مایکل پورتر، استاد بزرگ مدیریت استراتژیک

مایکل پورتر، اقتصاد دان نام آشنای آمریکایی است که در سال 1947 به دنیا آمده است. به او پیامبر برنامه ریزان استراتژیک نیز می گویند. وی مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته مدیریت از دانشگاه هاروارد اخذ و پس از ادامه تحصیل نائل به دریافت مدرک دکترای اقتصاد کسب و کار از همین دانشگاه گردید. او اعجوبه ای است که نامش در بین فهرست 4 نفره ای است که توانستند در جوانی استاد دانشگاه هاروارد شوند. در ادامه مطلب ” مایکل پورتر، استاد بزرگ مدیریت استراتژیک “ با ما همراه باشید.

تا به امروز کسی موفق نشده در حوزه اقتصاد و مدیریت به اندازه مایکل پورتر کار تحقیقاتی و پژوهشی انجام دهد. او تا کنون 19 کتاب و 139 مقاله در زمینه استراتژی و رقابت به رشته تحریر درآورده است که بیش از 270 هزار بار به مقالات و نوشته های وی ارجاع شده است. پورتر اولین کتاب خود را با نام استراتژی رقابتی در سال 1980 میلادی منتشر نمود که به بیش از 20 زبان زنده دنیا ترجمه شده و بیش از 60 بار تجدید چاپ شده است.

تفاوت مایکل پورتر با دیگر بزرگان این حوزه این است که وی توانسته ارتباطی متفاوت بین استراتژی، اقتصاد و کسب و کار ایجاد نماید. ”

مایکل پورتر در کنار پژوهش های متعددی که در زمینه اقتصاد و کسب و کارها انجام داده است، در زمینه مشاور کسب و کار هم فعالیت می نماید و از مشاوران نامی در این حوزه در سراسر دنیاست. او مشاور شرکت های نام آوری همچون کاترپیلار و پروکتر اند گمبل می باشد.

پورتر در یکی از مصاحبه های خود توضیح می دهد که به واسطه ی علاقه ی وافری که به رقابت و ورزش داشته و این مفاهیم جایگاه ویژه ای در ذهن او داشته است، تصمیم گرفته این مفهوم را وارد حوزه مدیریت و کسب و کار نماید.

او مفاهیم متعددی را در حوزه استراتژی تحت بررسی قرار داده که برخی از مهم ترین آن ها به شرح زیر است:

  • استراتژی های عمومی: از معروف ترین نظریات مایکل پورتر است که توسط مدیران کسب و کار ها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این برنامه نقش مهمی در برنامه بازاریابی بازی می کند که شامل: استراتژی حداقل هزینه، استراتژی تمرکز و استراتژی تمایز می باشد. استراتژی تمرکز از مهم ترین مفاهیمی است که پورتر به حوزه مدیریت استراتژیک افزوده است.
  • مدل 5 نیروی رقابتی پورتر: خیلی ها پورتر را با 5 نیروی رقابتی معروفش می شناسند. کاربرد این مدل در تحلیل سود دهی و جذابیت یک صنعت است.
  • مدل الماس: این مدل برای سنجش و تحلیل رقابت پذیری کشورها، طراحی شده و کاربرد آن در بالا بردن رقابت پذیری می باشد. پورتر تاکید می کند با استفاده از این مدل، به کار گیری و اجرای صحیح آن نتایج مثبتی بدست خواهد آمد.
  • مفهوم مزیت رقابتی: این مفهوم عاملی است که باعث می گردد یک سازمان یا یک محصول در میان رقبا، توسط مشتری انتخاب شود. رابطه ی مستقیمی بین منابع یک سازمان و مزیت رقابتی وجود دارد که برای اولین بار توسط پورتر به این موضوع پرداخته شد.
  • مفهوم گروه های استراتژیک: این مفهوم برای اولین بار توسط مایکل پورتر توسعه پیدا نمود. او با استفاده از مفهوم گروه های استراتژیک به مدیران یادآوری می نماید که همه فعالان یک صنعت لزوما رقیب او محسوب نمی گردند. منطقی است اگر ما برندهای خودروسازی مانند کیا موتورز و هیوندای را در یک گروه استراتژیک در نظر بگیریم، اما به طور مثال در نظر گرفتن فراری یا لامبورگینی در کنار این دو اصلا منطقی نیست. این موضوع نه تنها موجب کمکی به برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک نمی کند بلکه می تواند باعث تحلیل های نادرست هم شود.
  • زنجیره ارزش: مفهوم زنجیره ارزش، مفهوم دیگری است که توسط مایکل پورتر مطرح و فراگیر گردید. این مفهوم به مجموعه عملیاتی اشاره می کند که در هر صنعت به صورت زنجیروار صورت می کیرد تا در نهایت به خلق ارزش منجر گردد.
  • استراتژی 4 گوشه پورتر: این استراتژی برای ارزیابی محیط رقابتی و واکنش هایی که رقبا احتمالا نشان می دهند، می باشد. در واقع این مدل توان پیش بینی را به هر سازمان یا مجموعه می دهد. (مایکل پورتر، استاد بزرگ مدیریت استراتژیک)

مایکل پورتر مطالعات گسترده و نظریه های متعدد دیگری هم در زمینه توسعه منطقه ای و جغرافیایی دولت ها و کشورها نیز دارد. او در 28 کشور جهان مشاوره، تحقیقات و برنامه ریزی استراتژیک انجام می دهد که از جمله ی آن ها می توان به کانادا، استرالیا، مالزی، سنگاپور و کره جنوبی اشاره نمود. او همچنین در کنگره آمریکا اعتبار بالایی داشته و در برنامه ریزی استراتژیک آمریکا نقش بسزایی دارد.

او در مقاله ای که در سال  2008 با نام ” چرا آمریکا به استراتژی اقتصادی نیاز دارد؟ “در نشریه بیزینس ویک به چاپ رسانده است، اذعان می کند که چند عامل دلیل برتری و مزیت رقابتی آمریکا در حوزه اقتصاد در دهه ی گذشته بوده است که اگر آمریکا این مزیت ها از دست بدهد، برتری خود را در حوزه اقتصاد از دست می دهد. (مایکل پورتر، استاد بزرگ مدیریت استراتژیک)

  • آمریکا تنها کشور در بین کشورهای جهان است که بیشترین تعهد و باور عملی را به بازار و رقابت آزاد، بر اساس تفکرات سرمایه داری داشته است.
  • ایالات متحده مجهز ترین و برترین موسسات آموزش عالی و دانشگاه های موجود را در سراسر دنیا را داراست. این گونه موسسات مستعد ترین افراد را جذب و مهارت های متعددی را به آن ها آموزش می دهند.
  • آمریکا شرایط ویژه و فوق العاده مناسبی را برای ایجاد بنگاه های اقتصادی و کارآفرینی ایجاد نموده است. در سال 2007 میلادی به طور مثال 80000 ثبت اختراع در آمریکا اتفاق افتاده است که نشان از ظرفیت بالای آن دارد. تقریبا می توان گفت عمده اختراعات تکنولوژیکی جهان در آمریکا اتفاق می افتد و به تبع عمده تکنولوژی جهان از آمریکا صادر می گردد. این عدد از مجموع اختراعات ثبت شده دو سال بقیه کشورهای جهان بیشتر است.
  • کارآفرینی در حوزه اقتصاد آمریکا توسط مجموعه ای کامل از علم، نوآوری و فن آوری پشتیبانی می شود که فاصله ی قابل ملاحظه ای با دیگر نقاط جهان دارد.
  • شواهد و قرائن نشان می دهد که ایالات متحده آمریکا قوی ترین و مستحکم ترین بازار سرمایه را در جهان داراست. فقط در آمریکا می توان جوانی را پیدا نمود که میلیون دلار کسب درآمد نموده، میلیون ها دلار از دست داده و در نهایت توانسته فعالیت اقتصادی دیگری را آغاز کند.
  • نکته مهم بعدی پویایی ایالات متحده آمریکا می باشد. پویایی به معنی تجدید ساختار، قبول نمودن شکست ها و در همان حال عدم توقف و در کمال ناباوری حرکت به سمت جلوست. این پویایی به ایالات متحده این امکان را می دهد تا در مواجهه با بحران های سخت، به آسانی بتواند دوام آورده و سربلند از آن ها خارج گردد. (مایکل پورتر، استاد بزرگ مدیریت استراتژیک)

مایکل پورتر از معدود کارآفرینانی است که هم در دنیای آکادمیک و آموزشی و هم در دنیای واقعی کسب و کار اعتبار داشته و طرفدارانی پر و پا قرص دارد، تا جایی که خیلی ها او را اسطوره مدیریت استراتژیک جهان می نامند. با این حال پورتر منتقدانی هم دارد که نظریه های او را نمی پسندند و ایده های او را در دنیای امروز ناکارآمد می پندارند. در ادامه مطلب ” مایکل پورتر، پیامبر مدیریت استراتژیک ” قصد داریم برخی از جملات معروف او را برای شما نقل کنیم:

  • میلیون ها و شاید هم میلیاردها دلار برای فعالیت های خیریه و انسان دوستانه هدر رفته است. حوزه های انسان دوستانه به دلیل اینکه با حوزه کسب و کار آشنایی چندانی ندارند و چند دهه از دنیای فکری آن دور هستند، پول را در جای اشتباه، با کم ترین کارایی و اثر بخشی هزینه می کنند.
  • اساس استراتژی این مورد است که یاد بگیریم انتخاب کنیم که چه کارهایی را نباید انجام دهیم.
  • تدوین راهبرد در واقع ایجاد پیوند بین یک شرکت و محیط اطرافش است.
  • استراتژی تعریف محدوده ای است که یک شرکت قصد دارد در آن محدوده منحصر به فرد باشد.
  • در نهایت، استراتژی به پیوستگی و انسجام نیاز دارد. نمی توان هر لحظه که اراده نمود، استراتژی را از صفر بازآفرینی کرد.
  • اگر شما هدفی به غیر از سود آوری در سر داشته باشید، دیر یا زود سرتان به سنگ خواهد خورد.
  • نوآوری مبحث اصلی در راستای خلق ثروت است. ( او هم مانند پیتر دراکر معتقد است که رمز موفقیت هر کسب و کاری دو چیز است: نوآوری و بازاریابی
  • اولین نکته بازاریابی این مورد است که شما نمی توانید برای همه کس همه چیز باشید.
  • درب های آینده به روی کسانی که توان گریز از جاذبه گذشته را ندارند، بسته خواهد بود.

www.ayabs.com