دانشگاه یا برنامه نویسی ؟ ۲


این پست در اصل پاسخ به عزیزانی هست که در پست قبلی خواستند بنده رو راهنمایی کنند .

وقتی صحبت از انصراف از دانشگاه میشه خوب نظرات متفاوتی مطرح میشه ، یک سری ها به خاطر جو استیوجابز و زاکربرگ یه سری دیگه قید دانشگاه رو میزنن و میرن که به قول خارجیا change the world بکنن منتها خیلی زود متوجه میشن که اینجا ایرانه نه سیلیکون ولی ، یک سری ها هم حرف های منطقی میزنند که توی جامعه ما کلا خریدار نداره و ....

من طرفدار تحصیلات دانشگاهی ام

حتی تو ایران با این اوضاع نابسامان آموزشی هم تحصیلات دانشگاهی خوبه به چند دلیل :

  • شما توی دانشگاه از زندگی معمولی خودت خارج میشی و یه فضای جدیدتری میبینی با آدما و سلیقه های بیشتری آشنا میشی و به قول اون دوستمون زندگی کردن رو یادمیگیری
  • دانشگاه فرصتی رو برای شما فراهم میکنه که میتونید با خیال آسوده روی کاری تمرکز کنید که بهش علاقه دارید(حالا یکم این درس های غیر واجب اذیت میکنند که اونم قابل تحمله) و جامعه هم این موضوع رو میپذیره درصورتی که اگر خودتون به صورت فریلنسری همین کاررو ادامه بدین به قول اون بنده خدا همه به چشم یک مفت خور به شما نگاه میکنن
  • شما در دانشگاه به اساتید دانشگاهی که کاربلدهای رشته خودتون هستند دسترسی دارین و میتونین به صورت رایگان ازشون کار یاد بگیرین و پیشرفت کنین ( در مورد من که رشتم نرم افزاره اینجوری بوده)
  • دانشجویان . فرصتی که دانشگاه برای شبکه سازی فراهم میکنه بسیار عالیه ؛ شما با کسایی آشنا میشین که هم سن و سال خودتون هستند و هدفشون با شما یکسان و درآینده همین ها روابط کاری شمارو شکل میدهند (البته منکر وجود سیاهی لشگر در دانشگاه نمیشم) در ضمن با حوزه های کاری مختلف در رشته های دیگه هم آشنا میشین

به نظر من موارد بالا دلایلی هستند که میشه به عنوان نقاط مثبت دانشگاه رفتن بهشون نگاه کرد .

تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمیبره ؟

شاید بگین خوب برادر شما که انقد میگی دانشگاه خوبه و فلان پس چته میخوای انصراف بدی ؟ من طرفدار تحصیلات دانشگاهی هستم ولی وقتی شما دغدغت چیز دیگه ایه نمیتونی انقد خوش و خرم به همه چیز نگاه کنی ! وقتی به خودت نگاه میکنی میبینی باید ازدواج کنی و یک ریال پول نداری خدمت سربازی لعنتی رو هم نرفتی اونوقت دیگه باید برای خودت کارهای مهم و مهمتر تعریف کنی از قید یک سری ها بزنی تا به یکسری دیگه برسی ، به طور واضح تر یعنی باید من بیخیال حاشیه امن دانشگاه بشم و برم تا یکم شرایطمو مهیاتر کنم برای ازدواج !

شاید الان یاد حبیب توی سریال لیسانسه ها افتادین نه ؟ چرا من انقدر میگم ازدواج ازدواج ازدواج ... دلیلش رو شاید همه متوجه نشند ولی دلیلش اینه که از یه جایی به بعد دیگه تنهایی نمیشه ادامه داد

جمع بندی

دانشگاه با همه مزیت هایی که داره ولی یکم روتتینه و وقت تلف کن (البته شاید هم من اینجور فکر میکنم !) . ولی بیرون از دانشگاه هم که آش نذری نمیدن !!! هی ..... اجب اوضاعیه ، خیلی مسخرست که نمیتونم تصمیم درست بگیرم ، به خاطر اینه که مسیر رو نمیتونم کامل ببینم شایدم به خاطر اینه که آدم کمال گرایی تشریف دارم شاید باید ریسک کنم ! نمیدونم (چه جمع بندی خوبی)

خلاصه اینکه درحال حاضر از مشورت با آدم های دنیا دیده خیلی خیلی خوشحال میشم :)

با تشکر جوون این مملکت