دغدغه های یک معلم حقوق


دور نیست زمانی که بر سر در دانشگاه آزاد بنویسند "دانشجو شهریه می دهد، پس ولی نعمت ماست"
.
.
یا به سان جمله تجاری ناعادلانه "همیشه حق با مشتریست" خواهند گفت "همیشه حق با دانشجوست"
.
.
تصور کن همینقدر متوقع در مقام یک قاضی قرار بگیری و آزادی و جان یک انسان در دستان تو باشد
.
.
یا در مقام یک وکیل که همه مسیرهای فرار قانونی را بلدی و راه را بر انتقاد و گلایه موکل بسته ای
.
.
یا در مقام یک پدر، یک معلم...
.
.
جدای از دانشجوها روی صحبت من با همکاریه که تماس می گیره و برای فلان رئیس و پسر فلان شخص ذی نفوذ نمره میخواد، این فرد فردا با همین نفوذ بر مسندی که حقش نیست تکیه میزنه و با یک حرکت سلیقه ای بین شش تا پونزده سال، پونزده سال حبس رو برای فرزند تو انتخاب میکنه، اون روز دیگه خیلی دیره، فرزندت در بیست و پنج سالگی میره و در چهل سالگی برمیگرده، حداقل توو دو رشته پزشکی و حقوق این آشنا بازیا رو کنار بزارید، دارید قایق خودتونو سوراخ میکنید.
.
.

.

🙂