ویرگول
ورودثبت نام
مانی حمزه زاده
مانی حمزه زادهآمیخته ای از اقتصاد، مالی، مدیریت و تلاقیشون با اتفاقات روز رو اینجا براتون مینویسم و امیدوارم به خوبی با این سبک محتواها ارتباط بگیرید.
مانی حمزه زاده
مانی حمزه زاده
خواندن ۳ دقیقه·۸ ساعت پیش

قمار روی سقف خانه؟ آیا فروش ملک برای خرید طلا در بحران، «خودکشی اقتصادی» است؟

وقتی تابلوهای صرافی‌ها هر روز اعداد بالاتری را برای طلا و دلار نشان می‌دهند، اما بازار مسکن در رکودی سنگین فرو رفته است، یک سوال وسوسه‌کننده به جان سرمایه‌گذاران می‌افتد: «آیا خانه‌ام را بفروشم و طلا بخرم؟»
روی کاغذ، محاسبات ساده به نظر می‌رسد: طلا روزانه رشد می‌کند، اما قیمت ملک ثابت مانده یا به سختی تکان می‌خورد. اما در عمل، این تصمیم یکی از خطرناک‌ترین پیچ‌های سرمایه‌گذاری است. بیایید بدون تعارف، خطرات و فرصت‌های این جابجایی بزرگ را در شرایط بحرانی (جنگ یا تورم افسارگسیخته) بررسی کنیم.

فروش ملک برای خرید طلا در بحران
فروش ملک برای خرید طلا در بحران

تله نقدشوندگی: مسکن، کشتیِ به گل نشسته

اولین چالش، «زمان» است. طلا در کسری از ثانیه نقد می‌شود (نقدشوندگی بالا)، اما فروش ملک در زمان بحران یا رکود، ممکن است ماه‌ها طول بکشد.
در شرایطی که سایه جنگ یا بی‌ثباتی حس می‌شود، خریداران ملک نایاب می‌شوند. برای اینکه بتوانید خانه‌تان را سریع به پول تبدیل کنید تا به قطارِ در حال حرکتِ طلا برسید، مجبورید ملک را زیر قیمت (Fire Sale) بفروشید. گاهی این تخفیفِ اجباری (مثلاً ۲۰ درصد زیر قیمت منطقه)، تمام سودی که قرار است از رشد طلا ببرید را پیش‌خور می‌کند.

اصطکاک معامله: هزینه‌های پنهان

تبدیل یک دارایی ملکی ۱۰ میلیاردی به طلا، هزینه‌های پنهان زیادی دارد:
کمیسیون املاک، مالیات نقل و انتقال، اجرت و کارمزد خرید طلا (حباب سکه یا اجرت طلای ساخته شده)
این هزینه‌های اصطکاک، بخش قابل توجهی از سرمایه شما را در همان ابتدای جابجایی می‌سوزاند.

طلا در سقف، ملک در رکود؟ (معکوس عمل نکنید!)

قاعده طلایی سرمایه‌گذاری می‌گوید: «در کف بخر، در سقف بفروش».
وقتی طلا در اوج اخبار جنگ و تنش سیاسی است، یعنی در بالاترین سطح هیجان و قیمت قرار دارد (حباب احتمالی). از طرفی، مسکن معمولاً در این شرایط در فاز رکود و قیمت‌های واقعی‌تر است. فروش یک دارایی در کف (ملک) برای خرید یک دارایی در سقف (طلا)، از نظر تکنیکال یک اشتباه استراتژیک است. اگر بحران فروکش کند، طلا به سرعت اصلاح می‌کند، اما ملک به دلیل چسبندگی قیمت، پایین نمی‌آید و شما با طلایی که ارزان شده و خانه‌ای که دیگر ندارید، تنها می‌مانید.

پس راه حل چیست؟ (استراتژی ترکیبی)

به جای فروش «سرپناه» یا دارایی اصلی‌تان، باید سبد دارایی‌تان را متوازن کنید، نه اینکه آن را زیر و رو کنید.

  • اگر فقط یک خانه دارید: هرگز آن را برای سفته‌بازی نفروشید. امنیت روانی خانواده از هر سودی مهم‌تر است.

  • اگر ملک مازاد دارید: فقط در صورتی بفروشید که نگران نقدشوندگی هستید و دیدگاه‌تان بسیار بلندمدت (بیش از ۳ سال) است.

جایگزین هوشمندانه: تامین نقدینگی بدون فروش خانه

مشکل اصلی شما این است که سرمایه‌تان در ملک «گیر کرده» و جریان نقدی ندارید. به جای فروش خانه، روی جریان نقدینگی (Cash Flow) تمرکز کنید. شما می‌توانید سرمایه‌های خرد یا درآمدهای جاری خود را در پلتفرم‌هایی مثل «دونگی» سرمایه‌گذاری کنید. سودهای ماهانه و جذاب این پلتفرم (که معمولاً بالاتر از تورم رسمی است)، نقدینگی لازم را به دست شما می‌دهد تا بدون دست زدن به اصلِ دارایی ملکی، به‌صورت پله‌ای طلا بخرید.

نتیجه‌گیری:

مسکن «لنگر» کشتی سرمایه شماست که در طوفان، ثبات ایجاد می‌کند. طلا «بادبان» است که سرعت می‌دهد. هیچ ناخدای عاقلی لنگر را نمی‌فروشد تا بادبان بخرد؛ چون در اولین طوفان سخت، کشتی واژگون می‌شود. هر دو را داشته باشید، اما به اندازه.

طلاملکاقتصادمسکنسرمایه‌گذاری
۳
۰
مانی حمزه زاده
مانی حمزه زاده
آمیخته ای از اقتصاد، مالی، مدیریت و تلاقیشون با اتفاقات روز رو اینجا براتون مینویسم و امیدوارم به خوبی با این سبک محتواها ارتباط بگیرید.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید