عنوان: آموختههام از چهرههایی که فقط زیبا نبودند، بلکه چیزی به من یاد دادند
(از مجموعه «چهار گوشه زیبایی» – نوشته: مهدی شایقی)
در این سالها، آدمهای زیادی وارد دنیای من شدند.
برخی زیبا بودند،
و بعد، زیباتر شدند — نه فقط در چهره، بلکه در اعتمادبهنفس، در نگاهشان به خود، در رابطهشان با آینه.
بعضی دیگر... واقعاً نیاز به تغییر داشتند، اما جرأتش را نداشتند.
نه به خاطر پول. نه به خاطر وقت.
بلکه چون از خودِ جدیدشان میترسیدند.
از اینکه شاید دیگر شبیه گذشته نباشند.
از اینکه شاید دیگران بپرسند: "چیکار کردی؟ چرا؟"
در مسیر ساخت برندهایی مثل شنهای نقرهای، دریتا و SWAN،
و حالا در پروژهای به نام «چهار گوشه زیبایی»،
من فقط یک مدیر یا سرمایهگذار نبودم.
من یاد گرفتم.
از پزشکها، متخصصها، همکارانم، مراجعهکنندگان، برندها و حتی آدمهای بهشدت نامتعارف.
یاد گرفتم که گاهی خوبی، در یک سکوت حرفهای است.
و گاهی اشتباه، پشت ظاهری کاملاً قانونی و معتبر پنهان شده.
برخی از آنها بهترین نسخه خودشان بودند و به من یاد دادند که چطور میشود با وجدان، در دل یک صنعت پولساز باقی ماند.
و بعضی دیگر، اشتباهاتشان راهنما شد — به من یاد دادند کجا نباید رفت، کِی نباید گفت، و چطور باید سکوت کرد.
آموختم که زیبایی همیشه قابل دیدن نیست.
گاهی باید شنیده شود.
گاهی باید حس شود.
و گاهی فقط باید در سکوت، درک شود.
در پروژه «چهار گوشه زیبایی»، من فقط میزبان نیستم.
من یکی از گوشهها هستم.
یکی از صداهایی که سالها شنید، دید، لمس کرد، و حالا میخواهد تجربهها را با شما روبهرو کند.
ما در این پروژه، نمیخواهیم نسخه بدهیم.
ما نمیخواهیم بگوییم "زیبا باش"، "این دستگاه بهتر است"، یا "این برند را انتخاب کن".
ما میخواهیم با هم سؤال کنیم:
چرا بعضیها با یک تغییر ساده، دوباره متولد میشوند؟
و بعضی دیگر، با تمام امکانات، هنوز پشت ترسهایشان پنهاناند؟
چرا گاهی چیزی را که داریم، نمیبینیم؟
چرا بعضی از چهرهها، بیش از اندازه و بیدلیل، دستکاری میشوند؟
و چطور میشود تعادل را پیدا کرد، بدون فریب خوردن؟
اگر تو هم مثل من دنبال حقیقتی پشت لبخندها و ظاهرها هستی،
اگر دلت میخواهد زیبایی را نه فقط روی پوست، بلکه در رفتار، روان، تصمیم و تصویر ببینی،
تو هم بخشی از این چالشی.
ما در «چهار گوشه زیبایی» کنار هم هستیم؛
من، تو، پزشکان، مراجعهکنندگان، برندها و همه آنهایی که چیزی برای گفتن دارند — یا حتی فقط برای شنیدن.
من مهدی شایقی هستم،
و این فقط قسمت دوم از ماجراییست که تازه داره واقعی میشه...