همه چیز از ساعت 00:00 روز 24 آبان ماه 1398 آغاز شد. شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران سه قوه در این زمان، بدون هیچ گونه اطلاع قبلی، نرخ بنزین را سه برابر کرد و البته سهمیه محدودی برای خودروها و وسایل نقلیه دیگر بسته به کاربریشان تعریف کرد. با این حال در ادامه، همه این اعضا از جمله ریاست قوه مقننه، مجریه و قضاییه تک به تک نقش خود را در این تصمیم انکار کردند! البته این اولین بار نبود که بنزین در ایران سهمیهبندی میشد، اما نخستین باری بود که از این روش غافلگیرانه استفاده شد.
متعاقب این تصمیم، اعتراضهای گستردهای از اواخر همان روز آغاز و روز بعد دامنه آن به سراسر ایران کشیده شد. در نتیجه حاکمیت چاره کار را در قطع دسترسی ایرانیان به اینترنت دانست و از اواخر روز 26 آبان ماه شاهد اختلال گستردهای در اینترنت ایران بودیم. در نهایت از ساعت 19 تا 22 این روز تقریباً همه اتصالهای اینترنت در سراسر ایران قطع شد. با این حال افراد امکان دسترسی به سرویسهای داخلی را روی بستری به نام «شبکه ملی اطلاعات» داشتند.
ایجاد اختلال، کندی و یا قطع کامل اینترنت در یک منطقه جغرافیایی خاص و یا صرفاً روی اپراتورهای تلفن همراه در طی سالهای گذشته و به خصوص یک دهه اخیر به طور مکرر رخ داده است، اما خاموشی سراسری اینترنت در کل ایران واقعهای بود که به ذهن کمتر کسی میرسید. برای بسیاری از افراد این قطع ناگهانی از شبکه جهانی اینترنت و رونمایی عملی از شبکه اینترانت داخلی واقعهای شوک برانگیز بود، اما در ادامه توضیح خواهم داد که این مسیری است که دستکم دو دهه است آغاز شده و به هیچ وجه موضوع خارق عادتی محسوب نمیشود. بدین ترتیب در این مقاله قصد دارم به بررسی این واقعه و آثار و تبعات آن بپردازم و سناریوهای احتمالی آتی را مطرح و ارزیابی کنم.

از سال 1368 ایران از طریق مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات (با نام فعلی پژوهشگاه دانشهای بنیادی) به یک شبکه از کامپیوترها به نام بیت نت که عموماً مصرف آکادمیک داشت وصل شد. اما نخستین اتصال محدود ایران به اینترنت از سال 1371 در دانشگاه صنعتی شریف و اولین اتصال رسمی از سال 1372 در پژوهشگاه دانشهای بنیادی برقرار شد. تا سالها اتصالهای اینترنتی محدود به دانشگاهها و خبرگزاریها مانده بود و بدین ترتیب در حدی نبود که حساسیت عمومی را برانگیخته و یا توجه بخشهای مختلف حکمرانی را برانگیزد. اما از سال 1377 همه چیز تغییر یافت. در 11 مهر 1377 رهبر جمهوری اسلامی، سیاستهای کلی «شبکههای اطلاعرسانی رایانهای» را ابلاغ کردند (1). اما تصویب این ابلاغ در هیئت دولت تا آخرین روزهای دوره نخست ریاست جمهوری آقای محمد خاتمی یعنی مورخ 7 خرداد 1380 به تعویق افتاد (2).
در این ابلاغ در خصوص مواردی مانند توسعه كمي و كيفي شبكه اطلاعرساني ملي و محدودسازی دسترسی به شبكههای اطلاعرسانی جهانی صرفاً از طريق نهادها و مؤسسات مجاز مشاهده میشود و این سیاستی است که در همه دو دهه اخیر، البته با شیبهای مختلف، در زمینه اینترنت پیگیری شده است.

در دهه هشتاد شاهد نوعی فیلترینگ اینترنت مبتنی بر نام دامنه و IP بودیم. بدین ترتیب که شرکتهای ICP و ISP از نرمافزارهای مختلف با بهرهگیری از پایگاه داده لیست سیاه، فیلترینگ مبتنی بر کلمه اعمال میکردند و درخواستهای HTTP را مسدود و صفحهای مانند زیر نمایش میدادند:

در این زمان تعیین وبسایتهایی که قرار است فیلتر شوند، بر عهده کمیته سهنفرهای متشکل از نماینده صداوسیما، وزارت ارشاد و وزارت اطلاعات بود.
یکی از نقاط عطف در تاریخچه فیلترینگ اینترنت در ایران حوادث سال 88 اعراض به نتایج انتخابات بود. اگر تا این زمان فیلترینگ وبسایتها محدود به وبسایتهای ارائهکننده محتوای پورن بود، از این زمان به بعد بسیاری از شبکههای اجتماعی بزرگ مانند، یوتیوب، توییتر، فیسبوک و برخی شبکههای اجتماعی فارسیزبان مانند بالاترین برای همیشه فیلتر شدند.
نکته دیگری که در راستای تاریخچه فیلترینگ اینترنت در ایران قابل توجه است، بحث تعیین سقف 128 کیلوبایت برای کاربران خانگی است. بر اساس برخی شایعات، شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1384 این محدودیت سرعت را تصویب و به کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات جهت تعیین سقف سرعت کاربران خانگی اینترنت در ایران به میزان 128 کیلوبایت بر ثانیه ابلاغ کرده بود. نگارنده هرگز موفق به یافتن مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی و یا مصوبه مشابهی در کمیسیون تنظیم مقررات نشدم. نکته جالب این جا است که سالها بعد با معرفی روشهای نوین اتصال به اینترنت از قبیل داده تلفن همراه، چنین ممنوعیتی به صورت خودبهخود لغو شد. به عبارت دیگر این ممنوعیتی بود که معلوم نبود از کجا آمده بود و معلوم نشد به کجا رفت!
در سال 1388 قانون جرائم رایانهای به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و بدین ترتیب نهاد جدیدی برای قبول مسئولیت تعیین وبسایتهایی که باید فیلتر شوند به نام «کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه» متولد شد. این کارگروه زیر نظر دادستان کل کشور و با شرکت 12 عضو تشکیل یافت. به جز دادستان کل کشور به عنوان رییس کارگروه، 6 عضو این کارگروه از اعضای هیئت دولت، 2 نفر از مجلس، فرمانده نیروی انتظامی، ریاست سازمان تبلیغات اسلامی و ریاست سازمان صداوسیما در آن مشارکت دارند.
در این زمان صفحه نمایش پیام مسدود بودن دامنه مورد نظر کاربر از حالت قبلی به صورت صفحه پیوندها درآمد که لینکهایی را به وبسایتها و سرویسهای مختلف داخلی نمایش میداد:

بدین ترتیب به ابتدای دهه 90 میرسیم. در این زمان علیرغم گذشت بیش از یک دهه از مطرح شدن مفهوم شبکه ملی اینترنت، به جز چندین مصوبه و برخی آییننامهها، حرکت عملی چندانی در مسیر ایجاد این شبکه برداشته نشده بود. در این زمان با تغییر نام «شبکه ملی اینترنت» به «شبکه ملی اطلاعات» از آن در سند پنجم توسعه یاد شد. همزمان در 17 اسفند 1390 رهبر جمهوری اسلامی در حکمی، دستور تشکیل و انتصاب اعضای شورای جدیدی به نام شورای عالی فضای مجازی و همچنین زیرمجموعه آن مرکز ملی فضای مجازی را به ریس جمهور وقت ابلاغ کردند.
بحث فیلترینگ اینترنت در ایران در دهه 90 با مفهوم جدیدی به نام فیلترینگ هوشمند مواجه شد. منظور از فیلترینگ هوشمند بهکارگیری برخی نرمافزارهای خاصی بود که وبسایت هدف را نه بر مبنای لیست سیاه و یا کلمههای کلیدی تعریفشده؛ بلکه بر مبنای محتوای خاصی که در برخی صفحهها قرار داشت فیلتر میکرد و بدین ترتیب از مسدود شدن کل وبسایت جلوگیری میشد. به عنوان نمونه این روش برای مدتی بر روی شبکه اجتماعی اینستاگرام اجرا شد. اما در ادامه با حرکت کلی وبسایتها به سمت استفاده از HTTPS و رمزنگاری محتوای مبادله شده بین کاربر و وبسایت، امکان مشاهده محتوا از شرکتهای ISP و اشخاص ثالث سلب شد و بدین ترتیب بحث فیلترینگ هوشمند عملاً منتفی شد.
سالهای دهه نود مصادف بود با آشنایی عموم ایرانیان با شبکهها و رسانههای اجتماعی که پس از کسب محبوبیت به طور مکرر فیلتر شدند. با فیلتر شدن هر یک از این پلتفرمها مردم به سمت پلتفرم دیگری حرکت میکردند. از جمله موارد شاخص شامل WeChat ،Viber ،Line و Tango بودند که هر کدام از تیغ سانسور و فیلترینگ رد شدند و در نهایت مردم ایران به سمت شبکه اجتماعی نوظهوری به نام Telegram متمایل شدند.
این حرکت جمعی به سمت تلگرام همزمان شد با توسعه فزاینده نسل سوم دیتای تلفن همراه و همچنین تبلیغات گسترده این نرمافزار پیامرسانی در شبکههای مختلف رادیو و تلویزیون ایران، به ترتیبی که در سالهای اواسط دهه 90 نسلی از کاربران اینترنت در ایران پدید آمدند که نخستین تجربهشان از اینترنت محدود به این رسانه پیامرسان بود و به طور خلاصه اینترنت را با تلگرام میشناختند. این وضعیت تا حدی پیش رفت که در مقطعی از زمان بیش از نیمی از پهنای باند کشور در بستر این شبکه پیامرسان مبادله میشد (4).
در 7 دی ماه 1396 تظاهراتی با زمینه اعتراض به فساد در صندوقهای مالی و اعتباری در ایران آغاز شد. متعاقب آن در روز 10 دی ماه تلگرام در سراسر ایران به مدت قریب به دو هفته تا 23 دی ماه فیلتر شد. در این تاریخ تلگرام مجدداً رفع فیلتر شد، اما این آزادسازی دیری نپایید و کمتر از چهار ماه بعد در تاریخ 10 اردیبهشت 1397 تلگرام به صورت دائمی در ایران فیلتر شد.
این فیلترینگ در عمل مؤثر واقع نشد و نسلی که اینترنت را با تلگرام شناخته بودند، کماکان با روشهای مختلف از این نرمافزار پیامرسان استفاده میکنند. برای نمونه بر اساس گزارش آزمایشگاه شبکههای اجتماعی دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تهران، میزان بازدید از مطالب کانالهای فارسیزبان تلگرام در تاریخ 22 آذرماه 1398 نسبت به دو سال پیش یعنی تاریخ 22 آذرماه 1396 که تلگرام فیلتر نبوده است، از عدد 2،201،700،000 بازدید به 1،450،000،000 کاهش یافته است (5). این آمار نشان میدهد که همچنان حدود دوسوم کاربران این پیامرسان از آن استفاده میکنند.
در نهایت در آبان 1398 و پس از گذشت 24 ساعت از اعتراضات سراسری در ایران نسبت به افزایش سه برابری قیمت بنزین، برای نخستین بار در تاریخ اینترنت ایران، تقریباً کل دسترسی به اینترنت به طور سراسری و کامل قطع شد. گزارشها از سوی نهادهای ناظر حاکی از افت 96 درصدی ترافیک اینترنت بینالملل ایران در این بازه بود. این قطعی به مدت یک هفته از تاریخ 25 آبان تا 2 آذرماه 1398 ادامه داشت. این قطعی سراسری کاربران از شبکه جهانی اینترنت، بدون تدارک شبکه ملی اطلاعات و جایگزینی آن برای رفع نیازهای ضروری ایرانیان میسر نمیشد. بدین ترتیب ایرانیان برای نخستین بار به صورت عملی با مفهوم تمایز ترافیک داخلی و خارجی که چندین سال بود در قراردادهای اینترنتی خود مشاهده میکردند؛ اما شاید معنای عملی آن را نمیدانستند، آشنا شدند.
با توجه به عدم آمادگی کاربران برای این شرایط بیسابقه، ضرر و زیان هنگفتی متوجه کسبوکارهای مختلف و عامه جامعه شد. شرکتهای بازرگانی امکان ارسال و دریافت ایمیلهای تجاری و یا هماهنگیهای کاری را از دست دادند. امکان تحقیق و پژوهش به طور مطلق از دانشجویان سلب شد. خانوادههایی که اعضای آنها در دو سوی مرز بودند، از هم بیخبر ماندند، برخی دستگاهها که برای تداوم کار خود نیاز به اتصال اینترنتی داشتند خاموش شدند. به طور کلی احصای کامل فهرست این آسیبها و خرابیها امکانپذیر نیست. بر اساس برخی برآوردها میزان ضرر این قطعی اینترنت برای اقتصاد ایران، مبلغی قریب به 20 تریلیون تومان یعنی در حدود 0.3% تولید ناخالص داخلی کشور بوده است.
چنان که تا به این جا دیدیم در طی دو دهه اخیر از هیچ تلاشی برای تحمیل نظم مورد نظر بر اینترنت فروگذار نشده است که جدیدترین شاهد آن قطع سراسری اینترنت بوده است. اما این شبکه ملی اطلاعات چیست و ایران چگونه امکان فنی تعبیه یک سوئیچ قطع (Kill Switch) برای اینترنت یافته است؟ در بخش بعدی در این خصوص صحبت خواهم کرد.
پیش از آن که با مفهوم شبکه ملی اطلاعات آشنا شویم، باید با مفهوم شبکه به طور عام و اینترنت به طور خاص آشنا باشیم.
اینترنت یک شبکه است که دستگاههای الکترونیکی را به هم متصل میسازد. اینترنت را میتوان به تعدادی خیابان یا جاده تشبیه کرد که منازل، اماکن تجاری، محلهها، شهرها و کشورها را به هم مرتبط میسازد. اگر به جای خیابانهای آسفالت، سیمهای مسی (کابل فیبر نوری یا ارتباط ماهوارهای) و همچنین به جای منازل و اماکن، رایانههای شخصی (گوشیهای تلفن همراه و سرورهای تجاری) را جایگزین کنید، میتوانید درک بهتری از مفهوم اینترنت به دست آورید.
همچنان که در دنیای واقعی برای رفتن از یک مکان به مکان دیگر باید نشانیهای مبدأ و مقصد و مسیر مشخص باشند، در شبکه اینترنت نیز برای این که پیامی از یک مکان به مکان دیگر منتقل شود، باید نشانی مبدأ و مقصد (IP نامیده میشود) و همچنین مسیر (Route نام دارد) را بدانید. در دنیای واقعی شهرداری هر شهری مسئول تخصیص پلاک به اماکن مسکونی و تجاری است. این مهم در اینترنت از طریق مفهوم مشابه شهرداری به نام سامانه خودگردان (Autonomous System) انجام مییابد. سامانه خودگردان به طور خلاصه سازمان یا شرکتی است که شما از آن اینترنت را خریداری میکنید. این شرکت به شما یک IP اختصاص میدهد که به وسیله آن میتوانید در شبکه جهانی اینترنت حضور پیدا کنید.
نکته دیگری که در خصوص این تمثیل اتصال اینترنتی باید توجه داشته باشیم، پروتکلهای اتصال هستند. روشهای مختلفی برای ارسال پیام در شبکه وجود دارد. همچنان که برای رفتن از یک مکان به مکان دیگر وسایل نقلیه متفاوتی مانند خودروی شخصی، موتورسیکلت، دوچرخه، اتوبوس و کامیون وجود دارند، پیامها نیز میتوانند بر بستر پروتکلهای مختلفی در شبکه مبادله شوند.
در حال حاضر در ایران 671 سامانه خودگردان وجود دارند که در مجموع مسئولیت تخصیص بیش از 13 میلیون IP را بر عهده دارند. اما بیش از 90 درصد IP-های ایران از سوی 20 شرکت فهرست زیر تخصیص مییابند:

شرکت ارتباطات زیرساخت به عنوان یک شرکت دولتی زیرمجموعه وزارت ارتباطات انحصار خرید و عرضه ظرفیت اینترنت بینالملل را در ایران بر عهده دارد. بقیه شرکتهای ICP ،ISDP و ISP پهنای باند مورد نیاز خود را از این شرکت تأمین میکنند.
کاری که در ایران برای ایجاد شبکه ملی اطلاعات انجام یافته این است که تجهیزات مسیریابی و همچنین مراکز دادهای تعبیه شده است تا شرکتهای تأمینکننده پهنای باند یا همان سامانههای خودگردان بتوانند بدون نیاز به خروج از مرزهای فیزیکی و در کمترین زمان و مسافت ممکن IP مقصد را شناسایی کنند.
تا قبل از افتتاح مراکز تبادل ترافیک داخلی از سوی شرکت ارتباطات زیرساخت، عمده مبادله ترافیک و مسیریابی در مراکز مبادله خارجی از جمله IXP در کشور هلند انجام مییافت. در پی افتتاح مراکز IXP ششگانه تهران، تبریز، مشهد، قم، اهواز، شیراز و اصفهان این تبادل ترافیک، اینک در داخل ایران و به طور عمده در داخل همان استان انجام مییابد. برخی از سرویسهایی که این مراکز ارائه میکنند شامل موارد زیر است:

پس تا به اینجا متوجه شدیم که در شبکه ملی اطلاعات، IP کاربران از سوی AS–های داخلی تخصیص مییابد و مسیری که میخواهند بروند نیز در مراکز تبادل ترافیک داخلی مسیریابی میشود. این مراکز داده یک کپی از اطلاعت DNS Root را نگهداری میکنند و میتوانند بدون مراجعه به خارج از شبکه name server مقصد مورد نظر کاربر را در اختیار وی قرار دهند.
از بعد فنی کاری که تاکنون در زمینه شبکه ملی اطلاعات انجام یافته را به طور خلاصه میتوان در مواردی که مورد اشاره قرار گرفت، یعنی تجمیع AS-ها، استفاده از پروتکل BGP برای ایجاد ارتباط بین آنها و همچنین احداث مراکز IXP برای هدایت هدفمند ترافیک جمعبندی کرد. این کاری است که در تعدادی از کشورهای دیگر دنیا هم انجام یافته است و جهت ساماندهی و تثبیت شبکه دیتا یک گام ضروری تلقی میشود. اما در بعد کلانتر، شورای عالی فضای مجازی انتظارات بسیار بیشتری از وزارت ارتباطات به عنوان مجری شبکه ملی اطلاعات دارد. مدل مطلوب شبکه ملی اطلاعات از نظر این شورا به صورت زیر ترسیم شده است.

در نمودار فوق شاید از اصطلاحهای سردرگمکنندهای استفاده شده باشد، اما به طور خلاصه منظور از شبکههای مستقل، سامانههای دولتی و حکومتی و منظور از شبکه عمومی مسلط نیز بخش خصوصی فعال در فضای مجازی کشور است که از شرکتهای ISP تا کسبوکارها و تولیدکنندگان محتوا را شامل میشود. اما بخشی که در سمت چپ به طور کاملاً مجزا و با عنوان نواحی کنترل نشده مشخص شده است، همان اینترنتی است که هماکنون میشناسیم. در مدل مطلوب از نظر این شورا اینترنت (به زعم ایشان اینترنت جهانی) شبکهای ثانویه است که صرفاً میبایست در اختیار افراد خاصی که هدفشان را از ارتباط با این شبکه بیان میکنند و مورد پذیرش است، قرار گیرد.
مهمترین ابزاری که برای پیادهسازی این مدل در نظر دارند، بحث اپراتور رسمی VPN است که اخبار آن گهگاه به گوش میرسد. این طرح هم اینک در کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه در حال بررسی است و بنا بر آن افراد حقیقی و حقوقی برای دسترسی به اینترنت با تأیید قوه قضاییه به یک VPN دسترسی خواهند داشت. شاید بپرسید وقتی همین افراد میتوانند هماکنون بدون VPN به اینترنت دسترسی داشته باشند، چه نیازی به VPN وجود دارد؟ دلیل آن این است که در آینده چنین امکانی وجود نخواهد داشت و این طرح آمادهسازی بستری برای تکمیل فاز نهایی شبکه ملی اطلاعات و احراز هویت و همچنین شناسایی مقصود افراد خاصی از جامعه که نیاز مبرم به دسترسی به اینترنت دارند خواهد بود.

تمامی تحولاتی که در طی سالهای اخیر در زمینههای مختلف از مسدودسازی وبسایتهای دانلود فیلم، تشویق کسبوکارها به انتقال سرورها به مراکز داده داخلی، نیمبها کردن ترافیک داخلی و تأسیس سازمانی به نام «سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی» صورت گرفته، همگی در راستای همین مدل مطلوب قابل تفسیر است.
چنان که در بخشهای قبل اشاره کردیم، «شبکه ملی اطلاعات» فینفسه مفهوم مذمومی نیست و تا به همینجا منشأ اثرات مثبت زیادی از قبلی افزایش سرعت تبادل داده، کاهش هزینه برای شبکه و کاربران نهایی و ساماندهی شبکه دیتای کشور شده است. به این ترتیب توان تحمل شبکه دیتای کشور در برابر هرگونه حوادث غیرمترقبه و یا وقایعی از قبیل شرایط تحریم یا جنگ بسیار بالا رفته است. اما این بدان معنی نیست که نیتهای شومی که قصد سوءاستفاده از این امکان مهم را دارند و در پشت این مفهوم مثبت پنهان شدهاند را نادیده بگیریم.
شبکه ملی اطلاعات از لحاظ بستر فیزیکی با توجه به تخصیص بودجه کلانی در حد سالانه چند تریلیون تومان، پیشرفت فراوانی داشته است، اما در حوزههایی مانند تولید محتوا و همچنین در زمینه نرمافزاری به خصوص در مورد موتورهای جستجو و پیامرسانها دچار عقبماندگی زیادی است. طبق آمار چیزی قریب به 70 تا 80 درصد (اختلاف آمار مربوط به نهادهای مختلف است) ترافیک دیتای کشور را هم اینک ترافیک بینالملل تشکیل میدهد که عمده آن مربوط به حوزه چندرسانهای و پیامرسانها است. این حجم بسیار بالا است و قطع یکباره آن در افق کوتاهمدت دشوار به نظر میرسد. با این حال این عقبنشینی موقت یک رویکرد تاکتیکی است و رویکرد راهبردی همان است که مورد اشاره قرار گرفت.
گرچه در طی تمام این سالها عادت کردهایم که بشنویم شبکه ملی اطلاعات (با نام سابق اینترنت ملی) به معنی قطع اینترنت نیست، اما در تاریخ 25 آبان ماه 1398 دیدیم که اتفاقاً دقیقاً به همین معنی است و این کابوس اینک از یک «احتمال مبهم» به یک «واقعیت عریان» تبدیل شده است.
البته این قطع اینترنت آرزوی تعدادی از بازیگران سیاسی کشور نیز محسوب میشود که معتقدند، «اینترنت بازِ باز هم نباشد» و یا در رؤیاهای خود شبکه ملی اطلاعات را به عنوان بدیلی برای سازمان صداوسیما در فضای مجازی میپندارند که میتوان به وسیله آن انحصار جریان گردش اطلاعات را در اختیار گرفت. چنین افرادی به کل از واقعیت اینترنت و میزان تأثیرات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آن بر جامعه کشور بیاطلاع هستند.
بدیهی است که قطع اینترنت هم اینک که زمینه فنی آن مهیا شده است، کاری ناممکن نیست و چنان که یک هفته اجرا شد، میتواند به صورت دائمی نیز اجرا شود، اما هزینههای آن برای کشور سرسامآور خواهد بود. بدنه تکنوکرات وزارت ارتباطات به عنوان مجری شبکه ملی اطلاعات با درک این هزینه سنگین که به صورت یک وزنه عظیم در برابر رشد همهجانبه کشور است، تاکنون در برابر این تفسیر مضیق از شبکه ملی اطلاعات ایستادگی کرده است. دلیل همه این هجمههای انتقادی که از سوی مسئولان سیاسی به آن وارد میشود نیز جز این نیست.
در فردای قطع اینترنت، در هر حال مراکزی وجود خواهند داشت که دسترسی به اینترنت دارند. به دلیل ماهیت سریع تبادلات الکترونیکی تصور این که بتوان مبادله دیتا را محدود ساخت تصور خاماندیشانهای است. بسیار روشن است که با قطع اینترنت، پدیده قاچاق اینترنت به داخل شبکه ملی اطلاعات از طریق مبادی مختلف از قبیل دیتاسنترهای محدود همچنان متصل داخلی، افرادی که از طریق دیتا و وایرلس به اینترنت کشورهای همجوار در نقاط مرزی متصل هستند و همچنین اینترنت ماهوارهای رونق فراوانی خواهد یافت. چنان که بر اساس برآوردها هم اینک بیش از نیمی از ترافیک دیتای کشور از طریق پراکسیها و به صورت غیرقانونی مبادله مییابد.
شبکه استارلینک
شرکت اسپیس ایکس در ایالات متحده به مدیرعاملی کارآفرین برجسته ایلان ماسک از سال 2015 در تدارک شبکه به هم متصلی از هزاران ماهواره مدار پایین است که امکان برقراری ارتباط دیتا را برای کاربران عمومی فراهم میسازد. این شبکه «استارلینک» (Starlink) نام دارد و در فاز نخست از 12000 ماهواره تشکیل مییابد که از این تعداد، 1600 ماهواره در مدار لئو 500 کیلومتری قرار میگیرند، سپس 2800 ماهواره در مدار 1150 کیلومتری زمین قرار میگیرند که در باندهای Ku و Ka فعالیت میکنند و در نهایت 7500 ماهواره در مدار 340 کیلومتری مستقر میشوند که در باند V کار خواهند کرد. ارتباط کاربران با این شبکه از طریق یک آنتن آرایه فازی با ابعادی در حدود یک جعبه پیتزای متوسط خواهد بود.

بودجه مورد نیاز برای اجرای این طرح ده میلیارد دلار تخمین زده شده است. با این که هم اینک تعداد 120 ماهواره در مدار مستقر و با موفقیت تست شدهاند، اما نخستین قراردادهای فروش اینترنت از زمانی که این تعداد به 1000 ماهواره برسد، یعنی از اواسط سال 1399 در امریکای شمالی آغاز میشود. ظرفیت نهایی نیز تا سال 1406 تکمیل خواهد شد و کل سیاره زمین زیر پوشش این شبکه قرار میگیرد.
به عبارت دیگر تا چند سال دیگر شما در هر کجای سیاره زمین که باشید، برای اتصال به اینترنت بدون فیلتر و سانسور به چیزی بیش از یک آنتن کوچک و قرارداد با شرکت استارلینک نیاز ندارید.
یکی از وجوه ممیزه سیستمهای توتالیتر، میل بیپایان به کنترل گردش اطلاعات و القای ایدئولوژی مطلوب به زعم خود، به تودههای مردم است. در چنین فضایی هر فرد میبایست همان گونه که حاکم میپسندد تفکر و زندگی کند و هر گونه تضاد و یا حتی زاویه با الگوی مطلوب به مثابه خللی در کارایی حاکمیت نگریسته میشود. چنان که سالها شاهد بودهایم از انحصار شبکههای رادیو و تلویزیون، کنترل مطبوعات و سانسور کتابها و نشریات تاکنون گامی نبوده است که در زمینه کنترل گردش اطلاعات فروگذار شده باشد. پس چرا باید فرض کنیم که حاکمیت در برابر اینترنت به عنوان بزرگترین شبکه گردش اطلاعات تسامح به خرج داده و ناگهان روشنفکر میشود؟
جمعبندی من این است که با در نظر گرفتن مسیر بیستساله فیلترینگ در ایران که در بخش نخست مقاله مورد اشاره قرار گرفت، مقصود نهایی، تفکیک کامل شبکه ملی اطلاعات از اینترنت و ایجاد دسترسی بسیار محدود و کنترلشده به اشخاص حقیقی و حقوقی خاص جهت برآورده ساختن نیازهای ضروری ایشان است. این که این مسئله تا چه حد قابلیت اجرایی دارد و در چه افق زمانی قابل تصور است، موضوعی است که از یک سو توانایی فنی سیستم و از سوی دیگر واکنش افکار عمومی جامعه آن را تعیین میکند. با این حال همچنان که تجربه نشان داده است، از زمان صدور فرمان قطع سیمهای تلگراف در زمان محمدعلی شاه تا ممنوعیت خرید رادیو در زمان پهلوی اول تا ممنوعیت ویدئو در دهه شصت و تا ممنوعیت دیش و رسیور ماهواره تا به همین الان، این ممنوعیت و فیلترینگ نیز در نهایت راه به جایی نخواهد بود.
جهانی شدن پدیده ای است که با آغاز عصر ارتباطات متولد شد. ابزار آن شبکههای اطلاعاتی هستند که ارتباط بین دو سوی دنیا را تا ابعادی در حد میلیثانیه کاهش دادهاند، به این ترتیب شما از وقایعی که در آن سوی کره زمین رخ میدهند، بسیار سریعتر از وقایعی که در محلهتان رخ میدهد آگاه میشوید. پدید آمدن یک چنین دهکده جهانی، نسلی با اقتضائات متناسب خود پدید آورده است که سبک زندگی و جهانبینی خاصش را دارد. اگر فردی تصور میکند که میتوان ملتی را از این دهکده جهانی بیرون کشید، بدیهی است که سوای بیاطلاعی از پیشرفتهای تکنولوژیک، از این تغییر ایدئولوژیک و فرهنگی مهم نیز بیخبر است.