Three Colors


سه گانه ی رنگ ها : آبی، سفید، قرمز

آخرین آثاری که کیشلوفسکی فقید ساخت و با پایان "قرمز" از دنیای سینما خداحافظی کرد و گفت "حال که به اندازه کافی پول دارم می‌خواهم در کلبه روستایی خودم رمان بخوانم و سیگار بکشم"؛ در اوج از سینما خداحافظی کرد.

دو سال تمام در کلبه اش با هر پکی به سیگارش صفحه ای از رمان را تمام کرد؛ تا سرانجام قلبش دیگر او را همراهی نکرد.

سه‌گانه رنگ ها برگرفته از سه رنگ پرچم فرانسه و سه شعار آن ( آبی: آزادی، سفید: برابری، قرمز: برادری ) است.

سه‌گانه ای که در عین داستان جدا و قابل بحث هرکدام، دیدن به ترتیب و در کنار هم آنها باعث کشف ارتباط ماهرانه بین آنها میشود.

وجه مشترک خیلی از فیلم های کیشلوفسکی تقدیر است، آدم هایی که بی آنکه خود خبر داشته باشند، برزندگی دیگری اثر میگذارند.

موسیقی که از تلفیق تقکر کیشلوفسکی و آهنگسازی پرایزنر به وجود آمده؛ مدت ها در ذهن ها میماند و با شنیدنش سکانس های فیلم تداعی میشود.

انگاره های به یاد ماندنی، کیشلوفسکی کمتر از دیالوگ استفاده میکرد و سعی میکرد مفاهیم را در قالب تصویر انتقال دهد؛ نور و رنگ جایگاه ویژه ای در این فیلم ها دارد.

قهرمان های تنها و سرخورده که دور از جامعه و روابط اجتماعی هستند.

داستانی که که بر اساس موج نوی رمان نویسی فرانسه، مخاطب را در کنار قهرمان در میان حوادث و اتفاقات شانسی و گاها بی ربط که همواره با تصادف آغاز میشود؛ به این سو و آنسو میکشاندو هر بیننده ای نتیجه ی دلخواه خودش را از داستان میگیرد.

تمامی این خصوصیات باعث میشود که "سه‌گانه ی رنگ ها" جزو آثاری باشد که دیدن آنرا به تمامی شما توصیه می کنم و خوشحال میشوم نظر شما را در باره این اثر ارزشمند بدانم!