مشاهدات من از فرنگ - جشنواره چارلز دیکنز در هلند

چارلز دیکنز یکی از تاثیر گذارترین و مهمترین نویسنده های چند قرن اخیر بوده است و احتمالا همه شما اسم چارلز دیکنز را شنیده اید، یا اگر نشنیده اید احتمالا یکی از کارتون ها یا فیلم هایی که بر اساس داستان های چالز دیکنز ساخته شده اند مثل اولیور توئیست، دیوید کاپرفیلد و اسکروچ را دیده اید . اگر یکی از این فیلم ها را به خاطر داشته باشید حتما فضا، پوشش ها، شخصیت ها و ... نمایش داده شده در این فیلم ها که (فضای مختصص دوره ویکتوریایی هست) مثل گداها، صورت های کثیف، لباس های زنانه بلند، مردان با کلاه های تاپ هت و ... را هم به خاطر دارید.

شخصیت های چارلز دیکنز به قدری تاثیر گذار و محبوب هستند که از سال 1991 به بعد هر سال در ماه دسامبر و قبل از کریسمس در شهر Deventer که یک شهر کوچک در شرق هلند هست یک جشنواره دو روزه به نام Dickens Festijn برگزار می شود و مردم عادی در آن لباس های آن دوران را می پوشند و به معنای واقعی در نقش شخصیت های کتاب های چارلز دیکنز فرو می روند! ( گویا در بعضی جاهای دیگر دنیا هم این جشن برگزار می شود ولی به اندازه اینجا معروف نیست.)

اجرای زنده سرود توسط بچه های یتیم خانه و مدیر بداخلاق یتیم خانه!
اجرای زنده سرود توسط بچه های یتیم خانه و مدیر بداخلاق یتیم خانه!

من هم وقتی که از وجود چنین جشنی باخبر شدم تصمیم گرفتم که به همراه جمعی از هم دانشگاهی ها به شهر Deventer بروم و از نزدیک این جشن را ببینیم. با وجود این که هوا به شدت سرد بود! ولی خدا را شکر توانستیم که این جشنواره را از نزدیک ببینیم. با این حال می خواستم که چند نکته در خصوص این جشن را بگم و هم چند عکس از این جشن را با هم ببینیم:

  • وقتی برای اولین از وجود چنین جشنی با خبر شدم به سواد خودم شک کردم و تصور کردم که شاید چارلز دیکنز هلندی و اهل Deventer بوده و ما تمام عمر در جهل به سر می بردیم و برای همین جشن در این شهر گرفته می شود. ولی نه چارلز دیکنز همانطور که می دانستم هلندی نبود و بلکه اهل کشور فخیمه انگلیس بود! حالا برای چه مردم شهر Deventer جشن می گیرند؟ احتمالا در وهله اول به خاطر خوشحال و شاد بودن این جشنواره را برگزار می کنند. به صورت کلی در این چند ماهی که اینجا بودم به این نتیجه رسیدم که هلندی ها از هر فرصتی برای شادی و تفریح کردن استفاده می کنند و احتمالا دلیل اصلی برگزاری این جشن هم همین هست! احتمالا یک دلیل دیگر برای برگزاری جشن هم کسب سود مالی بوده است ( هر سال حداقل در حدود 120 هزار نفر برای دیدن جشن در این دو روز به Deventer می روند و می شود یک حساب و کتاب کوچک از سود به دست آمده کرد!) علاوه بر این، این جشنواره برای شهر یک اعتبار بین المللی هم ایجاد کرده چون این توریست ها از اقصی نقاط اروپا برای دیدن این جشن به Deventer می آیند. البته این روند که هلندی از چیزی که هیچ ربطی به آن ها ندارد ارزش ایجاد می کنند در بقیه جاهای دیگر هلند هم دیده می شود؛ به طور مثال احتمالا می دانید که در هلند هیچ چاه نفتی وجود ندارد ولی بزرگترین بندر نفتی دنیا در آمستردام قرار دارد و البته یکی از بزرگترین شرکت های نفتی دنیا (Shell) هلندی است!
  • این جشنواره به این صورت برگزار می شود که تمامی ورودی های منتهی به مرکز شهر به غیر از یک ورودی بسته می شوند و تمامی توریست ها برای حضور در جشن باید از این ورودی به مرکز شهر بروند ( شرکت در جشن هم رایگان است). البته ممکن هست که این صف حدود یک ساعتی هم طول بکشد، چون در بعضی ساعات این صف به شدت شلوغ می شود. با این حال آرامش، صبر و احترامی که مردم به هم در صف می گذارند واقعا ستودنی بود!
صف ورود به محل جشنواره
صف ورود به محل جشنواره


  • افراد حاضر در جشنواره هم به دو دسته تقسیم می شوند: توریست های عادی که لباس عادی دارند و بقیه افرادی که لباس های قدیمی و دوره ویکتوریایی را پوشیده اند و به نوعی دارند نقش ایفا می کنند. نکته قابل توجه این هست که اکثر این افرادی که نقش ایفا می کنند افراد محلی و ساکن Deventer هستند و هر سال نقش یکسانی را ایفا می کنند. مثلا ممکن است که یک نفر برای 10سال نقش یک گدا را ایفا کند! البته هر کسی می تواند لباس های دوره ویکتوریایی (اگر داشته باشد) را بپوشد و در جشن حضور پیدا کند و لزوما هم نباید اهل شهر باشد. مثلا وقتی که وارد ایستگاه قطار شهر می شوید می توانید ببینید که کلی آدم با لباس های عجیب و غریب از قطار پیاده می شوند و به سمت مرکز شهر می روند!
اجرای زنده در ایستگاه قطار
اجرای زنده در ایستگاه قطار
  • افرادی که در جشنواره نقش ایفا می کنند به معنای کلمه در نقش خودشان فرو رفته اند! به طور خاص آن هایی که سال ها در این نقش ها بازی می کنند. مثلا زمانی که ما از یکی از کوچه ها رد می شدیم با یک گروه خفت گیر مواجه شدیم که ما را هم از خفت گیریشون بی نصیب نگذاشتند، ولی خوب در آخر ختم به خیر شد و کالای خفت گیری شده را به من پس دادند :). با این حال همه افراد حاضر در جشنواره، چه توریست عادی و چه بازیگران یک سطح بالایی از جنبه و ظرفیت را از خودشان نشان می دادند و اگر بعضی از این شوخی ها در یکی از کشورهای دیگر انجام می شد شاید کار به درگیری هم می کشید!
سردسته خفت گیرها و اعوان و انصارش
سردسته خفت گیرها و اعوان و انصارش

یا به طور مثال؛ در طول شهر تعداد زیادی بچه در نقش گدا فرو رفته بودند و به قدری خوب نقش بازی می کردند که واقعا دل آدم برای آن ها کباب شد! ( و البته به یاد وطن و مسیر پیاده رو خانه به محل کار می افتادم!)

کی گفته هلند گدا نداره! این هم گدا!
کی گفته هلند گدا نداره! این هم گدا!

یا حتی از این جالب تر،در سطح شهر و کوچه ها به صورت وسیعی می شد دید که مردم لباس های آن دوران را از در و دیوار خانه هاشون مثلا به عنوان خشک شدن آویزان کرده اند!

در نهایت به صورت خلاصه این که هلندی ها این توانایی را دارند که از چیزهایی که متعلق به آن ها نیست مثل نفت و داستان های چارلز دیکنز شادی (هر چند که شاید شادی ظاهری باشد)، ارزش و درآمد بسازند و این چیزی بود که واقعا من را به حیرت واداشت. علاوه بر آن افسوس خوردم که چرا ما با این همه توانایی و پتانسیل نمی توانیم از این جشنواره ها داشته باشیم و علاوه بر جذب توریست و درآمد کمی هم جامعه را خوشحال تر کنیم!