چرا فکر میکنیم فقط یک مسیر «درست» برای موفقیت وجود داره؟

از یک جمله ساده شروع کنیم؛ جملهای که شاید بارها شنیدیم اما کمتر به معنای واقعیاش فکر کردیم:
«همهی ما یک پایان مشترک داریم؛ مرگ.
ولی هیچکدوم از ما از یک مسیر و با یک شکل به این پایان نمیرسیم.»
این مثال ساده، دقیقاً قلب مفهوم همپایانی در تفکر سیستمیه.
همپایانی یعنی: یک سیستم میتونه از مسیرهای کاملاً متفاوت، با شرایط اولیهٔ متفاوت، کاملاً به یک نقطهٔ مشترک برسه.
برتالانفی ـ همون کسی که نظریه عمومی سیستمها رو مطرح کرد ـ میگه:
در سیستمهای باز (مثل انسان، بازار، تیم، کسبوکار، و البته ترید)،
هیچوقت یک «مسیر خطی» و قطعی وجود نداره.
تو نقطهٔ شروع رو میبینی، اما اینکه چطور به نقطهٔ پایان میرسه… خب، این دیگه کاملاً قابل پیشبینی نیست.
بارها دیدی:
یکی میگه فقط پرایساکشن
یکی میگه فقط الیوت
یکی میگه فقط اندیکاتور
یکی میگه اسکالپ
یکی میگه سویینگ
یکی روی یک چارت ۵ دقیقهای زندگی میکنه
یکی فقط روی تایم فریم روزانه نفس میکشه
اما چی میشه؟
همه ممکنه سودده باشن.
در نگاه سیستمی، این نه تناقضه و نه عجیب.
این یعنی همپایانی.
یک نتیجهٔ واحد (سودده بودن، رشد کردن، آرام شدن، موفق شدن)
میتونه از مسیرهای مختلفی به دست بیاد.
همه ی ما (تقریباً همهمون، بدون استثنا) توی دامِ یک خیال اشتباه میافتیم:
«یه روش درست وجود داره. من هنوز پیداش نکردم.»
این طرز فکر خطرناکه. چون هر بار که نتیجه نمیگیری، فکر میکنی داری اشتباه میری.
به جای اینکه بر اساس ویژگیهای خودت یک مسیر بسازی، میری دنبال نسخهٔ بقیه.
اما وقتی به همپایانی نگاه میکنی، یه تغییر ظریف اما عمیق تو مدل ذهنیت ایجاد میشه:
هدف این نیست که “درستترین مسیر” رو پیدا کنی.
هدف اینه که “مسیر مناسب خودت” رو طراحی کنی.
بازار بازه.
تو هم یک سیستم بازی.
پس راه تو با من یکی نیست.
و قرار هم نیست باشه.
همه به یک مقصد آخر میرسیم. مرگ
اما یکی آروم پیر میشه، یکی ناگهانی از دنیا میره، یکی با سلامتی کامل، یکی با هزار گرفتاری، یکی بعد از صد سال زندگی، یکی بعد از بیست سال. پایان یکیه.
پس چرا توی ترید فکر میکنیم باید پشت سر بقیه حرکت کنیم؟
یه نفر با فقط یک ستاپ ساده سودده میشه و یکی با چندتا ستاپ
یکی با پنج تا فیلتر و سه تا چک لیست
یکی با تایمفریم ۵ دقیقه
یکی با هفتگی
یکی با ریسک خیلی کم
یکی با ریسک بیشتر اما کنترل شده
یکی با روانشناسی قوی
یکی با تحلیل عمیق فاندامنتال
یکی با تمرکز روی یک جفت ارز و یکی با چندتا جفت ارز
اما انتهای مسیرشون یکیه: رسیدن به ثبات.
نه روشهاشون یکیه، نه مسیرهاشون، نه شکل کارشون.
این یعنی ترید دقیقاً یک سیستم بازه.
سیستمی که همیشه با محیط تعامل داره،
بنابراین هیچوقت فقط «یک مسیر درست» توش معنا نداره.
از دنبال کردن مسیر بقیه دست بردار. از ساختن مسیر خودت شروع کن.
تو به «راه درست» احتیاج نداری؛ تو به «راه مناسب خودت» نیاز داری.
همپایانی یعنی به جای اینکه بپرسی: «چطور باید ترید کرد؟»
بپرسی:
«چطور من باید ترید کنم که برای مدل ذهنی, شخصیت و سبک زندگی خودم بهترین باشه؟»
مازیار سهیلی