چند صفحه از سایتتان برای یک کلمه کلیدی رتبه میگیرند؟ نگرانید؟ استرس دارید که مبادا کنیبالیزیشن رخ داده باشد و همه زحماتتان به هدر برود؟
خبر خوب این است که گوگل رسماً اعلام کرده: نگران نباشید.
جان مولر، از تیم جستجوی گوگل، اخیراً به صراحت گفته که دیدن چند صفحه مختلف در نتایج یک جستجو، به خودی خود مشکل نیست. بلکه برعکس، میتواند یک اتفاق خوب باشد.
اما قبل از اینکه برسیم به جزئیات پاسخ مولر، بگذارید یک سوءتفاهم بزرگ را روشن کنیم.

بعضی از ابزارهای رتبهبندی اخیراً اعلام کردهاند که گوگل دیگر اجازه نمیدهد بیش از ۲۰ نتیجه برتر را اسکرپ کنند. این خبر باعث شد بعضی سئوکارها فکر کنند که سرچ کنسول دیگر رتبههای بالای ۲۰ را نشان نمیدهد.
این کاملاً اشتباه است.
سرچ کنسول همچنان تمام دادههای واقعی را نشان میدهد. این ابزارهای رتبهبندی هستند که با محدودیت مواجه شدهاند، نه سرچ کنسول. پس خیالتان راحت باشد.
حالا برسیم به اصل ماجرا.
یک سئوکار از مولر پرسید:
«اگر سرچ کنسول دیگر دادههای رتبههای بالای ۲۰ را نشان نمیدهد، پس چطور بفهمم کدام صفحات برای یک عبارت خاص در نظر گرفته میشوند و چطور از کنیبالیزیشن جلوگیری کنم؟»
و پاسخ مولر چیزی بود که خیلیها منتظرش بودند.
مولر پاسخ داد:
«دیدن چند صفحه مختلف در نتایج یک جستجو، به خودی خود مشکل نیست.»
بله، درست خواندید. گوگل میگوید چند صفحه که برای یک عبارت رتبه میگیرند، نه فقط مشکل نیست، که میتواند یک اتفاق خوب باشد. یعنی برند شما در نتایج جستجو چندین جایگاه دارد.
مولر ادامه داد:
«سرچ کنسول دادههای صفحاتی را نشان میدهد که واقعاً نمایش داده شدهاند، نه یک اندازهگیری تئوری. اگر به دنبال صفحاتی هستید که برای یک عبارت رتبه گرفتهاند، فقط در صورتی آنها را میبینید که واقعاً نمایش داده شده باشند. به نظر من، اگر فقط تئوری باشد، واقعاً «کنیبالیزیشن» محسوب نمیشود.»
«با این حال، نمیدانم که آیا این واقعاً استفاده خوبی از زمان است یا نه. اگر ۳ صفحه مختلف در یک نتیجه جستجو ظاهر شوند، صرفاً به خاطر اینکه «بیش از یکی» هستند، به نظر من مشکلساز نیست. باید به جزئیات نگاه کنید، سایت خود را بشناسید و کاربران بالقوه خود را بشناسید.»
«تکرارهای غیرضروری را کاهش دهید و انرژی خود را صرف ساخت یک صفحه فوقالعاده کنید، بله. اما صفحات فقط به این دلیل که در یک صفحه نتایج جستجو ظاهر میشوند، تکراری نیستند. من پنیر دوست دارم، و صفحات زیادی میتوانند بدون اینکه تکراری باشند ظاهر شوند: فروشگاهها، دستور پختها، پیشنهادات، چاقوها، آناناس و غیره.»
صرفاً اینکه دو یا سه صفحه از سایت شما برای یک کلمه کلیدی در نتایج ظاهر میشوند، یعنی هیچچیز. ممکن است هر کدام نیاز متفاوتی از کاربر را پاسخ دهند. یکی مقاله آموزشی است، یکی صفحه محصول، یکی صفحه راهنما. هر کدام جایگاه خودشان را دارند.
پس اگر چند صفحه از سایتتان برای یک عبارت رتبه گرفتهاند، جشن بگیرید، نه اینکه استرس بگیرید.
به جای اینکه بگویید «این صفحه کنیبالیزیشن دارد»، از خودتان بپرسید:
آیا این صفحه واقعاً برای کاربر مفید است؟
آیا به اندازه کافی به سایر صفحات مرتبط لینک داده شده؟
آیا محتوای آن متمرکز است یا پراکنده؟
آیا با صفحات دیگر تفاوت معناداری دارد؟
کنیبالیزیشن یک برچسب کلی است که به جای اینکه مشکل را مشخص کند، آن را پنهان میکند. وقتی میگوییم «کنیبالیزیشن دارد»، در واقع داریم میگوییم «نمیدانیم مشکل چیست».
اگر چند صفحه مشابه دارید، اول به جای حذف یکی، به فکر بهبود هر کدام باشید. شاید هر کدام نیاز به تغییر زاویه دید، مخاطب هدف، یا سطح جزئیات دارند.
گوگل به محتوای مفید پاداش میدهد، نه به تعداد صفحات.
خوب، اگر کنیبالیزیشن مشکل نیست، پس چرا بعضی از صفحات مشابه رتبه نمیگیرند؟
چیزی که ما «کنیبالیزیشن» مینامیم، در واقع یکی از این مشکلات است:
طولانی بودن بیش از حد: صفحه خیلی طولانی و بیتمرکز شده است. کاربر و گوگل هر دو گیج میشوند که هدف اصلی صفحه چیست.
پراگندگی موضوع: بخشهایی از صفحه ربطی به موضوع اصلی ندارند و تمرکز را از بین میبرند.
لینکدهی داخلی ضعیف: صفحات مشابه به اندازه کافی به هم متصل نیستند و گوگل نمیداند کدام یک اصلیتر است.
محتوای نازک: صفحه ارزش اطلاعاتی کافی ندارد و کاربر را راضی نمیکند.
تکرار تقریباً کامل: صفحات تقریباً عین هم هستند و تفاوت معناداری با هم ندارند.
اینها دلایل واقعی هستند که باعث میشوند چند صفحه مشابه نتوانند رتبه خوبی بگیرند. اما به جای اینکه به سراغ این دلایل برویم، میگوییم «کنیبالیزیشن دارند» و مسئله را حلنشده رها میکنیم.
بحث درباره کنیبالیزیشن، بیشتر از اینکه درباره الگوریتم گوگل باشد، درباره عادت جامعه سئو به پذیرش مفاهیم بدون پرسشگری است.
چرا این مفهوم اینقدر محبوب است؟ چون انسانها ترجیح میدهند پاسخهای ساده داشته باشند تا توضیحات پیچیده.
«صفحهات رتبه نمیگیرد؟ کنیبالیزیشن دارد!»
این جمله خیلی راحتتر از این است که بنشینیم و ساختار محتوا، لینکدهی داخلی، و ارزش اطلاعاتی صفحه را بررسی کنیم. اما این راحتی، ما را از تشخیص مشکل واقعی دور میکند.
همانطور که مولر یادآوری میکند، داستان واقعی این نیست که دو یا سه صفحه برای یک عبارت ظاهر شدهاند. داستان واقعی این است که آیا آن صفحات به اندازه کافی مفید، خوب لینکشده، و متمرکز هستند که نیاز اطلاعاتی کاربر را برآورده کنند یا نه.
چیزی که به عنوان «کنیبالیزیشن محتوا» تشخیص داده میشود، به احتمال زیاد چیز دیگری است.
پس به جای دنبال کردن سایهها، بهتر است با چشم یک کاربر به صفحات نگاه کنید و واقعاً بگردید و ببینید مشکل اصلی صفحه چیست.
کنیبالیزیشن، همان لحظه که از نزدیک نگاهش کنید، ناپدید میشود و دلایل واقعی خودشان را نشان میدهند.