
برای کار امروز باید آهنگ manifastation انتخاب کنیم. یعنی یه آهنگ که هی گوش بدی و حس خوب راجب هدف ات بهت بده. من این کار رو خیلی دوست دارم خب بریم برای انتخاب کردن آهنگ ها :
خب این از چالش امروز ... :)
{ساعت ۷.۲۸ صبح } دلم می خواد ذهنم رو خالی کنم و یوگا و مدیتیشن کنم.. راستی فیلم دیروز خیلی جذاب بود و باحال خیلی دوسش داشتم.
{ساعت ۱۰:۴۵ صبح} خب من مدیتیشن و یوگا رو تموم کردم و اتاقم رو هم مرتب کردم و هنوز از نظر ذهنی از دیروز فاصله نگرفتم که دلم می خواد روش بیشتر کار کنم و بتونم سطح انرژیم را بالاتر بیارم.
{ساعت ۱۷:۰۴ بعد از ظهر } خب من الان دانشگاه هستم. تمام کسایی که می خواستم برای دفاعم دعوت کن براشون دعوت نامه فرستادم. این مسله خیلی استرس آور بود. خیلی خوشحالم که تموم شد. راستی یه نفر که خیلی دوست داشتم برای دفاعم بیاد امروز بلاخره فرم رو پر کرده بود. فکر کردم که نمی خواست بیاد. خیلی خوشحال شدم که دیدم فرم رو پر کرده. کارهای دفاعم تا اینجا واقعا خیلی عالی بوده حتی بهتر از تصوراتم :). حالا یکم مدیتیشن و کنم و دهنم رو آروم کنم. پس فردا یک جلسه مهم دارم که باید قبلش یک فرم رو بخونم و باز نویسی کنم بعد یه استراحت میرم به این کار برسم :).
{ ساعت ۱۷:۴۸ بعد از ظهر } مدیتیشن خیلی مثبت بود. حالا بریم دو تا چالش کناری رو هم انجام بدیم برای امروز. آه چه کیوت برای امروز نوشته برای خودت گل بخر و اون یکی نوشته ژورنال نوشتن رو شروع کن یا همون خاطره روزانه نوشتن.. هم یک دفتر خوشگل دارم که می گذارمش کنار برای ژورنال نوشتن. البته الان همرام نیست و خونه هست دفتره.. و برای گل نمی دونم یعنی برم سوپری گل بگیرم و برگردم ؟ اه خیلی سرده فردا صبح توی راه کار برای خودنم گل می گیرم من این چالش ها رو خیلی دوست دارم. راستی امروز بلاخره قمقمه که سفارش داده بودم رسید. خیلی خوشگل و بامزه و در عین حال کاربردی هسا. قمقمه یک لیتری و باعث شد امروز خیلی بیشتر آب بخورم. یک نکته خیلی مهم خوبه که بدونید این هست که آب خوردن سطح انرژي رو خیلی بالا می بره چون باعث میشه سلول های بدن خیلی بهتر در ارتباط با هم باشن و گیرایی فرد خیلی خیلی بالا میره و وقتی در طول روز استرس و اینا می گیریم سلول ها راحت اون استرس رو رها کنن و تنش و انرژی منفی کمتر توی بدن باقی می مونه. تا اون جا که می تونید هر روز کلی آب بخورید. هیج محدودیتی نیست. هر چی بیشتر بهتر.. :)
راستی یه پلی لیست هم ار آهنگ های رپ درست کردم که خیلی حالم رو خوب می کنه وقتی یکی یه چیزی می گه که یکم ناراحت میشم سریع پلی اش می کنم برای خودم. آهنگ هایی که گذاشتم داخلش همه اش راجب این هست که تو می تونی از چالش ها رد بشی و فقط راه خودت رو برو مثلا دو تا آهنگش اینا هستن get up 10 و I like it از کاردی بی یا همین آهنگ Icy GRL از sweetie که به نظرم آهنگ خیلی باحالیه. حالا هی دارم به پلی لیستم اضافه می کنم.
می دونید نظرم عوض شد. الان میرم برای خودم گل می خرم و ژورنالم رو از خونه میارم دانشگاه و تا دیر وقت کارهای تز ام رو انجام می دم. حس می کنم برای ویرایش و اینا اینجا خیلی بهتر از خونه هست بهتر تمرکز دارم.
{ساعت ۲۰:۱۵ شب } خب من رفتم کارهام رو انجام دادم و برگشتم دانشگاه. یه اتفاق جالب افتاد یه نفر بود که خیلی دوسش داشتم برای دفاعم دعوتش کنم اما چون کلا رشته اش فرق می کنه و زیاد هم بهش نزدیک نیستم نمی خواستم ایمیل بفرستم. الان که رفتم پایین. دیدم داره نزدیک باشگاه ورزش می کنه و در مسیر من بود. دیگه هم رو دیدم و خودش خوش و بش کرد و گفت دفاعت کیه و اینا و به همین راحتی منم گفتم راستی برات دعوت نامه می فرستم که اگه دوست داشتی بیای. خیلی با مزه بود آخه دوست داشتم که دعوتش کنم ولی اینطوری خیلی نچرال شد. و فکر می کنم این آدم در کل انرژیش خیلی بالا هست و آدم موفقی هست. برای همین هر وقت رندوم می بینمش می دونم سطح انرژیم رفته بالاتر که این آدم دوباره هی اتفاقی هم دیگه رو می بینیم. و انرژی هامون نزدیک و هم فرکانس شده. بعد رفتم خونه ٰژورنال ام رو آوردم و گل خوشگل خریدم. این عکس گلم هست.
و حالا که برگشتم دیدم همین آدم که توی راه دیدم برای شام تمام ملیت ها من رو دعوت کرده... همم به نظر خیلی جالب میاد ... برنامه برای دو سه هفته دیگه هست. قانون جذب داره یه کارایی می کنه :)))

{ساعت ۲۱:۱۶ شب } بریم اول از همه برای تموم کردن متن جلسه پس فردا ..
{ساعت ۲۳:۰۴ شب } من برگشتم خونه. امروز خیلی روز جالب و خوبی بود. الان یک هفته از چالش می گذره و حس می کنم خیلی از نظر ذهنی قوی تر شدم و محکم تر و واقعا احساس می کنم یه انرژی مثبت در بدنم و زندگیم شروع به جریان کرده که خیلی دلچسب هست و جذاب. فرق اش با قبل مثل این می مونه که کنار یک چشمه خشک کمپ زده باشی بعد یهو یه نفر راه آب رو باز کنه و آب زلال شروع به جریان کنه. واقعا می تونم حرکت این انرژی رو در وجودم حس کنم. با این که ترس ها و نگرانی هام هست هنوز با هم خیلی تاثیرشون کمتر شده می تونم با هاشون رو به رو بشم. و این هفته خیلی اکتیو تر بودم و به زندگی امیدوار تر و جرقه هایی از اتفاق های خوب شروع به زدن کرد. خیلی هیجان دارم برای هفت روز دوم و امیدوارم استیبل تر بشم و اتفاق ها بهتر و بزرگتر بشن و من به زندگی مسلط تر ... آینده روشنه :)