
با سلام و عرض ادب بنده حنانه بیرامی هستم دانش آموز پایه یازدهم انسانی دبیرستان نمونه دولتی شهدای فرهنگی شهرستان خوی
در این مطلب تاریخچه حجاب از دوران باستان تا امروز در ایران و جهان بصورت مصور و مستند روایت شده است. مطالعه تاریخچه حجاب و در کنار آن بررسی وضعیت زن در خانواده و در جامعه میتواند تاثیر پوشش بر جایگاه خانوادگی و اجتماعی زن را روشن کند.

روزگار در مورد بازماندگان همانگونه جریان پیدا میکند که درباره گذشتگان جریان داشت
آنچه در تاریخ آمده محصول عمر میلیاردها انسان است. مطالعه ی تاریخ ما را از حوادثی که بر ملتهای گذشته رخ داده و واکنش های فردی و جمعی آنها به این حوادث باخبر میکند. تاریخ به ما میگوید کدام ملت به چه دلیل پیشرفت کرد و کدام ملت به چه دلیل پسرفت. تاریخ به ما می آموزد که تغییرات فرهنگی در بلندمدت چه تاثیری بر تعالی یا تنزل تمدنها داشته است.
مورخان معتقدند هدف از مطالعه تاریخ صرفا شناختن اشخاص و وقایع نیست بلکه هدف شناخت وضع زندگی اجتماعی و تغییرات جوامع انسانی است. زیرا آشنایی با زندگی اجتماعی انسان در طول تاریخ منجر میشود تا شناخت بهتر و بیشتری نسبت به جامعه ی کنونی پیداکنیم. به بیان دیگر، هدف از مطالعه تاریخ اینست که انسان به قوانین و سنن حاکم بر تاریخ آشنا شود و براساس آن، قوانین حاکم بر زندگی فردی و اجتماعی خود را تعیین کند.
و نکته جالب در مطالعه تاریخ اینست که بسیاری از اتفاقات در دوره های مختلف تاریخی تکرارشده است. پس تاریخ پیوسته تکرار مى شود و امام علی(ع) نیز به این موضوع اشاره کرده و می فرمایند: « اى بندگان خدا! روزگار در مورد بازماندگان همانگونه جریان پیدا میکند که درباره گذشتگان جریان داشت »

حجاب در ایران و در تمام فرهنگ های قبل از اسلام سابقه داشته است. این مسئله دلیلی است بر اینکه حجاب یک نوع گرایش فطری و انسانی است.
بنابراین نباید به حجاب بعنوان یک محدودیت دینی نگاه کنیم بلکه باید بعنوان یک ارزش انسانی آن را پاس بداریم.
تاریخچه حجاب در جهان در بسیاری از کتابهای تاریخی مورد بررسی قرارگرفته است. به گواهی تاریخ، حجاب از دوران باستان و در تمامی نقاط جهان، در میان زنان رایج است. البته مقدار آن در همه جا یکسان و به یک شکل نبوده و به اشکال مختلف استفاده می شده است.
دانشمندان معتقدند پوشیدگی یک امر فطری است؛ به این معنی که براساس رسوم اکتسابی، قوانین بشری یا حتی احکام دینی شکل نگرفته است. میل به پوشش و حجاب بطور خاص در میان زنان موجب میشود تا آنان هنگام حضور در اجتماع، خود را بیش تر از مردان بپوشانند (این سوال که چرا درحال حاضر این موضوع در بسیاری از کشورها مصداق ندارد و برعکس، زنان نسبت به مردان پوشش کمتری دارند، در ادامه این مطلب پاسخ داده خواهد شد).
البته ناگفته نماند که قوانین بشری و احکام دینی در تغییر و تکمیل حجاب نقش بسزایی داشته است. خصوصا ادیان الهی باتوجه به اینکه با فطرت انسانی مطابقت دارد، به رعایت حجاب تاکید کرده و حدود آن را مشخص کرده اند.

حضور زنان در سطوح بالای اجتماعی, ارزان در دسترس نبودن, پاک و طاهر ماندن , اعتقادات مذهبی و تامین امنیت، مهم ترین دلایل پوشیده تر بودن لباس زنان در طول تاریخ است .
نقش برجسته ها و مجسمه های دوران باستان نشان می دهد که پوشش سر و موها پیشینه ی تاریخی دارد. مورخان میگویند پوشش سر (یا همان روسری) در میان زنان با درجه ی بالای اجتماعی بیشتر دیده شده است. در مقابل کنیزان، روسپیان و رقصندگان از پوشش کمتری استفاده میکردند. در کتاب کاراکالپاک آمده است: حضور زنان در سطوح بالای اجتماعی، ارزان در دسترس نبودن، پاک و طاهر ماندن، اعتقادات مذهبی و تامین امنیت، مهم ترین دلایل پوشیده تر بودن لباس زنان در طول تاریخ است .
لباس های زنان پوشیده تر از لباس های مردان بود. ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن (ج ۱) در رابطه با تمدن بین النهرین مینویسد: با پیشرفت تمدن، لباس شان هم بلندتر شد.
در یکی از آثار ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد، زنی در بین النهرین که نقشی از او باقیمانده با تکه پارچه کوچکی سرش را پوشانده است. (ولگسانگ)

لباس زنان نسبت به لباس مردان بلندتر و کامل تر بود. در ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد در تصاویری که نقاشی مصری کشیده، دختران تمام بدن و پسران، نیمه پایین بدن خود را پوشانده بودند.
در نقش برجسته ای که در تل العمارنه واقع در مصر وجود دارد تصویر ملکه با پوشش دیده می شود.

در کتاب تاریخ پوشاک اقوام ایرانی آمده است: [در یونان باستان] زنان هنگام حضور در اجتماع، صورت و اندامشان (تا روی پاها) را میپوشاندند. دایره المعارف لاروس نیز دراین رابطه مینویسد: زنان یونانی صورت و اندامشان را تا روی پا میپوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و اِمِرجوس و دیگر جزایر ساخته میشد. زنان شهر «ثیب» حتی صورتشان را نیز با پارچه میپوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان
قرار میگرفت تا بتوانند ببینند. در «اسپارته» نقشهایی که بر جای مانده، حکایت میکند که زنان سر را میپوشانده، ولی صورت هایشان باز بوده است.
ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن مینویسد: «در دوران باستان زنان فقط در صورتی در جشنهای مذهبی و تماشاخانه ها حضور پیدا میکردند که کاملاً در حجاب باشند».

رومی ها کسانی را که لباس تنگ میپوشیدند مجازات میکردند. زنان روی لباسشان ردای بلندی تا مچ پا، میپوشیدند که استولا نام داشت و وقتی از خانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها میپوشاندند و چیزی از برآمدگی های بدن مشخص نمی شد.

لباسهای مردان کوتاه، ولی لباسهای زنان خصوصا بانوان اصیل اروپایی چند لایه و بلند تا روی زمین بود.
وقتی درباره بی حجابی در ایران و کشورهای غربی صحبت میشود، برخی تصورمیکنند زنان غربی در گذشته هم به همین سبک فعلی لباس می پوشیده اند. درصورتیکه زنان غربی تا اوایل قرن بیستم از برهنگی در جامعه خودداری میکردند. در ادامه به بررسی پوشش زنان اروپایی بعد از میلاد مسیح میپردازیم.
در قرون اول تا ۱۶ میلادی زنان اروپایی از لباسهای پوشیده استفاده میکردند. ویل دورانت (مورخ معروف) دراین رابطه مینویسد: بلندی لباسهای بانوان اصیل اروپایی، تا روی پاها میرسید. زنان اشراف به ندرت در انظار عمومی ظاهر میشدند. در اروپا مرد و زن از پیراهن های بلند با آستین های بلند استفاده میکردند که کاملا بدن را میپوشاند. لباسهای مردان کوتاه، ولی لباس های زنان خصوصا بانوان اصیل اروپایی چند لایه و بلند تا روی زمین بود. مردان کلاه و زنان روسری ای میپوشیدند که مو، سر و شانه را میپوشاند.

آستینهای لباس زنان تا آرنج و یا مچ دست بود و دامنهایشان روی زمین کشیده میشد. پوشیدن جورابهای ابریشمی به وسیله ملکه (الیزابت) مرسوم شد. بیشتر زنانِ طبقه تحصیل کرده زود ازدواج میکردند. انگلیسی ها دختران را با وقار و آزرم بار می آورند. در زمان شکسپیر زن حق نداشت که روی صحنه بیاید ، نقش زنان را پسران بازی میکردند. (تاریخ تمدن ویل دورانت)

کمال مطلوب یک زن خانهدار این بود که با عقل و درایت خانواده را اداره میکرد و بسیار باعفت بود. (تاریخ تمدن ویل دورانت)

زنان اغلب دامن های بلند دنباله دار، بالاپوش های گشاد (ردینگوت) و روسری های سیاه ابریشمی به همراه زیردامنی و جوراب بلند میپوشیدند. (تاریخ لباس ترجمه شیرین بزرگمهر) زنان عفتِ قبل از ازدواج و وفاداری بعد از ازدواج را وسیله ای برای نجابت خود از بیحرمتی میدانستند. زنان هنگام سوارکاری، زیر پیراهنشان شلواری پفدار میپوشیدند.(تاریخ تمدن ویل دورانت)

در اسپانیا عفاف و عصمت زنان نه تنها به وسیله مذهب و قانون بلکه به وسیله شرافت حفظ می شد. زنان عفیف دور از مردها غذا میخوردند و هنگام حضور در اجتماع، در کالسکه های در بسته می نشستند. بعد از ورود اسلام به اسپانیا (اندلس سابق) ردا بامنشا ایرانی به پوشاک مردان افزوده شد و زنان چادربزرگی میپوشیدند. برخی زنان همه چهره خود، به استثنای چشم ها را از مردان می پوشاندند و پاهای خود را چنان محجوبانه از انظار پنهان میداشتند که اگر عاشقان می توانستند لحظه ای آن را ببینند، یکی از شورانگیز ترین آرزوهای خود را برآورده میدیدند. زنان در تماشاخانه ها در قسمت مخصوص می نشستند و صورت خود را با تور میپوشاندند.
در حالی که در قرن ۱۷ یک زن بندرت می گذاشت مردان پاهایش را ببینند اینک(قرن۱۸) دامنش کوتاه شد و مقداری با زمین فاصله گرفت و سرپایی ها که قبلاً بی پاشنه بودند، جای خود را به کفش های پاشنه بلند نوک تیز دادند. (تاریخ تمدن ویل دورانت)

*شاید شما با خودتان بگویید پوشش زیاد زنان در برخی از کشورها، متاثر از آب و هوا و سرمای هوا بوده است. یعنی شاید چون سردشان میشده خودشان را میپوشانده اند. اما براساس تحقیقات مورخان، حتی در کشورهای گرمسیر هم زنان از سرپوش و لباسهای بلند استفاده میکردند.
در کشورهای شرقی مانند هند زنان لباسی مانند چادر میپوشند و آن را روی خود میکشند، به گونه ای که صورتشان پیدا نیست. (فلسفه الحجاب فی وجوب النقاب/اصفهانی حائری) در تصویر زیر زنان هندی را در کنار یک زن انگلیسی (هند در گذشته مستعمره انگلیس بوده است) می بینید.

در ژاپن تا قبل از دهه ۷۰ – ۱۸۶۰، تقریباً همه مردم ژاپن انواع لباس های بومی خود یعنی«کیمونو» را به تن می کرد. کیمونو یک پیراهن بلند ونسبتا گشاد بود که روی آن یک کمربند پهن می بستند. (فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، حداد عادل)
پوشیده بودن سر در نقش برجسته های ایرانی تفاوت زن و مرد را برای تاریخنگاران روشن می کرده است.
تاریخچه حجاب در ایران باستان ؛ تحقیقات تاریخی نشان می دهد حجاب زنان ایرانی در دوران باستان _یعنی قبل از ورود اسلام به ایران_ در جهان منحصر به فرد بوده است. تا جاییکه ویل دورانت تاریخنگار مشهور اتریشی معتقد است مبدع حجاب در جهان، ایرانیان هستند. نقش برجسته های این دوره نشان می دهد زن ها در اجتماع از لباس های تنگ و بدن نما استفاده نمی کردند.
کورش لباس کوتاه تن نما را نمیپسندید. او لباس پارسی چین دار و زیر آن یک نیم شلواری میپوشید که به شلوار پاکدامنی معروف بود. (تاریخ پوشاک اقوام ایرانی)
شلوار از عناصر اصلی پوشاک ایرانیان بوده و در فرهنگهای دیگر وجود نداشته است. چینی ها و عرب ها شلوار پوشیدن را از ایرانی ها یاد گرفتند. یونانیها ایرانیان را بدلیل پوشیدن شلوار مسخره میکردند. (دانشنامه ایرانیکا)

ویل دورانت: غالب پارسیان برهنه بودن حتی قسمتی از بدنشان را بیشرمی میدانند و همیشه بلند لباس میپوشند. در زمان داریوش، زنان طبقات بالای اجتماع جز در تخت روان و روپوش دار از خانه بیرون نمیآمدند. در نقشهایی که از ایران باستان بر جای مانده است هیچ صورت زن دیده نمیشود. (تاریخ تمدن) ملکه ها و زنان اشراف با چادر و زنان خدمتکار بدون حجاب بودند. (پوشاک در ایران زمین)
از روی برخی نقوش بجامانده از دوره هخامنشیان، به زنانی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. زنان دیگری نیز هستند که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است. (پوشاک زنان ایرانی، جلیل ضیاءپور) چادری که موسوم به چادر ایرانی است همان چادری است که از دوره هخامنشیان استفاده می شده ولی در آن زمان به شکل مستطیل یا مربع بوده است. با گذشت زمان این چادر تغییر کرده و به شکل نیم دایره درآمده است.
شاهد دیگری که بسیاری بعنوان سند باحجاب بودن زنان ایرانی از آن نام میبرند فرش پازیریک است که مربوط به دوره هخامنشیان بوده و زنان لباسی به تن دارند که موها و بدنشان را پوشانده است.

در دوره اشکانیان قاعده عمومی بر جدا بودن زنها از مردها بود، زیرا اندرونیِ نجبایِ اشکانی از بیرونی مجزا بوده است. (زن در ایران باستان)
زنان اشکانی از شلوارهای چیندار و پیراهنهای دراپهدار و بلند استفاده میکردند. همچنین در پوشش سر و استفاده از چادر همانند زنان هخامنشی بودند و کلاه عمامهوار آنان تقریباً بیشتر موهای آنها را می پوشانید. بلندی لباس ها بقدری بود که مانع دیدن کفش ها میگردید. (تاریخ پوشاک اقوام ایرانی)
چادر زنان اشکانی به رنگهای شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر می افتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است. (پوشاک باستانی ایرانیان، جلیل ضیاءپور) در کتاب «پارتیان» نیز آمده است: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو بر تن میکردند، با شنلی که بر سر افکنده میشد.»

در دوره ساسانی ایرانیان پیرو آیین زرتشت بودند. در کتاب خرده اوستا آمده است: پوشش زن باید بگونه ای باشد که حتی یک تار موی او نیز آشکار نگردد.»
چادر و شنل از عناصر مهم پوشش زنان ساسانی بوده که ما آن را بر سر ملکه آذرمیدخت، دختر خسرو پویز که مدتی هم در ایران پادشاهی می کند می بینیم. در کتاب تمدن ساسانی(علی سامی) در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: «چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال قرارگرفته است.» زنان درباری روی مقنعه خود، تاج و روی تاجشان چادر می پوشیدند.


بعد از ورود اسلام به ایران تنها تغییری که در پوشش زنان ایرانی ایجاد میشود آن است که روسری هایشان را که قبلا از جلو باز بوده از قسمت زیر گلو با سنجاق یا گیره می بستند بطوریکه دیگر گریبان شان پیدا نبود. درواقع اسلام، حجاب زن ایرانی را تکمیل میکند و برخلاف عقیده بسیاری، اسلام بوجود آورنده حجاب در ایران نیست. ژوزف کنت گوبینو تاریخنگار فرانسوی میگوید: شکل حجابی که در ایران است بیش از آنکه مستند به اسلام باشد به ایران قبل از اسلام مستند است.
در منابع اسلامی نقلی تاریخی پیرامون حجاب زنان ایرانی دوره ساسانی آورده شده است:: هنگامی که سه تن از دختران کسری، پادشاه ساسانی، را برای عمر آوردند، شاهزادگان ایرانی را در برابر عمر در حالی که با پوشش و نقاب، خود را پوشانده بودند، ایستاندند، خلیفه دستور داد، با آوازی بلند بر آنان فریاد کشند که: پوشش از چهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند و خریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند. دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورت خودداری کردند و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند. خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، در حالیکه شاهزادگان ایرانی می گریستند. حضرت علی(علیه السلام) به عمر فرمودند: در رفتارت مدارا کن؛ با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری (کنیزان) کرد.»
برخی از تاریخنگاران مانند ویل دورانت مدعی شدهاند که ارتباط عرب با ایران، موجب رواج حجاب در قلمرو اسلام شد و حجاب رایج میان مسلمانان عادتی است که از ایرانیان، پس از مسلمان شدنشان به سایر مسلمانان سرایت کرد. بعضی دیگر نیز معتقدند: « حجاب از ملل غیر مسلمان روم و ایران، به جهان اسلام وارد شده است. » و در نتیجه اسلام قانون خاصی برای پوشش زنان در برابر مردان نامحرم وضع نکرده است و آن چه امروز به صورت دستور شرعى درآمده، مستند شرعى ندارد. آیا این گفته صحت دارد؟
دربرخی از آیات قرآن میخوانیم که زنان عرب قبل از اسلام، برای حضور در اجتماع، از پوشش مناسبی استفاده نمی کردند. بطور مثال در آیه ۳۲ و ۳۳ سوره احزاب از همسران پیامبر خواسته شده تا زینت های خود را در اجتماع آشکار نکنند. “مانند روزگار جاهلیت قدیم، زینتهای خود را آشکار مکنید.”
همچنین در آیه ۵۹ احزاب از پیامبر خواسته شده تا به دختران و همسرانش و زنان مومن بگوید پوشش های خود را فروتر گیرند تا مورد آزار قرارنگیرند. از آیه ۳۱ سوره نور نیز فهمیده میشود که زنان در آن دوران اگرچه روسری به سر داشتند اما گلو و گردن آنها نمایان بوده است.
دستور حجاب در دو سوره از سورههای قرآن مطرح شده است. ابتدا این نکته به طور اجمال، در سوره احزاب، مطرح شده و سپس با تفصیل بیشتر در سوره نور آمده است. به گفته دانشمندان علوم قرآنی سوره های نور و احزاب از سورههای مدنی قرآن هستند. سوره احزاب در سال پنجم هجری و سوره نور به طور تقریبی در سال هشتم هجری بر پیامبر(ص) نازل شد.
آیه ۳۱ سوره نور: و به زنان باایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمی] فروبندند و زینت های خود را آشکارنکنند مگر آنچه از آن پیداست و باید روسری خود را بر گریبان خویش [فرو] اندازند و زینت هایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش] خود یا کنیزانشان یا خدمت کاران مرد که [از زن] بینیازند یا کودکانی که بر عورتهای زنان، آگاهی ندارند آشکار نکنند و پاهای خود را [به گونهای به زمین] نکوبند تا آنچه از زینت شان نهفته میدارند معلوم گردد…
و بر زنان از کار افتاده ای که [دیگر] امید ازدواج ندارند گناهی نیست که پوشش خود را کنار گذارند [به شرطی که] زینتی را آشکار نکنند، و عفت ورزیدن برای آنها بهتر است …
شیخ کلینی در کتاب کافی (جلد ۵) در شأن نزول آیه ۳۰ سوره نور، آیه ای که به مردان دستور می دهد نگاه خود را کنترل کنند « قل للمؤمنین یغضوا من أبصارهم ویحفظوا فروجهم» آورده است:
امام باقر علیه السلام فرمود:”جوانی از گروه انصار در شهر مدینه با زنی روبه رو شد. در آن زمان زنان پوشش سر خود را پشت گوشهای خود میانداختند [در نتیجه، بنا گوش و گردن ایشان پیدا بود.] وقتی زن از کنار وی گذشت، جوان سر را به عقب برگرداند و هم چنان که راه میرفت وی را نظاره میکرد و وارد کوچهای شد و درحالیکه به پشت سر خود نگاه میکرد به راه خود ادامه داد که صورتش به استخوان یا تکه شیشهای که از دیوار بیرون زده بود برخورد کرد و شکست. وقتی آن زن از نظرش محو شد نگاه کرد و دید که بدن و لباسش خونین شد. (به خود آمد) و گفت:به خدا سوگند خدمت رسول خدا صلواتاللهعلیه میرسم و او را از این مسئله خبردار میکنم. پس خدمت رسول خدا(ص) شرفیاب شد. پیامبر(ص) از حال وی جویا شد و او جریان را به اطلاع ایشان رساند. پس جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد:قل للمؤمنین یغضّوا من أبصارهم ویحفظوا فروجهم ذلک أزکی لهم إنّ الله خبیرٌ بما یصنعون. ”
سیوطی نیز در درالمنثور این شأن نزول را از امام علی علیه السلام نقل کرده است. از این شأن نزول میتوان استنباط کرد که اولین آیاتی که در تشریع حجاب و بیان محدوده نگاه به نامحرم ، نازل شده، همین آیات سوره نور است.
طبق گزارشهای تاریخی زنان مسلمانان بعد از نزول این آیات، رویه متفاوتی را پیش گرفتند و با پوششهای متفاوتی در اجتماع حاضر شدند. درواقع برداشت مردم از این آیات، ضرورت تجدید نظر در چگونگی حضور زنان در اجتماع و بین نامحرمان بود. مثلا در تفسیر طبری به نقل از عایشه آمده است: “رحمت خدا بر زنان مهاجر پیشگام باد که هنگامی که خداوند فرمان حجاب را نازل فرمود، ضخیمترین پوششهای پشمین خود را برش داده و با آن سر و گردن خود را پوشاندند.”
همچنین سیوطی از ام سلمه نقل میکند که بعد از نزول آیه «یدنین علیهن من جلابیبهن»، زنان انصار از منازلشان با پوششهای مشکی خارج میشدند گویی بر سر ایشان کلاغی نشسته است. به گفته سیوطی این گزارش در برخی روایات ذیل آیه ۳۱ سوره نور نقل شده است.
براساس روایات متعدد، حجاب در زمان رسول خدا صلواتاللهعلیه واجب شد و ایشان با کسانی که هنوز از پوشش مرسوم گذشته استفاده میکردند برخورد کرده و تذکر میدادند.
شیخ صدوق به سند خود از امام صادق(ع) و آن حضرت از پدران خود از رسول خدا(ص) نقل میکنند که آن حضرت فرمود:” روا نیست زنی که به دوران عادت ماهانه بلوغ رسیده، موی جلوی سر و گیسوان خود را آشکار کند. (کافی کلینی)
در روایت دیگری آمده است که برای پیامبر(ص) چند قواره پارچه آوردند. پیامبر قوارهای را به یکی از یاران خود داد و به او فرمود:” این را دو قسمت کن: قسمتی را برای خود جامه کن و قسمت دیگر آن را به همسرت بده تا برای خود روسری کند. (در المنثور)
آیات و روایات فوق حاکی از این موضوع است که حجاب، قبل از آن که بین مسلمانان و ایرانیان یا رومیان ارتباطی برقرار شود، تشریع شده و پشتوانهای دینی داشته است و اینطور نبود که پس از تعامل با دیگر ملل، بین مسلمانان رایج شده باشد.
زمان برقراری ارتباط بین ایران و روم با اسلام، به زمانی بازمیگردد که پیامبر(ص)، تصمیم گرفتند ایران و روم و کشورهای دیگر را به اسلام دعوت کنند. بنابر گزارشهای تاریخی، ایشان در سال ششم هجری برای حاکمان ایران و روم، نامه نوشته و آنان را به دین اسلام دعوت کردند. البته در این مرحله، ارتباطی برقرار نشد و ارتباط ایرانیان با مسلمانان تا زمان خلیفه دوم، در همین حد باقی ماند. اما در زمان حکومت خلیفه دوم ، که مسلمانان، ایران را فتح کردند ارتباط تنگاتنگی میان آنها به وجود آمد و زمینه تأثیر گذاری و تعامل فرهنگی فراهم شد. ارتباط میان رومیان و مسلمانان نیز به همین دوران برمیگردد.
شهید مطهری در کتاب مسئله حجاب پیرامون تاثیر ایرانیان بر مسلمانان عرب میگوید:” بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمانان غیر عرب، حجاب از آن چه در زمان رسول اکرم(ص) وجود داشت شدیدتر شد نه این که اسلام اساساً به پوشش زن هیچ عنایتی نداشته است.”
حتی برخی از پژوهشگران تاریخ، منکر پشتوانه دینی برای نقاب زدن بر چهره شدهاند و آن را رسمی دانستهاند که از دیگر ملل، وارد فرهنگ اسلامی شده که البته این ادعا نیازمند تحقیقی و بررسی است.
بررسی ها نشان می دهد عامل اصلی گرایش انسانها، مخصوصاً زنان، به حجاب و پوشش، تأمین یک نیاز فطری و درونی به نام حیا و شرم است.
علاوه بر مطالعات مردم شناسی و روانشناسی جنسی، از مطالعات تاریخی نیز استفاده میشود که انسان در هیچ مقطعی بدون پوشش زندگی نکرده است؛ (تاریخ لباس، روت ترنرویل کاکس، ترجمه شیرین بزرگمهر) و این مطلب حاکی از وجود شرم و حیای ذاتی انسان است.
از آیات مربوط به خلقت حضرت آدم و حوا نیز می توان به فطری بودن پوشش و حجاب پی برد. خداوند در قرآن به انسانها هشدار میدهد که مواظب باشند مبادا همانگونه که فتنه و فریب شیطان باعث برهنگی آدم و حوا شد، موجب فریب و برهنگی آنان نیز بشود:
یا بَنِی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّهِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما. (اعراف، آیه ۲۷)
قرآن همچنین از وسوسه شیطان برای برهنگی آدم و حوا خبر میدهد:
فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ لِیُبْدِیَ لَهُما ما وُرِیَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما. (اعراف، آیه ۲۰)
و بالاخره قرآن از کارایی وسوسه شیطان نسبت به آدم و حوا و خوردن از شجره ممنوعه و در نتیجه، آشکار شدن زشتیهای آدم در جای دیگر می فرماید:
فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَهَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّهِ.( اعراف، آیه۲۲)
از تعابیر «ینزع عنهما لباسهما» و «لیبدی لهما ما وری عنهما من سواتهما» در آیات فوق به روشنی استفاده میشود که انسان قبل از ارتکاب خطا در بهشت دارای پوشش بوده است؛ همچنین ازتعبیر «طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّهِ» نیز استفاده میشود که به دلیل برخورداری آدم و حوا از حیا و شرم فطری، پس از برهنه شدن، فوراً بدن خود را با برگ درختان پوشاندند.
ناگفته نماند که علاوه بر عامل فطری که در پیدایش اصل پوشش دخالت اساسی داشته است، عوامل دیگری، مثل محفوظ ماندن بدن از سرما و گرما، گرایش به تجمل و زیبایی، شرایط محیطی، جغرافیایی، قومی و… در پیدایش تعدد و تنوع و مدل های مختلف پوشش مؤثر بودهاند.