ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهمهدی | معلم و ورزشکار. علاقه‌مند به فلسفه و فیزیک. اینجا درباره آگاهی، خدا، انسان و تجربه‌های فکری و شخصی می‌نویسم. با نگاه «اومانیسم توحیدی آگاهی‌بنیاد» در استعارهٔ منشور و نور.
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ ساعت پیش

شهر نابینایان و مسئله‌ی فیل

در شهری که همه نابینا بودند، یک روز موجود عظیمی به نام «فیل» آوردند.

مردمی که هیچ‌وقت چیزی شبیه آن لمس نکرده بودند، دورش جمع شدند.

گروهی عاج را لمس کردند و گفتند: «فیل شمشیر است.»

گروهی گوش را لمس کردند و گفتند: «فیل بادبزن است.»

گروهی پای ستونی‌اش را لمس کردند و گفتند: «فیل دیوار است.»

اختلاف کوچک، آرام‌آرام به دشمنی تبدیل شد.

دشمنی به جنگ؛

و جنگ به قرنی از خون‌ریزی میان قبیلهٔ شمشیرها، بادبزن‌ها و دیوارها.

در همان شهر، کودکی بود با کنجکاویِ تمام‌نشدنی.

او یک روز، نه فقط یک بخش،

بلکه تمامِ بدنِ فیل را لمس کرد؛

آرام، با حوصله، میلی‌متر‌به‌میلی‌متر.

وقتی فهمید هر قبیله تنها سایه‌ای از حقیقت را می‌بیند،

به میان میدان رفت و گفت:

«فیل نه شمشیر است و نه بادبزن.

فیل چیزی بزرگ‌تر است؛

حقیقتی که از جمعِ تکه‌تکه‌های شما ساخته می‌شود.»

اما قبیله‌ها به‌جای شنیدن، خشمگین شدند.

نه از حرف او،

بلکه از این‌که حقیقت کامل، هویت ناقصشان را تهدید می‌کرد.

آن‌ها متحد شدند، کودک را «آشوب‌گرِ فکری» نامیدند

و از شهر بیرونش کردند.

زیرا ذهنی که سال‌ها با تصویر ساده زندگی کرده،

قدرت پذیرش پیچیدگی را ندارد؛

پیچیدگی برایش دردناک است.

درس کوتاه (پرهیز از تقلیل‌گرایی):

ذهن ما عاشقِ پاسخ‌های ساده، یک‌خطی و فوری است.

اما واقعیتِ انسان، جهان و رفتارهای ما

تقریبا همیشه چندعاملی، چندلایه و ترکیبی است.

اگر به جای چسبیدن به یک علت،

با صبوری «کلّ» را لمس کنید،

دقیق‌تر می‌بینید، کمتر می‌جنگید

و عمیق‌تر می‌فهمید؛ حتی اگر به خاطرش طرد شوید.

پذیرش پیچیدگی، شجاعت می‌خواهد.

آگاهیتفکر نقادحکمت
۲
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
مهدی | معلم و ورزشکار. علاقه‌مند به فلسفه و فیزیک. اینجا درباره آگاهی، خدا، انسان و تجربه‌های فکری و شخصی می‌نویسم. با نگاه «اومانیسم توحیدی آگاهی‌بنیاد» در استعارهٔ منشور و نور.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید