
درخشانترین دستاورد فیلم نمایش روابط کوتاهی است که تجربهی وصلش لذتبخش است و طعمِ جداییاش، فقدانی میسازند حقیقتا شایستهی سوگواری.
این تجربه در زندگی واقعی به اشکال مختلف میتواند روی دهد؛ رمانتیک و غیررمانتیک، دور و نزدیک، فیزیکی و غیرفیزیکی، همجنس یا غیرهمجنس و ... اما دو چیز همیشه ثابت است: گذرا و عمیق.
آدمهای این رابطه، همدیگر را بیش از آن چیزی که میشنوند، درک میکنند. در این شرایط، واکنش شنونده اغلب لایهی معنایی تازهای به گوینده اضافه و روانش را شفافتر میکند.
و چرا گذرابودگی مهم است؟ چون این اطمینانخاطر که این رابطه نخواهند ماند، سبب میشود آدم آسیبپذیر باشد. آدمها در این روابط صداقت و خودبودگی بیشتری خرج میکنند.
باب و شارلوت، در طول دوستی کوتاهشان، فضایی مییابند برای گفتگو دربارهی عمیقترین زخمهایشان. جایی که مهمترین چیز برای تمام آدمها برجسته و محترم شمرده میشود: دیدن و پذیرش خودِ واقعی انسان، و هر آن احساس و نگاهی که درونش است، بیهیچ قضاوتی!