«ورشو چندی پیش» توسط «ستار جلیلزاده» و با نثر شاعرانهای که همیشه از او سراغ داریم، از عربی به فارسی ترجمه و به همت «نشر افق» در مجموعهی نوولاهای این انتشارات به چاپ رسیده است.
📚 از متن کتاب:
«بارها گریه میکردم، چون هر بار که زمین میخوردم، کسانی را به یاد میآوردم که افتادند و دیگر نتوانستند بلند شوند.»
«ورشو چندی پیش» رمانی است شاعرانه و موسیقایی که در اوج این شاعرانگی به مفاهیم عمیقی همچون جنگ، تبعید، هویت و خانواده میپردازد. کتاب دو راویِ اولشخص دارد، یکی پدربزرگی است که از آشویتس و جانیهای نازی جان به در برده و به ورشو گریخته است. دیگری نوهی اوست که ۶۰ سال بعد در بیروتی که هماره با جانیهای صهیونیست درگیر بوده، خودش، پدرش و پدر بزرگاش را میجوید و نمییابد و به ورشو پناه میبرد بلکه پاسخی برای انبوه پرسشهایاش بیابد.
روایت کتاب خطی نیست، مای خواننده هم در زمان و مکان گُم میشویم و در فصلهای کوتاه کمکم با اتفاقات آشنا و با ماجراها همراه میشویم.
📚 از متن کتاب:
«این پنجرههای روشن تأکیدی بر ظلمتاند،
چهکسی آنها را میبندد؟»
جنگ در این قصه، یک رویدادِ صرفاً تاریخی نیست؛ بلکه نیرویی است که میتواند زندگی چندین نسل را نابود کند و چنین هم میکند -حتی اگر آمریکای بزرگ، این پاککنِ سیارهی ما که همهی سیاهیها را میزداید و خیرخواه همهی ملتهاست(!)، تمام تلاشش را به کار گیرد تا تصویری سانتیمانتال از جنگ و ویرانیهایش به جهان عرضه کند.
📚 از متن کتاب:
«کشورها و جمعیتها را با چه ترسیم میکنی؟
اعدادی روی اعدادی روی اعدادی.»