ویرگول
ورودثبت نام
پای درس بازار
پای درس بازارنه سیگنال، نه معجزه؛ فقط فکر و یادگیری. جایی برای شاگردی کنار بازار، نه مقابلش. سفری به روانشناسی و تصمیم‌سازی در دل بازار
پای درس بازار
پای درس بازار
خواندن ۲ دقیقه·۳ ماه پیش

وقتی تقصیر را گردن سیستم می‌اندازیم | تفاوت «مشکل سیستمی» و «مشکل در سیستم» در ترید

فرق بین «مشکل سیستمی» و «مشکل در سیستم» توی ترید چیه؟چرا گاهی به‌جای عیب‌گیری از پلن معاملاتی، باید طرز فکر خودمون رو بررسی کنیم و چطور تفکر سیستمی می‌تونه ما رو از این دام نجات بده.

اگه یه مدت تو بازار معامله کرده باشی، احتمال زیاد این جمله رو گفتی:
«این ستاپ دیگه جواب نمیده!» یا «بازار دیوونه شده، همه‌چی به‌هم ریخته!»
ولی واقعاً همیشه مشکل از سیستم معاملاتی ماست؟ یا از نوع نگاه ما به خود سیستم؟

ما معمولاً بعد از چندتا ضرر می‌ریم سراغ تعمیر، تنظیم یا حتی نابود کردن سیستم. یه اندیکاتور جدید، یه تایم‌فریم تازه، یه ورودی متفاوت. انگار با تعویض قطعات ماشین، قراره راننده‌ی بد، راننده‌ی خوبی بشه!
اما واقعیت اینه که بیشتر وقتا ما داریم مشکل سیستمی رو با مشکل در سیستم اشتباه می‌گیریم.


تفاوت این دوتا چیه؟

بذار ساده بگم:

  • مشکل در سیستم یعنی یه چیزی توی خود ساختار سیستم درست کار نمی‌کنه. مثلاً قانون ورودت با منطق بازار هماهنگ نیست، یا مدیریت سرمایت ناقصه.

  • مشکل سیستمی یعنی کل ذهنیت و چارچوب فکری ما در مواجهه با اون سیستم ایراد داره. یعنی ممکنه سیستم درسته، ولی ما طرز کار باهاش رو بلد نیستیم یا اشتباه تفسیرش می‌کنیم.

مشکل در سیستم با یه اصلاح حل میشه، ولی مشکل سیستمی با «دیدن دوباره» حل میشه.
و این همون‌جاییه که پای تفکر سیستمی وسط میاد.


از دید پیتر سنگه: سه لایه‌ی اشتباه

پیتر سنگه یه مدل خیلی جالب داره برای درک خطاها. میگه وقتی یه چیزی خراب میشه یا نتیجه نمی‌گیری، باید ببینی مشکل تو کدوم لایه‌ست:

  1. سطح رویدادها (مشاهده):
    فقط به نشونه‌ها نگاه می‌کنی. مثلاً میگی: «سه تا استاپ خوردم، پس سیستم ضعیفه!»
    این همون سطحیه که بیشتر تریدرها گیرش می‌افتن.

  2. سطح ساختار (قوانین سیستم):
    اینجا داری بررسی می‌کنی چرا اون اتفاق تکرار شده. مثلاً می‌فهمی که قانون ورودت با نوسانات بازار هم‌خوان نیست. یعنی یه ایراد فنی در خود سیستم هست.

  3. سطح مدل ذهنی (نحوه دیدن):
    اینجا اوضاع جدی‌تره. چون متوجه می‌شی شاید کل طرز فکرت درباره‌ی کنترل بازار اشتباه بوده.
    مثلاً فکر می‌کردی اگه قوانین رو دقیق اجرا کنی همیشه سود می‌کنی، درحالی‌که بازار ذاتاً تصادفی و پر از احتماله.

بیشتر تریدرها تا سطح اول می‌رن و دستکاری می‌کنن، ولی تریدرهایی که رشد می‌کنن، می‌رن سراغ مدل ذهنی‌شون.
اون‌جاست که می‌فهمن شاید باید به سیستم‌شون فرصت بدن، نه اینکه مدام نابودش کنن.


فرض کن یه تریدر بعد از سه ضرر پشت سر هم، ستاپش رو کنار می‌ذاره و می‌گه: «دیگه جواب نمی‌ده».
اما اگه تفکر سیستمی داشته باشه، یه سؤال دیگه می‌پرسه:
«آیا شرایط بازار عوض شده، یا ذهن من طاقت سه ضرر رو نداشته؟»
تفاوت این دو سؤال می‌تونه بین تریدر متوسط و تریدر حرفه‌ای خط بکشه.

شاید ستاپ کاملاً سالم بوده، ولی چون ذهن تریدر دنبال قطعیت و برد سریع بوده، تصمیم احساسی گرفته و سیستم رو قربانی کرده.


جمع‌بندی خودمونی

سیستم معاملاتی تو یه موجود زنده‌ست؛ رشد می‌کنه، تغییر می‌کنه، و به واکنش‌هات پاسخ میده.
مشکل از اون‌جایی شروع میشه که به‌جای نگاه سیستمی، نگاه قطعه‌ای داریم.
فکر می‌کنیم اگه یه قانون یا اندیکاتور رو عوض کنیم، همه‌چی درست میشه.

اما گاهی وقتا، سیستم درست کار می‌کنه... این ماییم که داریم اشتباه نگاهش می‌کنیم.

مازیار سهیلی

تفکر سیستمیفارکسمدیریت سرمایهتریدبازارهای مالی
۵
۲
پای درس بازار
پای درس بازار
نه سیگنال، نه معجزه؛ فقط فکر و یادگیری. جایی برای شاگردی کنار بازار، نه مقابلش. سفری به روانشناسی و تصمیم‌سازی در دل بازار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید