و به یاد ماندنی.

قدمت واقعی پل را نمی‌دانم و به اسناد تاریخی نوشتاری نیز اعتمادی نیست آنچه می‌گویند بیش از ۴۵۰ سال قدمت دارد که میتوانید به آن شک کنید تا یک سند علمی برای عمر آجر آن پیدا شود.

سی و سه پل از نظر طراحی در کمال سادگی طراحی شده و تاثیر غیر کلامی آن یعنی احترام و زیبایی هر دو را دارا می باشد.

یعنی شما در هر زمان از روز یا شب که از روی پل رد شوید می‌توانید سه منظره متفاوت را برای دیدن انتخاب کنید. نه تنها سه منظره بلکه از هر دهانه پل میتوانید دنیای جدیدی با زاویه ای جدید ببینید. اگر آفتاب دوست داشته باشید از وسط پل رد میشود تا دوش آفتاب بگیرید اگر به آفتاب حساس هستید میتوانید از دهانه های زیرین آن رد شوید و در لحظاتی از روز نیز به دلیل زاویه سایه میتوانید در سایه از کناره های پل رد شوید این همان حق انتخابی است که در حین استفاده از پل به شهروندان داده می‌شود و آن را هوشمند برای هر سلیغه‌ای کرده تا شهروندی که از روی آن رد می‌شود انتخاب کند.

تجربه کاربری ۳۳ پل، احترام و نوازش شهروندان
تجربه کاربری ۳۳ پل، احترام و نوازش شهروندان


لبه های تیز و آهنی ندارد. از آنجایی که تنها از آجر در آن استفاده شده حس سادگی کاملی دارد و این حس بسیار خوشایند است و هیچ تهدید غیرکلامی ای در خود ندارد. یک تردد از روی آن یک تجربه خارق العاده متفاوت است در هر لحظه از سال که از روی آن رد شوید پل شما را نوازش می‌کند و روح شما را سیقل می‌دهد و شما را از درون کوک می‌کند.
چطور شما میتوانید چنین شاهکاری را به چنین قیمت و با چنین استقامت، قدمت و چنین UI/UX ( نما و تجربه کاربری) در دنیا پیدا کنید؟

هر دهانه یک دنیای زیبا که روح انسان را پاک و تمیز می‌کند
هر دهانه یک دنیای زیبا که روح انسان را پاک و تمیز می‌کند


از جهتی یکی از مصالحی که در پل استفاده شده است ساروج باعث زنده ماندن پایه های پل است یعنی پل را تبدیل به یک ارگان زنده می‌کند که با آب در حال زندگی کردن است.

چطور میتوانیم از این اثر تاریخی زیبا و خارق‌العاده پاسداری و نگبانی کنیم؟

و سوال مهم تر من این است چه کسی یا کسانی و در چند سال پیش اینجا بودند که یک چنین اثری با این همه ظرافت و دقت و احساس خلق کرده اند، که ما با این همه تکنولوژی و پیشرفت نمی‌توانیم نگهداری یا مرمتشان کنیم؟ آنها چه چیزی داشتند که ما اکنون نداریم؟ چون علم، دین و ثروت هیچ کدام در ساخت چنین آثاری به ما کمکی نکرده‌اند شاید چیزی که ما برای ساخت چنین آثاری کم داریم عشق باشد.

تمامی دنیا در تلاش برای رسیدن به شهر و اجزای شهر هوشمند است دقیقا همین جایی که پدران و نیاکان ما آن را ساخته و با سخاوت برای ما به یادگار گذاشته اند.

اگه نتوانیم نگهداری و مرمتشان کنیم وارثان حقیقی سازندگان آن نیستیم.