اولین تجربه ویرگول‌نویسی، کمی دل‌نوشته و مباحث دیگر

شاید اولین بار که در تلگرام، لینکی از ویرگول به چشمم خورد و مطلبی در آن خواندم فکر نمی‌کردم روزی به قدری کنجکاو شوم که خودم صفحه‌ای در آن بنا نهم و شروع به گفتن و شنفتن کنم. حقیقتا اعتمادی به سیستم‌های داخلی، یا حداقل به سرویس‌های آنلاین تولید و انتشار محتوای آنلاین از جمله سرویس‌های وبلاگ‌نویسی ندارم چرا که حضور شما در آن‌ها هر لحظه در هاله‌ای از ابهام خواهد بود و مشخص نیست در لحظه بعدی، اجازه‌ی دسترسی به محتوای تولیدی خود طی روزها، ماه‌ها و یا حتی سال‌های گذشته را خواهید داشت یا خیر، همان دکمه فیلترینگ مشهور که زحمات چندین و چند ساله عده زیادی را با خود به خاطرات پیوند زده. شاید دلیل اصلی که تصمیم به ساخت وبلاگ در بلاگر کردم هم، همین آزادی بیانی است که به واسطه فیلترینگِ از بیخ و بنِ این سرویس برای ما فارسی‌زبانان داخل کشور فراهم آورده، هرچند به قدری نویسنده نبودم که بخواهم از این معضلات شکوه کنم یا گریبان مرا گرفته باشد و زحماتم به کلی به باد رفته باشد اما همیشه باید فکر آینده و آیندگان و گاهی آنان که به خاطرات پیوستند هم بود.

حالا که غرهایم را زدم بد ندیدم در این یک ساعت حضورم در ویرگول، کمی هم از تجربه کاربری خود از این سرویس بنویسم، شاید کسی دید و دست به مقدار اندکی اصلاحات (البته آن اصلاحات که می‌گویند رئیس‌جمهور پیگیر آن است نه) زد و استفاده دیگران از آن لذت‌بخش‌تر شد:
یک این که حس می‌کنم سرویسی مشابه ویرگول در این طرف و آن طرف کم نداریم، نمونه بارزش هم پرشین‌بلاگ خودمان که البته آخرین بار یک سال پیش با آن کار کردم و حس می‌کنم شباهت‌ها کم نیست، اما خب با توجه به نیازها و دسترسی‌های امروزه‌ی کاربران، ویرگول شرایط بسیار بهتری را فراهم کرده.
دو اینکه بعد از ثبت‌نام و ورود به حساب ویرگولم، دیگر دسترسی به صفحاتی همچون قوانین، درباره‌ما و دیگر صفحات اصلی سایت نداشتم و برای یافتن هرکدام مجبور به مراجعه به تاریخچه مرورگر خود شدم (لازم به ذکر است با موبایل در سایت ثبت‌نام کردم و در حال نوشتن این مطلب هستم، روی دسکتاپ بررسی نکردم) که حس جالبی نبود.
سه موقع ثبت‌نام بود که وقتی ایمیل و رمزم را وارد کردم و دکمه ثبت را زدم با صفحه سفیدی روبرو شدم که در سکوت خود حرف‌های فراوانی برای گفتن داشت (شاید بخاطر وی پی ان باشد که فعال است)، بعد از ورود به حساب کاربری و خروج از آن، برای ورود مجدد، یوزر و پسورد را زدم که این‌بار به صفحه null رسیدم. از این‌ها بگذریم، در هنگام کلیک روی لینک فعال‌سازی حساب در ایمیل، وقتی وارد ویرگول شدم، پیغامی مبنی بر این‌که عملیات موفقیت‌آمیز بود یا خیر، مشاهده نکردم، در واقع پیغامی ظاهر نشد و من ماندم و حوضم که آیا باید دوباره کلیک کنم یا خیر.
چهار هم هنگام ویرایش اطلاعات کاربری که بعد از یکی دو بار تغییر یوزرنیم، وقتی خواستم مجدد آن را ویرایش کنم پیغامی دیدم که می‌گفت "شما مجاز به تغییر نام‌کاربری خود نمی‌باشید"، ولی خب چرا زودتر نگفتی که کپن‌هایم را الکی نسوزانم؟
فعلا برای شروع بس است تا ببینیم چه خواهد شد.

در آخر باید بگویم که چرا این شبکه اجتماعی یا همان میکروبلاگینگ را به سایر سرویس‌ها ترجیح دادم؛ شاید برای من که نوشته‌هایم در شبکه‌های دیگر مانند اینستاگرام، قبل از آن در توییتر و قبل‌تر در فیسبوک و فروم و وبلاگ‌های دیگر مورد استقبال قرار می‌گرفت، چالش خوبی باشد که ببینم آیا این اقبال صرفا به جهت دوستی و آشنایی بود که با فالوورها و مخاطبین داشتم یا اینکه دلیل دیگری دارد و در جمع دیگر علاقه‌مندان به نویسندگی و کتاب‌خوانی هم، نوشته‌ها بازخورد خواهند داشت و آن قبلی‌ها سراب نبوده؛ ولی در هر صورت اینجا هستم که یاد بگیرم و دانش و اطلاعات اندکی اگر دارم با دیگران به اشتراک بگذارم.

محمدرضا صاد
چهارده مهر نود و هفت