بیایید یک بازی ذهنی انجام دهیم. چشمانتان را ببندید و تصور کنید فردا صبح با صدای زنگ موبایلتان بیدار میشوید. اخبار را باز میکنید و با تیترهای درشت میخوانید: «توافق جامع حاصل شد»، «سایه جنگ برای همیشه از خاورمیانه رفت»، «تحریمها تعلیق شدند». نفس راحتی میکشید، درست است؟ بالاخره آرامش! اما یک لحظه صبر کنید…
اگر تمام سرمایهتان را در هفتههای گذشته از ترس جنگ، تبدیل به دلار، سکه طلا و تتر کرده باشید، واکنش حسابتان بانکیتان به این خبر فوقالعاده چه خواهد بود؟ بله، در حالی که همه در خیابانها خوشحالند، سبد سرمایهگذاری شما در حال تجربه یک سقوط آزاد وحشتناک است! بیایید بررسی کنیم که چرا همیشه روی «ترس» شرطبندی کردن، میتواند بزرگترین قمار زندگیتان باشد و راه چاره چیست.

در بازارهای مالی مفهومی به نام صرفِ ریسک (Risk Premium) وجود دارد. وقتی قیمت هر اونس طلا در بازارهای جهانی رکوردهای بالای 5000 دلار را میشکند، یا قیمت دلار در بازار آزاد ایران سقفهای جدیدی ثبت میکند، شما فقط در حال پرداخت هزینه برای ارزش ذاتی آن دارایی نیستید؛ شما دارید «مالیاتِ ترس» را هم پرداخت میکنید.
بخشی از پولی که امروز برای خرید سکه یا دلار میدهید، در واقع هزینه نگرانیِ بازار از اتفاقاتی است که شاید فردا بیفتد. حالا اگر فردا برسد و آن اتفاقاتِ شوم هرگز رخ ندهند چه؟ این مالیاتِ ترس، مانند هوای داخل یک بادکنک، در عرض چند ساعت خالی میشود. دلاری که با اخبار جنگ بالا رفته، با اخبار صلح، حمایتهای روانی خود را یکی پس از دیگری از دست میدهد و طلا جذابیت خود را به عنوان پناهگاه برای سرمایهگذاران جهانی از دست داده و به شدت اصلاح میکند.
در زمان سایه جنگ، اخبار منفی به اوج میرسد و رسانهها بذر وحشت میکارند. دقیقا در همین نقطه است که سرمایهگذاران خرد دچار FOMO (ترس از دست دادن) میشوند. آنها داراییهای ارزشمند خود (مثل سهام بنیادی، ملک یا کسبوکارشان) را به پول نقد تبدیل میکنند تا در بالاترین قیمتهای تاریخی (ATHATHATH)، روی دلار و طلا خیمه بزنند.
وقتی توافق یا آرامش ناگهانی رخ میدهد، این افراد تبدیل به اصطلاحاً «کیسهداران» (Bag holders) میشوند؛ کسانی که داراییهای حبابی را در بالاترین قیمت خریدهاند و حالا باید ماهها یا حتی سالها صبر کنند تا شاید روزی اصل پولشان برگردد.
وقتی ریسکهای سیاسی از بین میروند و بازارهای سفتهبازی (دلار و سکه) سقوط میکنند، پولهای هوشمند (Smart Money) یکجا نمینشینند. این سرمایههای عظیم به سرعت از بازارهای هیجانی خارج شده و به سمت اقتصاد واقعی و تولید سرازیر میشوند. در سناریوی صلح و ثبات:
۱. چرخ کارخانهها با هزینه کمتری میچرخد.
۲. زنجیره تامین ارزانتر و سریعتر میشود.
۳. تورم انتظاری به شدت کاهش مییابد.
در چنین فضایی، تنها کسی برنده است که سرمایهاش را به جای احتکار در گاوصندوق، در دلِ چرخدندههای اقتصاد واقعی قرار داده باشد.
اینجاست که پلتفرمهای با درآمد دوره ای مثل صنعت تامین مالی جمعی (کرادفاندینگ) و سکوی تامین مالی جمعی دونگی، قدرت جادویی خود را نشان میدهند. بیایید ببینیم اگر فردا صبح سایه جنگ برداشته شود، چه اتفاقی برای سرمایهگذاری شما در دونگی میافتد:
مصونیت از ریزش دلار: سود شما در دونگی از جنس خلق ارزش در پروژههای واقعی اقتصادی است، نه نوسانات نرخ ارز. اگر دلار ۲۰٪۲۰٪۲۰٪ بریزد، اصل سرمایه و سودِ ریالی تضمینشدهی شما در دونگی سر جایش است!
افزایش قدرت خرید (سود پنهان): فرض کنید در یک طرح دونگی با سود سالانه ۴۰٪ سرمایهگذاری کردهاید. اگر به خاطر ثبات سیاسی، تورم کاهش یابد و دلار ارزان شود، قدرت خریدِ این ۴۰٪ سود، به طرز چشمگیری افزایش مییابد. در واقع، شما در یک اقتصادِ ارزانشده، سودِ درشتِ قطعی دریافت میکنید!
رشد کسبوکارها: با باز شدن فضای اقتصادی، شرکتهایی که در دونگی برای توسعه کارشان سرمایه جذب کردهاند، با قدرت بیشتری رشد میکنند و ریسک نکول پروژهها به نزدیک صفر میرسد.
حرف آخر:
سرمایهگذارِ حرفهای، نه روی جنگ شرط میبندد و نه روی صلح؛ بلکه سیستمی میسازد که در هر دو حالت برنده باشد. داشتن مقداری طلا برای روزهای سخت منطقی است، اما قرار دادن بخش اصلی سرمایه در پلتفرمی مثل دونگی که مستقل از هیجانات ارزی، سود قطعی و اقتصادی تولید میکند، همان «کمربند ایمنی» است که شما را از سقوط آزادِ روزهایِ آرامش نجات میدهد!
برای آشنایی با پروژههای فعال و شروع یک سرمایهگذاری مبتنی بر اقتصاد واقعی، همین حالا به پلتفرم دونگی سر بزنید.