ویرگول
ورودثبت نام
مایا
مایاعاشق کتاب خوندن، کد زدن، علوم ماورا هستم
مایا
مایا
خواندن ۵ دقیقه·۱ سال پیش

چالش قانون جذب ۲۱ روز - روز دهم - قسمت دوم (۲۰۲۵)

کار امروز این هست Write About Your Dream می گه راجب رویات بنویس چه حسی داره که بهش برسی؟‌ برای چی می خوایش؟‌چه حسی داره که رویات رو زندگی کنی ؟ :))) .. روز از این بهتر نمی شد برای این سوال چون حس می کنم دیروز واقعا رویایی بود ویکم از رویام رو زندگی کردم.. خب بریم برای نوشتن

هدف اول:‌ حس خیلی خوب و رضایت از این که همه چیز مربوط به دفاعم داره خوب پیش رفته و همه چیز خیلی خوب پیش رفته و همه خیلی راضی هستن و خودم و یه حس واقعا سبکی که از دست درس و مشق بعد این همه سال نجات پیدا کردم و زندگی جذاب تر و آروم تر میشه بدون استرس PhD واقعا فکر می کنم از این قسمتش خیلی لذت ببرم. از این که پذیرایی خیلی خوب پیش رفته و همه راضی هستن هم خیلی خوشحالم. مخصوصا خودم دوست دارم حس غرور درونی کنم و واقعا لذت ببرم. و هنوز لباس دفاعم رو انتخاب نکردم اما دلم می خواد از لباس دفاعم کلی لذت ببرم و حس خیلی خوشگلی کنم و دوست دارم ارایه امم خیلی خوب و عالی باشه. خلاصه یه شب بی نظیر که توی ذهن خودم و همه بمونه ...

هدف دوم: دلم می خواد حس کنم واقعا شغلی که گرفتم خیلی خوش شانس بودم بابتش و واقعا سر ذوق بیارتم و حس ارزشم رو صدچندان کنه.. با آدم های خوب و خوشحال وقت بگذرونم و هر روز از رفتن سر کارم کلی لذت ببرم و حس کنم عمرم در مسیر رشد و پیشرفتم داره سپری میشه. و کلی تکنیک جدید یاد بگیرم و از همه مهم تر کارم سر کار بمونه و به خونه نیاد. می دونی آخه وقتی دکترا انجام می دی همه ۲۴ ساعت تو فکرشی یه جوری. دلم می خواد کارم فقظ سر کار بمونه و وقتی میام خونه حس سبکی و ریلکسی کنم.

هدف سوم:‌خیلی خوشحال میشم که یه آدم جذاب و کارزیمتیک توی زندگیم هست و این که فکر می کنم کل روز احتمالا دلم می خواد به این آدم فکر کنم و هی باید به خودم بگم باید حواست به سطح انرژیت باشه توی خواب و رویا نرو.. دیگه هیچی کلی.. و فکر می کنم کلی دخترا بهم حسودشون میشه.. :)


{ساعت ۱۱:۴۵ صبح }‌ هنوز نمی تونم از فکر دیروز بیام بیرون از رویا هامم بهتر بود. یه روز واقعا دوست داشتنی. و یه چیز جالب که متوجه شدم این هست که پایه های خوب دیروز توی روز دوم چالش زده شده بود. اگه برید روز دوم رو بخونید می بینید که بهتون گفتم اون روز به یه مهمونی دعوت شدم که همین مهمونی سال نو دیروز بود و ایمیل خوب گرفتم که همون روز جوابش رو دادم و دقیقا دوباره ایمیل دوم از طرف اون آدم هم دیروز گرفتم. خیلی عجیب و جالب نیست مثل این که این دو تا اتفاق گره خوردن و آها بهتون گفتم سر ناهار رو به رو کسی نشسته بودم که روش کراش دارم و این همون کسی بود که دیروز توی قبل مهمونی دیدمش و تمام مدت کنارم بود.. خیلی خوشحالم که همه اینا رو داکیومنت کردم و گرنه اولین نفری که می گفتت خیالاتی شدی یا داری آسمون رو به زمین می بافی خودم بودم و شاید اصلا متوجه این وابستگی نمی شدم. بیخیال خلاصه که خیلی سخته از فکر دیروز بیام بیرون. ولی نمی شه تو تختم بمونم و خیال بافی کنم دلم می خواد انرژیم را همین طوری بالا نگه دارم. امروز شنبه هست و روز تعطیله که خیلی عالیه. من دیشب با آرایش خوابیدم اول ازهمه دلم می خواد برم صورتم رو قشنگ بشورم به پوستم برسم؛ اتاق به هم ریختم رو مرتب کنم و آماده یوگا و مدیتیشن روز ۴ ام بشیم و اگه خدا بخواد کار روز ۱۰ ام رو انجام بدم. :)) بزن بریم.

{ساعت ۱۵:۳۹ بعداز ظهر} خب من تونستم اتاقم رو مرتب کنم و صورتم رو بشورم و حسابی به پوستم برسم که خیلی حس خوبی داره. حالا خیلی گشنمه و این که برای یوگا و مدیتیشن من معمولا شمع روشن می کنم ولی فندکم تموم شده و باید برم یکی جدید بخرم. :/ و هوا یکم سرد هست. و نمی دونم چی کار کنم اگه هم اول غذا درست کنم. سوپری می بنده و دیگه نمی تونم برم فندک بخرم.. من رفتم فندک بخرم وقتی برگشتم غذا می خورم بعدش هم یوگا و مدیتیشن که کلی چیز ذهنم رو در گیر کرده.

{ساعت ۱۰:۰۷ شب } امروز روز سختی بود از نظر این که انرژی و وایبریشنم رو حفظ کنم همیشه همین طور هست وقتی یه روز خیلی خوبه روز بعدش سخته به روتین برگردم ولی حس می کنم بلاخره آخر شبی اوضاع خیلی بهتر شد و از نظر روحی بهترم. هم مدیتشن و ورزش یوگا کردم. هم رفتم فندک خریدم. هم یه آهنگ خیلی جذاب جدید پیدا کردم خیلی از شنیدنش لذت می برم وایسین؛ اسم اش هست No one Noticed از The Marias. خیلی آروم و ریلکس با یه ریتم باحال هست. دو تا چالش کناری هم انجام دادم اولیش برای امروز این بود که سه تا ویژگی مثبت از اون قسمت بدنت که نسبت بهش احساس عدم اعتماد می کنی بنویس. خب برای من دستام نقطه ضعفم هست من دستای لاغری دارم و این بهم گاهی حس خوب نمی ده و خیلی مهم هست چه مدل لباسی می پوشم. خب سه نکته مثبت راجب دست وبیشتر بازوهام:

  1. خیلی ظریف هستن و دخترونه و شکننده
  2. مدل لباس تاپ که کامل باز هست و گردنم هم میاد توش و کلا ظرافتم رو نشون می ده خیلی جذاب و هات می کنه من را و دستام هم خیلی بهش میاد
  3. به نظرم حساسیتم بی مورد هست و خیلی سخت می گیرم به خودم و دستام خوبن صرفا باید لباس هام رو خوب انتخاب کنم.

برای چالش دومی گفته از امروز شروع کنید به تصویر سازی ذهنی کردن که اتفاقا فکر می کنم انجامش دادم با تمرین اصلی امروز یه جورایی یکی بودن

چند صفحه از کتاب کتابخانه نیمه شب را هم خوندم.. امروز فهمیدم که برای پذیرایی دفاعم چی می خوام بگیرم که خودش خیلی قدم عالی هست. :) امروز در کل روز ریکاوری از یه روز خوب بود تا دوباره به اصل و روتین هام برگردم. که ارزشش رو داشت فکر می کنم فردا روز بهتری باشه همین جا بلاگ امروز را می بندم.

شب خوش


چالشقانون جذبانرژی مثبت
۳
۰
مایا
مایا
عاشق کتاب خوندن، کد زدن، علوم ماورا هستم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید