«شهرستانهای ایرانشهر» متن فارسی میانۀ کوچکی است که در پایان دورۀ ساسانی نوشته شده و در آن شهرهای گوناگون ایرانشهر (سرزمین ایرانیان) بازگو شده است. از این گذشته، این متن به چهرههایی گاه تاریخی و گاه افسانهای اشاره دارد که شهرهای گوناگون و کانون کارهایشان را پِیاَفکندهاند.
ترجمۀ فارسی متن شهرستانهای ایرانشهر
(مترجم: تورج دریایی)
برگ نخست از کتاب شهرستانهای ایرانشهر
به نام دادار نیکاَفزونیبَخش [شهرستانهای ایرانشهر] به نام و نیرو و یاری دادار اورمَزد و بخت نیک
(1) شهرستانهایی که در زمین ایرانشهر ساخته شدهاند، هر کدام در چه روزگاری، در کجا و به دست کدام سَرخُدایی ساخته شده است، به تفصیل در این یادگار نوشته شده است.
(2) در کوست (بخش) خراسان، شهرستان سَمَرقند را کاووس پسر قُباد بنیان گذاشت. سیاوش پسر کاووس آن را به فرجام رسانید.
(3) کِیخسرو پسر سیاوش آنجا زاده شد و او آتشِ بهرامِ وَرجاوَند را آنجا نشانید.
(4) سپس زَرتُشت دین آورد. به فرمان شاهگُشتاسپ 1200 فَرگَرد (اَوِستا) به دین دَبیرَه (خط دینی) بر روی لوحههای زرّین کَند و نوشت و در خزانۀ آن آتشکده نهاد.
(5) سپس اِسکندر ملعون آن را سوخت و در دریا افکند.
(6) سُغد را هفت آشیان است، و هفت آشیان آن این است که هفت خدای در آن بود. یکی از آن جمشید، یکی از آن ضَحّاک، یکی از آن فریدون، یکی از آن منوچهر، یکی از آن کاووس، یکی از آن لُهراسب، یکی از آن شاهگُشتاسپ.
(7) سپس اَفراسیاب تورانی ملعون در هر یک از آنها نشستگاهی برای دیوان و بُتکده و بُتخانه ساخت.
(8) در بلخِ بامی، شهرستان نَوازَه را اسفندیار پسر گشتاسپ ساخت.
(9) و آتش بهرام وَرجاوَند را آنجا نشانید، و نیزۀ خویش را آنجا زد و به «یَبغوخاقان» و «سِنجِبوخاقان» و «چولخاقان» و «خاقان بزرگ» و «گُهرَم» و «تُژاو» (توژآب) و «اَرجاسب» شاهِ خیونان پیام فرستاد که: «به نیزۀ من بنگرید، هر که به وَزِش این نیزه بنگرد، همانند این است که به ایرانشهر تازیده».
(10) شهرستان خوارزم را نَرسِه پسر جَهود ساخت.
(11) شهرستان مَرْوْرود را بهرام پسر یَزدگرد ساخت.
(12) شهرستان مَرْوْ و شهرتان هَرات را اسکندر رومی ملعون ساخت.
(13) شهرتان پوشَنگ را شاپور پسر اردشیر ساخت، و در پوشنگ پُل بزرگی ساخت.
(14) شهرستان توس را توس پسر نوذر ساخت و نهصد سال سپاهبِد (سپاهبُد) بود. پس از توس سپاهبدی به زَریر، و از زَریر به بَستور، و از بَستور به کَرزَم رسید.
(15) شهرستان نیشابور را شاپور پسر اردشیر ساخت. در آن زمان که پَهلیزَکِ تورانی را کُشت، در همانجا فرمود شهرستانی بسازند.
(16) شهرستان قایِن را کِیلُهراسب پدر گشتاسب ساخت.
(17) در گُرگان شهرستانی که آن را دَهستان خوانند، نَرسِۀ اَشکانی ساخت.
(18) شهرتان قومِسِ پنجبُرج را، ضَحّاک آن را شَبِستان خود کرد. اقامتگاه اشکانیان آنجا بود. در زمان فرمانروایی یزدگرد پسر شاپور آن را ساخت، در زمان هجوم چول در جهتِ ویرویپَهر بود.
(19) پنج شهرستان را خسرو پسر قباد ساخت و آنها را خسروشاد، خسرومستآباد، ویسپشادخسرو، هوبویخسرو، شادفرخخسرو، نام نهاد.
(20) او فرمود دیواری که 180 فَرسنگ درازا و 25 اَرِششاه بلندا، 180 دروازه کاخ و در داخل آن دستگرد بسازند.
(21) در کوستِ خوروَران، شهرستان تیسفون را وَرازَه گیوگان به فرمان توس ساخت.
(22) شهرستان نصیبین را وَرازَه گیوگان ساخت.
(23) شهرستان اُورها را نَرسِه ساخت.
(24) شهرستان بابِل را بابِل در فرمانروایی جَم ساخت. و او سیّارۀ تیز را در آنجا بَست، و طلسم مربوط به هفت سیّاره و دوازده بُرج و قسمت هشتم آسمان را با جادوگری زیر مِهر (خورشید) و به مردم بنمود.
(25) شهرستان حیرَه را شاپور پسر اردشیر ساخت و او مهرزاد مرزبان حیره را بر حصار تازیان گماشت.
(26) شهرستان هَمَدان را یزگرد پسر شاپور ساخت که او را یزدگرد خَشِن میخوانند.
(27) در ماد و ناحیۀ نهاوند و حصار بهرامآوَند، بهرام پسر یزدگرد که او را بهرام گور میخوانند شهرستانی ساخت.
(28) بیستویک شهرستان که در پَدَشخوارگَر (خوار مانند خواهر) ساخته شده است، یا اَرماییل، یا به فرمان اَرماییل، آن کوهیاران ساختهاند که از دست ضحّاک کوه را برای فرمانروایی در اختیار گرفتند.
(30) اینان بودند که از دست ضحّاک کوه را برای فرمانروایی در اختیار گرفتند.
(31) شهرستان موصل را پیروز پسر شاپور ساخت.
(32) نُه شهرستان را که در جزیره ساخته شده است، آنها را آمیتوس برادرزادۀ قیصر ساخت.
(33) بیستوچهار شهرستانی که در سرزمین شام و یمن و آفریقا و کوفه و مکّه و مدینه ساخته شده است، بعضی را شاهنشاه و بعضی را قیصر ساخته است.
(34) در کوستِ نیمروز، شهرستان کابل را اردشیر پسر اسفندیار ساخت.
(35) شهرستان رَخوَد را رَهام پسر گودرز ساخت. در آن زمان که اسبوَرْزْنَرِ تورانی را کُشت و یَبغوخاقان را از آنجا گریزان کرد.
(36) شهرستان بَست را بَستور پسر زَریر ساخت، و در آن زمان که شاهگشتاسپ برای نیایش دین در کنار دریاچۀ فَرَزدان بود و بُنَهِ گشتاسپ و دیگر شاهزادگان را در آنجا مستقر کرد.
(37) شهرستان فَرَه و شهرستان زابُلستان را رُستم شاه سیستان ساخت.
(38) شهرستان زَرَنگ را نخست افراسیاب تورانی ملعون ساخت و آتش وَرجاوَندِ کَرکوی را در آنجا نشانید، و منوچهر را به پَدَشخوارگر محاصره کرد، و افراسیاب اِسپَندارمَد را به زنی خواست، و اسپندارمد در زمین آمیخت. افراسیاب آن شهرستان را ویران و آن آتش را خاموش کرد، و سپس کِیخسرو پسر سیاوش آن شهرستان را باز ساخت و آتش کرکوی را باز نشانید، و اردشیر بابکان آن شهرستان را به فرجام رسانید.
(39) شهرستان کرمان را قباد پیروزان، شاهِ کرمان ساخت.
(40) شهرستان بِهاردشیر را سه فرمانروا ساختند، و اردشیر بابکان آن را به فرجام رساند.
(41) شهرستان استخر را اردوان شاهِ پارتیان ساخت.
(42) شهرتان داربگرد را دارا پسر دارا ساخت.
(43) شهرستان بیشاپور را شاپور پسر اردشیر ساخت.
(44) شهرستان گور اردشیرخوره را اردشیر بابکان ساخت.
(45) شهرستان توج را همای چهرآزاد ساخت.
(46) شهرستان هرمزد اردشیر و شهرستان رام هرمز را هرمز دلیر پسر شاپور ساخت.
(47) شهرستان شوش و شوشتر را ششین دُختِ زنِ یزدگرد پسر شاپور ساخت، که دختر راسالجالوت شاهِ جَهودان (یهویان) و مادر بهرام گور بود.
(48) شهرستان جُندیشاپور (جَندویشاپور) و شهرستان ایرانکَردشاپور را، شاپور پسر اردشیر ساخت و آن را بیلآباد نام نهاد.
(49) شهرستان نَهرتیرَه را ضحّاک در دوران فرمانروایی خویش آنجا را شبستان خود کرد، و زندان ایرانشهر بود و زندان اشکان نام نهاد.
(50) شهرستان هَماوَران را فریدون پسر آبتین ساخت، و مَسروق شاهِ هَماوَران را کُشت، و زمین هَماوَران را باز به تصرّف ایرانشهر درآورد، و او دشتِ تازیان را به مُلکیّت، به بختخسرو شاهِ تازی داد، بخاطر پیوندی که با او داشت.
(51) شهرستان آرهِست را شاپور پسر اردشیر ساخت.
(52) شهرستان آسور و شهرستان بهاردشیر را، اردشیر پسر اسفندیار ساخت، و اَشَگهَگَر را به عنوان مرزبان، بر سپاه دوسَر و بورگِل، بر حصار تازیان بگمارد.
(53) شهرستاند جِی را اسکندر ملعون پسر فلیپوس ساخت. اقامتگاه جَهودان آنجا بود. در دوران فرمانروایی یزدگرد پسر شاپور، به خواهش زن خویش ششیندُخت، جهودان را به آنجا آورده بود.
(54) شهرستان ایرانآسانکردقباد را، قباد پسر پیروز ساخت.
(55) شهرستان اَشگَر را بهرام پسر یزدگرد ساخت.
(56) شهرستان آذربایجان را ایرانگشسب که سپاهبد آذربایجان بود ساخت.
(57) شهرستان وَن را، وَشن دختر گلخشان ساخت که به زنی کِیقباد درآمد، و تور بَرادْریشکَرب، با جادوگری آنجا را به صورت دژ اَروَندَسب درآورد، برای حفظ جان خویش.
(58) در کوست آذربایجان، شهرستان گَنزَک را افراسیاب تورانی ساخت.
(59) شهرستان آمُل را زندیقِ پُر مرگ ساخت. زرتشت پسر اسپیدمان از آن شهر بود.
(60) شهرستان بغداد را ابوجعفر که او را دَوانیقی خوانند ساخت.
به پیروزی به پایان یافت، فرجام یافت به درود و شادی و رامِش.
برگ آخر از کتاب شهرستانهای ایرانشهر
منبع:
دریایی، تورج، شهرستانهای ایرانشهر: نوشتهای به زبان فارسی میانه دربارۀ تاریخ و حماسه و جغرافیای باستانی ایران، چاپ اوّل، توس، تهران، 1388.
فَرازی از سخنان گُهربار امیرالمومنین علی (ع):
لَیْسَ بَلَدٌ بِأَحَقَّ بِکَ مِنْ بَلَدٍ. خَیْرُ اؐلْبِلَادِ مَا حشمَلَکَ. شهری تو را از شهر دیگر بهتر نیست. بهترین شهرها آن بُوَد که در آنَت آسایش زندگی است.