خیلیا توی ترید دقیقاً میدونن باید چیکار کنن، ولی وقتی پای عمل میرسه، یه چیز دیگه انجام میدن. نظریه کریس آرجریس دربارهی شکاف بین «دانستن و عمل کردن» کمک میکنه بفهمیم چرا این اتفاق میافته و چطور میشه کنترلش کرد.

اگه تریدر باشی، احتمالاً بارها برات پیش اومده که با خودت گفتی:
“ایندفعه دیگه بدون ستاپ نمیرم تو معامله!”
ولی دو ساعت بعد، همون کاری رو کردی که خودت به خودت قول داده بودی انجام ندی 😅
اینجا دقیقاً وارد دنیای یکی از نظریههای قشنگ کریس آرجریس میشیم؛ نظریهای دربارهی فاصله بین چیزی که میگیم باور داریم و چیزی که واقعاً انجام میدیم.
آرجریس اسمش رو گذاشته:
"Espoused Theory" (نظریهی مورد حمایت) در مقابل
"Theory-in-Use" (نظریهی مورد استفاده)
بذار سادهتر بگم:
ما معمولاً یه تصویری از خودمون داریم که نشون میده چقدر منطقی و حرفهایایم، مثلاً میگیم:
“من همیشه به پلن تریدم وفادارم.”
ولی وقتی بازار یه جهش تند میزنه، نظریهی مورد استفادهمون لو میده که واقعیت یه چیز دیگهست. اون موقع سیستم درونی ما (احساسات، ترس، طمع) تصمیم میگیره، نه اون چیزی که تو کتابها یاد گرفتیم.
آرجریس میگه آدمها بین دانستن و عمل کردن همیشه یه فاصله دارن، چون وقتی در موقعیت واقعی قرار میگیرن، سیستم دفاعی ذهن فعال میشه. یعنی مغزت بهجای اینکه بگه “طبق برنامه پیش برو”، میگه “جون هرکی دوست داری ضرر نده!”
در واقع ما رفتار خودمون رو توجیه میکنیم تا از اضطراب یا احساس شکست فرار کنیم.
یعنی اینکه فقط “دانستن” کافی نیست. تو ممکنه ده تا دورهی مدیریت ریسک رفته باشی، ولی اگه نظریه مورد استفادهت هنوز همون الگوی ترس و هیجان باشه، همون اشتباهات رو تکرار میکنی.
راهش چیه؟
اول از همه باید این دو تا نظریه رو بشناسی و از هم جدا کنی.
بپرس از خودت:
“واقعاً دارم به پلنم عمل میکنم، یا فقط دارم خودم رو قانع میکنم که انجامش میدم؟”
وقتی این آگاهی شکل بگیره، تازه میتونی رفتار واقعی خودت رو ببینی، نه اون تصویری که از خودت ساختی.
آرجریس میگه: «یادگیری واقعی، وقتی شروع میشه که بین چیزی که فکر میکنی هستی و چیزی که واقعاً هستی، آشتی برقرار کنی.»
برای یه تریدر، یعنی صادق بودن با خودش، نه با بازار.
بازار رو نمیتونی کنترل کنی، ولی مدل ذهنی خودت رو چرا.
مازیار سهیلی