
تبلیغات ردبول با تمرکز بر هیجان و ماجراجویی، برند را از یک نوشیدنی انرژیزا به نماد سبک زندگی پرادرنالین تبدیل کرده است.
ردبول در دهه ۸۰ میلادی وارد بازار شد، اما از همان ابتدا مسیر متفاوتی در پیش گرفت. این برند صرفاً خودش را بهعنوان یک نوشیدنی انرژیزا معرفی نکرد، بلکه تلاش کرد یک سبک زندگی بسازد. شعار معروف «Red Bull gives you wings» (ردبول به تو بال میدهد) نهفقط درباره انرژی فیزیکی، بلکه درباره توانایی فراتر رفتن از محدودیتها صحبت میکرد. این نگاه، پایهگذار یکی از موفقترین استراتژیهای بازاریابی دنیا شد.
در حالیکه بسیاری از برندهای نوشیدنی روی طعم یا ارزش غذایی تمرکز داشتند، ردبول بهجای محصولمحوری، تجربهمحوری را انتخاب کرد. آنها پرسیدند: «مشتری ما وقتی این نوشیدنی را میخورد، چه حسی باید داشته باشد؟» پاسخ واضح بود: هیجان، جسارت و ماجراجویی.
ردبول خیلی زود متوجه شد که بهترین راه برای انتقال این حس، همراه شدن با ورزشهای افراطی (Extreme Sports) است. حمایت از مسابقات پرش با چتر، موتورسواری کراس، فرمول یک، اسکیت و حتی پرش از فضا (ماموریت Felix Baumgartner در سال ۲۰۱۲) همه بخشی از استراتژی ردبول برای نشان دادن «انرژی و مرزناپذیری» بودند.
وقتی میلیونها نفر سقوط آزاد تاریخی بومگارتنر را تماشا کردند، ردبول تنها یک اسپانسر نبود؛ بلکه بخشی از داستان شد. این اتفاق نشان داد ردبول خودش را بهعنوان تولیدکننده محتوا و ماجراجویی معرفی کرده است، نه فقط یک برند نوشیدنی.
تبلیغات ردبول اغلب محصول را مستقیماً نشان نمیدهند. در عوض، ماجراجوییها، لحظات پرآدرنالین و داستانهای الهامبخش در مرکز توجهاند. وقتی یک ویدئو از اسکیتسواری روی کوهستان یا پرش از ارتفاع میبینیم، محصول ردبول در دست قهرمان فقط یک نشانه کوچک است. تمرکز اصلی روی «احساسی» است که برند میخواهد منتقل کند: انرژی برای انجام کارهایی که به نظر غیرممکن میآیند.
این استراتژی باعث شده تبلیغات ردبول حتی برای کسانی که اهل نوشیدن انرژیزا نیستند هم جذاب باشد. در واقع ردبول محتوایی میسازد که خودش مثل یک رسانه مستقل دیده میشود. کانالهای ردبول در یوتیوب و اینستاگرام از محبوبترین صفحات ورزشی و ماجراجویانه دنیا هستند.
دلیل موفقیت ردبول این است که برند توانسته یک «هویت» مشخص و منسجم بسازد. وقتی اسم ردبول را میشنویم، بلافاصله به یاد هیجان، انرژی، ورزشهای خاص و لحظات جسورانه میافتیم. این همان چیزی است که بازاریابها به آن جایگاهیابی ذهنی (Positioning) میگویند.
علاوه بر این، ردبول با انتخاب «ماجراجویی» بهعنوان هسته برندش، خودش را از رقبایی مثل Monster یا Rockstar متمایز کرد. در حالیکه آنها بیشتر به سمت تبلیغات سنتی رفتند، ردبول مسیر متفاوتی را برگزید: تبدیل شدن به بخشی از تجربه مشتری، نه صرفاً یک نوشیدنی روی قفسه فروشگاه.
تبلیغات ردبول نشان میدهد که یک برند موفق لازم نیست محصولش را فریاد بزند. کافی است تجربه و حسی را که میخواهد منتقل کند بهطور مداوم در ذهن مخاطب بسازد. ردبول با تمرکز بر هیجان و ماجراجویی، توانست از یک نوشیدنی ساده به نماد یک سبک زندگی تبدیل شود.
تو تا حالا تبلیغ یا ویدیوی ردبول دیدهای که باعث شود هیجانزده شوی حتی اگر اهل نوشیدن انرژیزا نباشی؟ اگر این متن برایت جالب بود، با دوستانت هم به اشتراک بگذار.