ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهمهدی | معلم و ورزشکار. علاقه‌مند به فلسفه و فیزیک. اینجا درباره آگاهی، خدا، انسان و تجربه‌های فکری و شخصی می‌نویسم. با نگاه «اومانیسم توحیدی آگاهی‌بنیاد» در استعارهٔ منشور و نور.
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

داستان ساحلِ ستاره‌های دریایی

پس از طوفانی بزرگ، هزاران ستاره‌ی دریایی به ساحل افتاده بودند

و زیر آفتاب، جان می‌دادند.

پیرمردی دید کودکی، یکی‌یکی آن‌ها را برمی‌دارد

و به دریا پرت می‌کند.

با لبخندی تلخ گفت:

«بچه جان، اینجا بیش از ده‌هزار ستاره‌ی دریایی افتاده‌اند.

تلاشِ تو چه اهمیتی دارد؟

تو نمی‌توانی دنیا را تغییر دهی.»

کودک خم شد، ستاره‌ی دیگری را برداشت و آرام به آب انداخت.

به پیرمرد نگاه کرد و گفت:

«شاید دنیا تغییر نکند،

اما برای این یک ستاره،

دنیا کاملاً تغییر کرد.»

درس عملی:

در برابر کوه مشکلات ساختاری، دچار نیهیلیسم و فلج تحلیلی نشوید.

هر عمل اخلاقی کوچک و هر نوری که بر تاریکی وجود انسانی می‌تابانید،

ارزشی مطلق دارد.

اخلاقمعنویتآگاهیتوسعه فردی
۷
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
مهدی | معلم و ورزشکار. علاقه‌مند به فلسفه و فیزیک. اینجا درباره آگاهی، خدا، انسان و تجربه‌های فکری و شخصی می‌نویسم. با نگاه «اومانیسم توحیدی آگاهی‌بنیاد» در استعارهٔ منشور و نور.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید