برنامۀ امروز: یوگا، دزدی، خواب.

یه آیه‌ای هست تو قرآن که می‌گه:
«ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ» (البقره،۲)
تقریباً معنیش اینکه این کتاب فقط «تقواپیشگان» رو هدایت می‌کنه.

فکر می‌کنم در مورد همهٔ چیزهای دیگه هم این می‌تونه صادق باشه، منظورم همهٔ چیزهاییه که ما اون‌ها رو وسایل هدایت به‌سمت یه زندگی بهتر می‌دونیم: این وسایل فقط «یک عدهٔ خاص» رو آدم‌های بهتر، جالب‌تر و کمتر مریضی می‌کنه.
مثال کلیشه‌ای‌اش کتاب خوندنه. کتاب‌خوندن فقط به یه عدهٔ خاص دید بازتر، فکر عمیق‌تر و ... می‌ده، وگرنه یه عالم خورهٔ کتاب (که چقدر ازین اصطلاح بدم می‌آد) هستن که با تموم‌کردن هر کتاب فقط پرادعاتر می‌شن.
چیزهای دیگه هم همین‌طوره: فلسفه، روان‌شناسی، عرفان، دین ... حتی سفرکردن، یا مثلاً یوگا‌کردن.

چند وقت پیش، تو هرمز، در مورد یه نفر می‌گفتن که «صبح‌ها یوگا می‌کنه و شب‌ها دزدی.»
فکر می‌کنم برای اکثر ماها هم همین باشه،
اگه از تقواپیشگان/عدهٔ خاص نباشیم، که نمی‌دونم چجوری می‌تونیم باشیم یا اصلاً امکانش هست که بشیم یا نه، صبح‌ها هر کاری هم که بکنیم، باز هم شب‌ها می‌ریم سراغ همون دزدی.