چالش کتابخوانی طاقچه: دوشنبه هایی که تو را می دیدم

سلام. به هشتمین ماه و کتاب از چالش کتابخوانی طاقچه رسیدیم. قبل از اینکه بریم سراغ معرفی و پرداختن به کتاب، لازم به گفتن هست که اگه نمی دونید چالش کتابخوانی طاقچه چی هست و می خواهید بدونید چیه و چطور میشه در اون شرکت کرد و جوایزش چیه، روی این لینک کلیک کنید و جزئیات کامل این چالش رو در وبلاگ طاقچه بخونید و در صورت تمایل در اون شرکت کنید. با شرکت توی این چالش علاوه بر اینکه باعث میشه هر ماه حداقل یک کتاب بخونید، از جوایز ماهانه و فصلی طاقچه هم بهره مند می شید و به جمع بزرگ کتابخون های طاقچه اضافه می شید.


کتاب دوشنبه هایی که تو را می دیدم
کتاب دوشنبه هایی که تو را می دیدم


کتاب دوشنبه هایی که تو را می دیدم

نویسنده: لئا ویازمسکی

مترجم: صدف محسنی

ناشر: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه

سال انتشار: 1397

تعداد صفحه ها: 198 صفحه

دسته بندی: رمان - داستان خارجی - عاشقانه


موضوع این ماه چالش طاقچه، موضوع جالب توجهی بود با این عنوان: رمانی که در آن عشق حرف اول را می زند؛ از این موضوع پیداست که باید این ماه یه کتاب عاشقانه و اونم رمان رو انتخاب کنیم. برای همین دستمون خیلی بازه و انتخاب های بسیار فراوان و زیادی داریم که توی طاقچه هم هستن. کتابی که من انتخاب کردم، یکی از کتابهایی بود که خود طاقچه توی یکی از پست های وبلاگش اون رو به همراه یه سری کتاب عاشقانه دیگه معرفی کرده بود و با توجه به خلاصه و داستان کلی کتاب، بنظرم متفاوت اومد و انتخاب خوبی برای چالش این ماه بود. کتاب دوشنبه هایی که تو را می دیدم نوشته لئا ویازمسکی انتخاب من بود و در ادامه به این کتاب جذاب و خواندنی می پردازیم.

این کتاب با عاشقانه های دیگه متفاوته. یعنی صرفا یه کتاب و رابطه عاشقانه رو در دل خودش جای نداده! بلکه تعریف جدا و قابل توجهی از عشق رو درون خودش مطرح کرده. شاید به همین دلیله که برنده جایزه منتخب خوانندگان سال 2017 فرانسه شده و آمازون هم درباره این کتاب یه جمله گفته: منقلب کننده و دوست داشتنی! کتاب کوتاهی هست و در چندین فصل کوتاه و مختلف و هر فصل از زبان شخصیت های مختلف گفته شده که این موضوع باعث میشه اصلا با رمان خسته کننده ای روبرو نباشید و بتونید با هیجان بیشتر داستان رو پیش ببرید.

اما خود داستان؛ داستان در مورد دختر تنهاییه که پیش خدمت یک رستورانه و خلائی عاطفی در زندگیش داره. مادرشم وقتی اون بچه بوده دچار بیماری روانی شده و کلارا و پدرش مجبور بودن خودشون از پس زندگی بر بیان و شاید همین موضوعه که باعث شده تا کلارا دچار هراس و کابوسی همیشگی بشه و آرزو داشته باشه که پدربزرگ و مادربزرگی داشته باشه که از دیدن و داشتن اونها هم محروم بوده. در این میان با پیرمرد هشتاد ساله ای در رستورانی که کار می کنه آشنا میشه و این آشنایی باعث بوجود اومدن احساسات و ماجراهی عاطفی جالبی میشه که جای توجه و خوندن زیادی داره و شما رو با داستان جذابی همراه می کنه.

ترجمه این کتاب بسیار روان و خوب هست و هیچ مشکلی در اون دیده نمیشه. فصل بندی کتاب هم در فصل های کوتاه و از زبان شخصیت های مختلف انجام شده که جزو نقاط قوت کتابه. تنها نقطه ضعفی که شاید بشه بهش اشاره کرد در این کتاب، مشخص نبودن بیان هر فصل از زبان شخصیت ها هست. یعنی برای اینکه بفهمید این فصل رو کدوم شخصیت کتاب داره تعریف میکنه باید مقداری از اول اون فصل رو بخونید تا متوجه بشید و ترتیب یا یادداشت خاصی در این خصوص وجود نداره. اما این مورد خیلی بزرگ نیست و به راحتی میشه ازش چشم پوشی کرد و به جذابیت داستان صدمه ای نزده.

این کتاب رو با متن و ترجمه ای روان و خواندنی بصورت الکترونیکی می تونید از لینک زیر از طاقچه دریافت و مطالعه کنید.

https://taaghche.com/book/45318/%D8%AF%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%85