موی‌هایم، بلندپروازی را به من یادآور می‌شوند

من
من

مدتی‌ست موی‌هایم را کوتاه نمی‌کنم. این موضوع اطرافیانم را به واکنش‌های متفاوتی وا داشته است. بعضی موافق، بعضی مخالف؛ بعضی دوستش دارند و بعضی حتی نمی‌توانند به من نگاه کنند.

اما واقعا چه اهمیتی دارد که دیگران چه نظری دارند. مردمِ من عادت به اظهار نظر در هر موردی کرده‌اند، و در این مورد حریم خصوصی و غیر خصوصی نمی‌شناسند.

موی‌هایم هر روز بلندتر می‌شوند و دیدنشان به من انگیزه‌ای دوچندان می‌دهد.

هر روز با دیدنشان این جمله در ذهنم طنین‌انداز می‌گردد که تو آزاد هستی، آزادی تا هرکجایی که می‌خواهی قد بکشی و پرواز کنی. همچون موی‌هایت، که اینطور آزادانه می‌رویند، بی‌هیچ واهمه‌ای.

ترس چیزی‌ست که مردمِ من به خورد مغزم دادند؛ روراست باشیم، به خورد همه‌مان داده‌اند.

از کودکی به ما یاد دادند که ریسک نکنیم، بلند پرواز نباشیم، تحصیلات عالیه تنها راه موفقیت است، به هنر اهمیت ندهید، کار کارمندی برای خود دست‌وپا کنید، از خط عابر عبور نکنیم و در صفوف نایستید تا شهروندی زرنگ‌تر به نظر آیید، حقوق یکدیگر را به طرق مختلف زیر پا بگذارید چون شما ارجح‌تر هستید، به عقاید یکدیگر احترام نگذارید چراکه فقط این ما هستیم که بر حق سخن می‌گوییم و ...

مرا نجات دهید
مرا نجات دهید

بیشتر ابعاد شخصیتی یک کودک، در حدود هشت سال ابتدایی زندگی‌اش شکل می‌گیرد. بد نیست به هشت سال ابتدایی زندگی خود بیاندیشید (گرچه مقداری از آن را بخاطر نخواهید آورد)......

واقعا چطور می‌توانیم از کودکی که به او، رعایت حقوق هم‌نوعش را نیاموخته‌ایم، توقع داشته باشیم روزی وی به فرزندش رعایت حقوق دیگران را بیاموزد!
واقعا چطور می‌توانیم از کودکی که در قالب فکری‌اش، زندگی‌ای بدون ریسک، ثابت‌ و کارمندانه را نهادینه کرده‌ایم، توقع داشته باشیم کارآفرین آینده کشورش باشد!
واقعا مگر می‌شود جامعه‌ای پویا داشته باشیم، تا زمانی‌که اذهان را می‌میرانیم... ؟!

روزی فریاد خواهم زد
روزی فریاد خواهم زد

اما در بین تمام این هیاهو، روزنه‌های امیدی وجود دارد. راهی برای خلاصی از تمام این ناخوش‌آیندی‌ها.

خبر خوش آن است که این شما هستید که باید سرنوشت خود را بسازید.
هرکَس صاحب قُله‌ایست
هرکَس صاحب قُله‌ایست

قُله زندگی هرکَسی با دیگری متفاوت است، شما وظیفه فتح قُله زندگی خود را دارید.

موفق‌ترین انسان‌ها در این کُره خاکی، کسانی‌اند که از کودکی روحیه‌ی تلاشگری داشته‌اند. یاد گرفته‌اند که می‌توانند. به داستان‌سرایی درباره کلیشه‌ها نمی‌پردازم؛ چراکه همه میدانیم استیو جابز، مارک زاکِربِرگ، ایلان ماسک، جِف بِزوس و بسیاری دیگر چطور با خودباوری جهان اطرافشان را تحت تاثیر قرار دادند.

موفق بودن به این معنی نیست که پول‌دارترین باشید، موفقیت یعنی آنچه شما را برمی‌انگیزاند را کشف کنید و برایش تمام لحظاتتان را زندگی کنید. زیرا فقط در این صورت است که در پایان، به گذشته خود افتخار می‌کنید و حسرت هیچ لحظه‌ی از دست رفته‌ای را نخواهید خورد.

زندگی را دوست داشته باشید، اگر شغل، درس و تحصیل و بطور کلی هر فعالیتی دارید که انجامش، پیش از خواب، انگیزه زودتر بیدار شدن را به شما نمی‌دهد، بدانید که در مسیر اشتباهی قرار دارید.

شما آن‌چیزی را بدست می‌آورید که برای آن تلاش می‌کنید
شما آن‌چیزی را بدست می‌آورید که برای آن تلاش می‌کنید

همه ما مجبوریم در مقاطعی از زندگی، چه برای معیشت و یا به هر دلیل دیگری فعالیتی متناقض با علایقمان انجام دهیم، اما حواسمان باشد که این به عادتی که بلای جان رویاهایمان است بدل نشود.

بله، تمام آنچه خواندید با هر بار مشاهده‌ی موی‌هایم به من یادآوری می‌شوند.
موی‌هایم به من یادآوری می‌کنند که اگر در زندگی رها نباشم و تحت تاثیر پیرامون (مانند نظرات دیگران) زندگی کنم، به انسانی لبریز از استعداد و هیجان در کالبد یک کارمند ساکن بدل‌ خواهم شد.

و در آخر فراموش نکنیم که برای داشتن چیزهایی که تابه‌حال نداشته‎‌ایم، باید کارهایی بکنیم که تابه‌حال نکرده‌ایم.