ویرگول
ورودثبت نام
مریم عسگرپور
مریم عسگرپور
مریم عسگرپور
مریم عسگرپور
خواندن ۱ دقیقه·۵ روز پیش

:: •۲• کیـــــــــ🍰ــــــــک

قبلا مدرسه یکی از اقوام کار می کردم. هرازگاهیی مه دلم می گیره می رم اونجا سرگرم بشم.

دو هفته قبل که رفتم عروس خاله تا منو دید گفت خداتورو رسوند کادرم این ماه نمیاد میای صبحا اینجا؟ منم چون حوصله ام سر رفته بود قبول کردم. حالا صبحا از نه تا ظهر یک میرم مدرسه.

امروز که رفتم صبحانه نخورم گفتم میرم املت میخرم با خانم کوره پز میخوریم که اونقدری سرم شلوغ شد دیرم در اومدم نمی شد برم خونه ناهار بخورم باید فاطمه رو می بردم کلاس.

اومدم بیرون تا اسنپ بیاد یه شیرینی فروشی دیدم رفتم ازش کیک خیس خریدم. بعد از مدتها کیک خیس میخوردم خیلی وقت بود هوس می کردم ولی تنبلیم میومد درست کنم.

خدایی کیکای من کجا اون کجا 😏 ولی کاچی به از هیچی. با اینحال هنوزم گشنمه 😭 تا ساعت پنجم اینجام 😭😭😭😭

۱
۰
مریم عسگرپور
مریم عسگرپور
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید