عوضش امنیت داریم...!

امنیت اقتصادی
امنیت اقتصادی

در جمعی دوستانه نشسته بودیم که یکی از دوستان وارد شد و گفت : دلار شد 13 هزار تومان!

همه به چه ها با لحن طعنه تلخ گفتند: عوضش امنیت داریم! (خنده بچه ها)

(البته الان که این مطلب رو می نویسم فکر می کنم حدود 15 هزار تومان باشد)

بله این یک تراژدی تلخ هست، که ما به مشکلات و بدبختی هایمان می خندیم بدون اینکه برای برون رفت از این وضعیت برنامه ای داشته باشیم. ولی وقتی آدم کمی بیشتر فکر می کند یک سوال بزرگ در ذهن به وجود می آید: برقراری امنیت اجتماعی که بسیار سخت تر از امنیت اقتصادی است! پس چرا وضعیت ما این طور هست؟ و سوال های این چنینی که شاید در ذهن شما هم باشید:

  • چطور یک کشور موشک می سازد ولی در پوشک بچه ها مانده است
  • چطور دشمن به ما فشار (حمله) نظامی نمی آورد، ولی از لحاظ اقتصادی هر روز مدل جدید
  • چطور هواپیما جنگنده می سازیم، و پراید را هم آپشن دار می کنیم :|
  • ...

این سوال مدتی در ذهن من بود که دیدم با یه حساب کتاب دو دوتا چهارتا قابل پاسخ هست! در نگاه اول باید به این فکر کنیم که متوالیان امنیت اجتماعی (مرزی) با متولیان اقتصادی کشور تفاوت دارند، خب پس باید به دنبال این تفاوت ها باشیم.

تفاوت این دو گروه در طرز فکر این افراد هست، در گروه اول با بررسی سی سال گذشته می بینم که از نبود سیم خاردار در جنگ رسیده ایم به موشک های بالای 2000 کیلومتری و در گروه دوم همچنان ما بعد از سی سال محتاج صادرات نفت هستیم (با این همه ذخایر عظیم معدنی و انسانی).

متولیان امنیتی کشور ما با وجود اینکه همیشه در تحریم بوده ایم، چشم از دست بیگانگان بریده اند و با خود سازی و استفاده از نیروهای جوان کشور، همه نیاز های امنیتی و دفاعی کشور را بر طرف کرده اند، در ادبیات خودشان به این روحیه می گویند جهادی، یعنی منتظر دیگران و اما و اگر ها نمی مانند! با قدرت پیش می روند و با هر زحمتی که شده در های بسته را باز می کنند، و حاصلش شده این امنیت مثال زدنی کشور ما در منطقه و دنیا.

ولی دسته دوم که به گفته خودشان تفکرات لیبرالی دارند (اگر خواستید از گفته های خودشان برایتان مثال می آورم) به جای اتکا به خود و جوانان خود، منتظر اقتصاد باز جهانی هستند، منتظرند که با مذاکره با جهان برای کشورمان سرمایه ای بیاورند کاری بکنند (بدون خراب شدن خط اتو شلوار)، که البته نتیجه این را هم داریم می بینیم. البته جهانی شدن (پیروی از قوانین بین الملل) مستلزم این هست که شما خیلی از اصول و خط قرمز ها را هم زیر پا بگذاری که نشان دادند برای این مدل تفکر اهمیتی ندارد (به اصطلاح آخرت را فدای دنیا کردن).

و به نظر من راه کار برون رفت از وضعیت فعلی این است که گروه دوم (تفکر لیبرالی که دنیا هم شکست اون رو اعلام کرده) کنار بگذارند، و متوجه بشوند که برای حل مسائل این کشور باید به خود مردم تکیه کرد، اگر نه هر کسی که از بیرون به ما چیزی می دهد، قطعا انتظاراتی هم دارد!

و مهم تر از این، این هست که ما مردم در انتخاب هایمان بیشتر دقت کنیم، دقت کنیم که چه فردی را انتخاب می کنیم، ببینیم افرادی که انتخاب می کنیم برای حل مشکلاتمان چه برنامه هایی دارند. از وضعیت فعلی اگر همین درس را بگیرم، برایمان بس هست، ولی اگر باز با این همه فشار درس عبرت نگرفته باشیم که ...