ویرگول
ورودثبت نام
محمدطهماسبی
محمدطهماسبی✍️در پناه واژه‌ امن به نام شعر📚
محمدطهماسبی
محمدطهماسبی
خواندن ۲ دقیقه·۱۸ روز پیش

دلنوشته نبودنت

نبودنت.....

نبودنت یک فصل ناتمام در تقویم من است. فصلی که تمام برگ‌هایش به رنگ پاییز رفتند و دیگر هیچ بهاری را ندید.

می‌گویند زمان، مرهم هر دردی است. اما زمانِ من، از لحظه‌ای که نیستی، در همان لحظه‌ی آخرِ آخرین دیدار متوقف شده است. انگار ساعتم شکسته، و عقربه‌هایش فقط به سمت خاطرات می‌چرخند.

دنیا می‌گذرد، اما من در آن لحظه، در آن ثانیه آخر، در همان تقاطع احساسات ثابت مانده‌ام. لحظه‌ای که حس کردیم فاصله دارد ، لحظه‌ای که می‌دانستیم این آخرین نفس مشترک در هوای یکسان است.

چشم‌هایم دنبالت می‌گردند، در شلوغی خیابان، در سکوت خانه، حتی در انعکاس ناپیدای خودم در شیشه. هر کجای این شهر، ردی از تو هست؛

پنهان در عطر قهوه‌ای که دیگر با هم نمی‌نوشیم،

در آهنگی که دیگر با هم گوش نمی‌دهیم،

و در جای خالی‌ات در شبهای ک خیابان خاطرات را به تنهایی قدم میزنم

این "جای خالی" خودش یک حضور است. یک حضور سنگین که وزن همه چیزهایی که می‌توانستیم باشیم را بر دوش می‌کشد

تو نرفته‌ای، فقط شکل حضورت عوض شده.

دیگر نه با دست‌هایم لمست می‌کنم، نه به شانه‌هایت تکیه می‌کنم.

حالا، تو شده‌ای نسیمی که بی‌خبر می‌وزد و موهایم را نوازش می‌کند.......

تو شده‌ای نوری که از پنجره می‌تابد و سایه‌ات را بر دیوار می‌کشد، درست جایی که زمانی ایستاده بودی.

رفتن، برای جسم است؛ برای آن جسمی که روزی در کنارم بود. اما عشق، روح است. و روحِ من، رها نخواهد شد از ریسمانِ آن روزهایی که با هم بافتیم.

اما این دلتنگی،

این فاصله ، به ما اجازه داد تا عشق را در ثروت وپول تعریف نکنیم عشق واقعی، نیازی به مجاورت ندارد. عشق، یک تابع چند متغیره است اگر عاشق باشیدخودت تغییر میکنی اما اگه اگه اگه عاشق نباشی. مسیرت تغییر میکند

این نبودنت، بزرگ‌ترین درس عشق بود: اینکه ماندن در حافظه، قوی‌تر از هر بودنی است.

من می‌مانم در این قفس تنها،

پرنده‌ای که حالا در آسمان خاطرات، آزاد و بی‌مرگ پرواز می‌کنم تا بمانم.........

#محمد_کورد

#رهرو


@Mohamadkurdshaer

تعریف عشق
۱
۰
محمدطهماسبی
محمدطهماسبی
✍️در پناه واژه‌ امن به نام شعر📚
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید