صنعت اتاق فرار در ایران از سال ۱۳۹۵ آغاز شد و در ابتدا تجربهای نو و هیجانانگیز برای مخاطبان فراهم میکرد. بازیها عمدتاً بر معما و حل مسئله تمرکز داشتند و اتاقها معمولاً حدود ۶۰ متر مربع بودند، مشابه استانداردهای جهانی. ورود به این حوزه نیازمند سرمایهگذاری متعادل، خلاقیت و توجه به تجربه بازیکن بود. نگاه اقتصادی منطقی، کیفیت بازی و رضایت مخاطب را تضمین میکرد.
در آن دوران، بازیکن وقتی وارد یک اتاق میشد، احساس میکرد طراحان واقعاً روی جزئیات فکر کردهاند: معماهای خلاقانه، سرنخهای هوشمندانه، و فضایی که هر گوشه آن هدف مشخصی داشت. اما از سال ۱۳۹۹، تغییرات گستردهای در این صنعت رخ داد که باعث شد کیفیت تجربه بازیکن به شدت کاهش یابد.
یکی از اولین تغییرات مهم، تمرکز بیش از حد روی متراژ بزرگ بود. مجموعههای متمول، به جای تمرکز بر طراحی معماهای هوشمندانه، به اجاره یا خرید ملکهای وسیع روی آوردند. تصور غالب این بود که با افزایش فضا، بازی جذابتر میشود. این روند ابتدا در شیراز و سپس در تهران شکل گرفت.
اما افزایش متراژ و اجاره بهای بالای مکانها، باعث شد بسیاری از مجموعهها اتاقهای فرار را در خانههای کلنگی و بعضاً مخروبه اجرا کنند. این فضاها استاندارد ایمنی بسیار پایینی داشتند و تجربه بازیکن بیشتر شبیه عبور از یک مکان پیش پا افتاده و ضعیف تفریحی بود تا یک اتاق فرار واقعی.
متراژ بزرگ بدون طراحی هوشمندانه و استانداردهای ایمنی مناسب، فقط هزینههای عملیاتی را افزایش میدهد و کیفیت تجربه بازیکن را کاهش میدهد.
همزمان، استفاده افراطی از بازیگر برای ترساندن بازیکن رواج پیدا کرد. بازیهای ترسناک با دیوارهای سیاه، چند جامپاسکر و حضور بازیگران کمسن، جای خود را در بازار باز کردند. این رویکرد چند نتیجه داشت:
1. خلاقیت طراحان کاهش یافت. به جای طراحی معماهای جذاب، بازیگر به ابزار اصلی هیجان تبدیل شد.
2. هزینهها افزایش یافت. تعداد بیشتر بازیگر نیازمند پرداخت حقوق و بیمه بود. برای کاهش هزینهها، حقوق پرسنل کاهش یافت و استخدام نیروهای کمسن (۱۵-۱۶ ساله) رایج شد.
3. کیفیت تجربه بازیکن کاهش یافت. حضور بازیگران کمسن و کمتجربه باعث شد تجربه بازی به جای هیجان و حل معما، تبدیل به اضطراب و نارضایتی شود.
یکی دیگر از عوامل افت کیفیت، رشد وبسایتها و رزرو آنلاین اتاقهای فرار بود. قبل از سال ۱۳۹۸، ورود به صنعت نیازمند داشتن سایت و تبلیغات فعال بود. این فرآیند باعث میشد تازهواردها با استانداردها و کیفیت لازم آشنا شوند و بازیها رقابت سالم داشته باشند.
با افزایش وبسایتهای رزرو، ورود آسان شد و هر کسی با هر کیفیتی میتوانست بازی بسازد و حتی در لیست پرفروشها قرار گیرد. نتیجه این شد که بازیکن تازهکار ممکن بود با تجربههای ناامیدکننده مواجه شود و ریزش مخاطب افزایش یافت.
یک عامل مهم دیگر، نگرش غلط برخی مجموعهداران بود. برخی متمول یا تازهوارد، اتاق فرار را صرفاً تفریحی میدیدند و تصور میکردند کسبوکار جدی نیست. این تفکر باعث شد تصمیمها بدون برنامهریزی مالی، آموزشی و مدیریتی اتخاذ شود. اما واقعیت این است که اتاق فرار یک کسبوکار جدی و سودده است و موفقیت آن به برنامهریزی دقیق، رعایت استانداردها و مدیریت منابع بستگی دارد.
عوامل دیگری هم به افت کیفیت کمک کردند: تجاری شدن بیش از حد، نبود استاندارد و نظارت، کپیکاری از سناریوهای خارجی و داخلی، ضعف آموزش طراحان و اپراتورها، کمبود بودجه برای تجهیزات و دکور، و بیتوجهی به تجربه بازیکن. همه این عوامل با هم باعث شدند صنعت از مسیر کیفیت و حرفهایگری فاصله بگیرد.
پیامدهای این روند واضح است:
ریزش مخاطب: تجربههای منفی باعث کاهش علاقه و اعتماد بازیکنان شد.
رقابت ناسالم: برای جبران هزینهها، مجموعهها به روشهای سطحی روی آوردند.
ضعف برندینگ و حرفهایگری: استخدام نیروهای کمسن و کاهش خلاقیت، اعتبار برندها را پایین آورد.
هزینههای بالا بدون بازده مناسب: متراژ بزرگ و تعداد بالای بازیگر، هزینهها را افزایش داد در حالی که کیفیت تجربه کاهش یافته بود.
اما راهکارهایی برای بازگرداندن کیفیت وجود دارد. تمرکز بر معما و تجربه بازیکن، استفاده بهینه از بازیگر، آموزش حرفهای پرسنل، مدیریت مالی منطقی و نظارت دقیق میتواند تجربه بازیکن را بهبود دهد.
استانداردهای سختگیرانه ایمنی و فضای تفریحی نقش حیاتی دارند. تصویب و اجرای قوانین توسط اداره استاندارد، وزارت ارشاد و بنیاد ملی بازیهای رایانهای میتواند از تکرار اشتباهات جلوگیری کند. قوانین بدون نظارت کافی، تاثیرگذار نخواهند بود و اجرای واقعی آنها کلید ارتقای کیفیت است.
همچنین وبسایتها باید مجموعههای بیکیفیت را محدود کنند تا تجربه بازیکن حفظ شود. این اقدامات میتواند اعتماد مخاطب را بازگرداند و کیفیت صنعت را بهبود دهد.
صنعت اتاق فرار در ایران، با تمام چالشها، هنوز ظرفیت بالایی دارد. تجربه نشان میدهد که اصلاح نگرش مجموعهداران، اجرای استانداردها، آموزش حرفهای و مدیریت منطقی میتواند نه تنها کیفیت بازیها را ارتقا دهد، بلکه باعث سوددهی پایدار و افزایش رضایت مخاطب شود.
تصویب قوانین سختگیرانه و اجرای آنها توسط نهادهای مسئول، همراه با کنترل ورود به صنعت و محدودیتهای لازم برای مجموعههای بیکیفیت، میتواند نقطه عطفی برای بازسازی اعتماد مخاطب و بهبود تجربه بازی باشد. به امید آیندهای روشن برای اتاقهای فرار ایران ملیفظ میکند.