ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

معلمی که تسلیم تاریکی نشد

کودکی در کلاس بود که همه از او فراری بودند.

بی‌دلیل داد می‌زد، صندلی پرت می‌کرد، تکلیف نمی‌نوشت

و نگاهش همیشه انگار با جهان قهر بود.

معلم‌های قبلی یا تحقیرش کرده بودند یا از او دست شسته بودند.

اما یک معلم تازه‌وارد تصمیم گرفت «قضاوت» را کنار بگذارد

و به جای آن، «علت» را پیدا کند.

هر بار که کودک رفتار تند نشان می‌داد،

معلم به جای فریاد زدن،

کنار او می‌نشست و آرام می‌گفت:

"می‌فهمم سختته… اما من کنارت هستم."

با گذشت هفته‌ها، معلم شروع کرد به دیدنِ ترک‌های حقیقی پشت آن پرخاش:

کودک شب‌ها گرسنه می‌خوابید،

در خانه شاهد خشونت بود

و یک اختلال یادگیریِ تشخیص‌نداده،

تمام امیدش به درس را از او گرفته بود.

معلم تسلیم نشد.

روان‌شناس مدرسه را وارد کرد،

چندین بار به خانه رفت و با خانواده صحبت کرد،

و حتی شیوه‌ی تدریس خودش را برای او از نو طراحی کرد.

او باور داشت زیر تمام آن هیاهو،

باید یک جرقه‌ی کوچک باشد؛

فقط کافی‌ست کسی دیده‌اش بگیرد.

ماه‌ها گذشت و روزی رسید که کودک،

برای اولین بار بدون داد و فریاد

برگه‌اش را با لبخند روی میز گذاشت و گفت:

"معلم… فکر کنم تونستم."

در چشم‌هایش همان جرقه بود.

نه معجزه، نه اتفاق.

فقط نتیجه‌ی صبری که کسی حاضر شد برایش هزینه بدهد.

این‌بار نه کودک نجات پیدا کرد،

بلکه «باورِ یک انسان به انسان دیگر»

از فروپاشی نجات یافت.

انسانیتکودکانتوسعه شخصیمعلم
۷
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید