
غم ...
کلمه ساده ایه ولی خیلی سنگینه ...
آدم ...
این کلمه هم پیچیدست هم سنگین ...
آدم غمگین ...
در توصیف این کلمه چی باید گفت ؟ آدم غمگین خوب میشه یا غمگین میمونه ؟
آدم غمگین زیر بارون گریه میکنه
آدم غمگین بهتر از هر کسی میدونه شادی چیه .
آدم غمگین آرامش طوفانیه...
آدم غمگین سادست ولی پیچیدست
متوجه منظورم میشید ؟ میتونید درد آدم غمگین رو لمس کنید ؟
حواسم نبود درد که لمس کردنی نیست ، حتی دیدنی نیست
پس درد چیه ؟ حکایت این درد چیه که آدم غمگین با خودش حملش میکنه ؟ این درد چیه که حتی آدم شاد هم با خودش حملش میکنه ؟
نامرئیه ولی گویا آزار دهندست ، هم هست و هم نیست ...
درد آدمای غمگین و شاد رو بهم وصل میکنه ، مثل یه ریسمانه که آدما رو کنار هم جمع میکنه .
هیچکس نمیتونه ماهیت درد رو بفهمه ولی آدما درد همو همیفهمن ... البته بعضیا
آدما نیاز به همدل دارن !