ویرگول
ورودثبت نام
Mane_biman
Mane_bimanخواندن و خوانده شدن را دوست دارم هم تو را هم خودم را دوست دارم
Mane_biman
Mane_biman
خواندن ۱ دقیقه·۶ سال پیش

وقتی اخرش می فهمی


الان اخرش هست ،حسابی دعوا کرده ایم جلوی چشمان شیوا ،البته شیوا زیاد هم انگار به ما توجه نمی کرد وحواسش به بازی اش بود ولی من که می شناسمش

وقتی دید گریه می کنم پرسید چه شده گفتم از بابا ناراحتم و اینکه همه ی پدر مادرها دعوا می کنن همه فامیل را هم مثال زدم

به راحتی برایش یک باور ساختم که پدر مادرها دعوا می کنند واقعا افرین به من .

حوصله نداشتم چمدان ببندم بروم قهر ،گرسنه امم شده بود برای درست کردن شام خیلی زحمت کشیده بودم

رفتم توی پذیرایی ازش پرسیدم شام می خوری گفت نه،

برای خودم لقمه گرفتم ... بعد رفتم توی اتاق خواب که مطالعه کنم خوابم برد

صبح که بیدار شدم شروع کردم به فکر کردن دیدم فقط دارم قُر می زنم که چرا جلوی بچه ملاحظه نمی کند

در واقع من بی ملاحظه بودم که صبر نکردم زمانی که شیوا نیست پیگیر ماجرا شوم

ولی دارد پولمان را به باد می دهد گفتم لابد هزینه اینست که درسمان را از این ماجرا بگیریم

می گوید گرفتار من شده گفتم هیچکس گرفتار کسی نیست می تواند انتخاب کند گرفتار نباشد

‌کاش اول دعوا به این ها فکر کرده بودم

به قول استادم اولش اخرش می فهمی مثل الان من بعد وسطش می فهمی وسط دعوا را می گویم اخرش اولش می فهمی یعنی کنترل احساسات می کنی و اصلا جلوی شیوا مطرح نمی کردم.

۱۱
۰
Mane_biman
Mane_biman
خواندن و خوانده شدن را دوست دارم هم تو را هم خودم را دوست دارم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید