تا همین چند روز پیش، به نظر میرسید هیچ نیرویی در جهان جلودار طلا نیست. اونس جهانی سقفهای تاریخی را یکی پس از دیگری میشکست و تحلیلگران از اهداف 6000 دلاری صحبت میکردند. همه جا صحبت از جنگ، تورم و ناتوانی دلار بود. اما ناگهان در سی زانویه حداقل در کوتاه مدت، ورق برگشت!
قیمتها با همان سرعتی که بالا رفته بودند، شروع به اصلاح کردند. کسانی که در اوج قیمت و از ترس جا ماندن (FOMO) خرید کرده بودند، حالا با هر نگاه به تابلو، بخشی از سرمایهشان را آبرفته میبینند.
اما در پشت پرده این نوسانات چه میگذرد؟ آیا طلا تمام شده است؟ یا این فقط یک تنفس قبل از صعود بعدی است؟ بیایید بدون هیجان و با منطق بازار به این ماجرا نگاه کنیم.
صعود طلا بیدلیل نبود. سه موتور جت زیر قیمت طلا روشن شده بود:
ترس ژئوپلیتیک: سایه جنگ در خاورمیانه و اوکراین، سرمایهگذاران بزرگ را به سمت «پناهگاه امن» هل داد.
خرید بانکهای مرکزی: چین، روسیه و هند برای کاهش وابستگی به دلار، در حال تبدیل ذخایر خود به شمش طلا بودند.
انتظار کاهش نرخ بهره: بازار مطمئن بود که فدرال رزرو آمریکا نرخ بهره را کاهش میدهد (که به نفع طلا است).
این سه عامل باعث شد طلا اصطلاحاً «Overbought» (خرید افراطی) شود. یعنی قیمت کمی جلوتر از واقعیت حرکت کرد.
هیچ درختی تا آسمان رشد نمیکند. بازارها همیشه به «اصلاح» نیاز دارند تا سالم بمانند. دلایل ریزش اخیر (کارکشن) عبارتند از:
پدیده «خبر را بفروش»: در بازارهای مالی قاعدهای داریم: «با شایعه بخر، با خبر بفروش». وقتی کاهش نرخ بهره قطعی شد یا اخبار جنگ کمی فروکش کرد، معاملهگران بزرگ سود خود را شناسایی کردند (فروختند) و باعث افت قیمت شدند.
قدرتنمایی دلار: آمارهای اقتصادی آمریکا نشان داد که اقتصاد هنوز قوی است؛ این یعنی دلار تقویت شد و طلا (که دشمن دلار است) عقبنشینی کرد.
خروج پولهای داغ: سرمایهگذاران هیجانی که در سقف خریده بودند، با دیدن اولین کندلهای قرمز ترسیدند و فروختند، که به ریزش سرعت داد.

غمانگیزترین بخش داستان اینجاست: سرمایهگذار خُرد (مردم عادی) معمولاً زمانی خبردار میشوند که قیمت به سقف رسیده است. شما وقتی وارد طلا شدید که اخبار آن همه جا پر شده بود. خرید در سقف تاریخی و دیدن اصلاح قیمت، دردناکترین تجربه سرمایهگذاری است. اینجاست که بسیاری با ضرر میفروشند و قسم میخورند دیگر سمت طلا نروند.
راه حل این است که «پیشگو» نباشید، «مدیریتکننده» باشید. هیچکس نمیداند کف قیمت کجاست. شاید اونس باز هم پایینتر بیاید. اگر تمام پولتان را در یک نقطه وارد بازار کنید، قمار کردهاید.
استراتژی برنده: ترکیب «سرمایه گذاری با درآمد ثابت یا پیش بینی شده» و «خرید پلهای»
بهترین کار در زمان نوسانات شدید، داشتن یک جریان نقدینگی ثابت است که به شما قدرت مانور بدهد. به جای اینکه اصل سرمایه را در معرض ریسک نوسان قرار دهید:
۱. سرمایه اصلی را در صندوق های درآمد ثابت یا اگر کمی بیشتر ریسک پذیر هستید در طرحهای تأمین مالی جمعی و در سکوهای با سابقه ای مثل «دونگی» (با ریسک مدیریت شده و سود معین) قرار دهید.
۲. سود دوره ای دریافتی را (که نقدینگی تازه است) به خرید طلا اختصاص دهید.
جادوی این روش چیست؟
اگر طلا ارزان شد (ریزش کرد): با سود ثابتتان، گرم طلای بیشتری میخرید (شکار فرصت).
اگر طلا گران شد (صعود کرد): ارزش طلاهایی که قبلاً خریدهاید بالا میرود.
در این استراتژی، شما دیگر نگران رنگ قرمز نمودارها نیستید؛ بلکه از ریزشها استقبال میکنید تا طلای بیشتری جمع کنید. این یعنی تبدیل تهدید نوسان، به فرصت ثروتسازی.
پیروز و پرروزی باشید...