
10
اگر چند سالی در اتوماسیون صنعتی کار کرده باشید، احتمالاً این جمله برایتان آشناست:
خیلی وقتها مشکل از PLC نیست؛ مشکل از HMI است.
HMI بد طراحیشده میتواند اپراتور را سردرگم کند، خطای انسانی را بالا ببرد، عیبیابی را کند کند و در نهایت توقف خط تولید بسازد. در این نوشته، بهجای تعریفهای تکراری، میخواهم دقیقاً بگویم در عمل یک پروژه طراحی HMI را چگونه پیش میبرم و چه اشتباهاتی را عمداً تکرار نمیکنم.
اولین اشتباه رایج این است که مستقیم سراغ نرمافزار برویم. قبل از آن، باید این سؤالها پاسخ داده شود:

اگر این مرحله را رد کنید، معمولاً در انتهای پروژه ناچار به بازطراحی خواهید شد.
در پروژههای موفق، HMI قرار نیست همهچیز را نمایش دهد؛ باید چیز درست را در زمان درست نشان دهد. من معمولاً ساختار صفحات را اینگونه میچینم:

این طراحی باعث میشود اپراتور در چند ثانیه بفهمد «مشکل کجاست»، نه اینکه در منوها گم شود.
تجربه میگوید: HMI شلوغ، حتی اگر زیبا باشد، خطرناک است.
چند اصل ثابت:
رنگ برای «وضعیت» است، نه تزئین
سبز نرمال، زرد هشدار، قرمز خطا (بدون خلاقیت اضافه)
فونت خوانا و سایز مناسب؛ اپراتور در محیط واقعی کار میکند
انیمیشن فقط وقتی معنا دارد که «اطلاعات» بدهد
پروژهها معمولاً اینجا آسیب میبینند: Refresh نامناسب، تگهای زیاد، Trendهای همزمان و شبکهای که برای این بار طراحی نشده.
من تگها را همیشه دستهبندی میکنم:

نتیجه: HMI سریعتر، پایدارتر و قابلاعتمادتر.
سه سطح ساده غالباً کافی است:
اپراتور: کنترلهای روزمره
ناظر: تغییرات مجاز و تنظیمات فرآیندی
ادمین: تغییر ساختار، کالیبراسیون، پارامترهای حساس
اگر همهچیز برای همه باز باشد، پروژه از نظر صنعتی شکست خورده است؛ حتی اگر «کار کند».
قبل از تحویل، یک سؤال را سختگیرانه میپرسم:
اگر سنسور قطع شود یا ارتباط شبکه بیفتد، اپراتور دقیقاً چه میبیند و چه کار میکند؟
تست واقعی یعنی:
قطع ارتباط و سناریوی بازیابی
خطای تجهیز و رفتار آلارمها
ورود اشتباه کاربر و کنترل دسترسی
بررسی لاگها و تاریخچه آلارم
نه صرفاً اینکه «صفحه باز میشود یا نه».
طراحی خوب وقتی نتیجه میدهد که پنل/سیستم انتخابی با نیاز پروژه همخوان باشد (سایز، رزولوشن، پروتکلها، توان پردازشی، دوام صنعتی). اگر در مرحله تأمین تجهیزات نیاز به گزینههای مختلف داشته باشید، Marsh Shop (مارششاپ) بهعنوان تأمینکننده تجهیزات اتوماسیون صنعتی میتواند در انتخاب و تأمین انواع HMI (متناسب با برند و کاربرد) کمک کند؛ مخصوصاً وقتی پروژه بین چند گزینه (مثلاً زیمنس، دلتا، وینتک و…) مردد است و باید تصمیم «فنی» گرفت، نه صرفاً ارزانترین انتخاب.
طراحی HMI موفق یعنی:
فهم رفتار انسان، نه فقط ماشین
سادهسازی تصمیمگیری اپراتور
پیشگیری از خطا، نه فقط نمایش داده