یک دروغ: تاریخمان خوب است. فرهنگمان غنی.

سلام.

از زمانی که در دبستان درباره کوروش و داریوش خواندیم تا زمانی آخرین سال راهنماییمان، درباره قاجار و پهلوی خواندیم؛با روش های مختلف به غلط به ما گفتند تاریخ و فرهنگ ایران جز در زمان ساسانیان و مغول و تیموریان و قاجار و پهلوی عالی و گل و بلبل بوده است. از پاره کردن نامه پیامبر (ص) توسط خسرو پرویز گرفته تا عهد نامه ترکمان چای در قاجار و واگذاری بحرین در پهلوی و ...

تا اینکه ماجرایی برایم پیش آمد که فهمیدم تنها بخشی از تاریخ را به ما نشان دادند. آنهم فقط نام پادشاهان و انقلاب ها و شورش های بزرگ و جنگ های عظیم.

شاید شما هم بگویید مگر تاریخ جز این ها چیز های دیگری هم دارد؟ تاریخ همین است. کوروش مصر را فتح کرد و آسیابانی یزدگرد سوم را کشت و چنگیز به ایران هجوم آورد و ناصرالدین شاه ترور شد و امام خمینی انقلاب کرد.

اما نه! حدود دو سال پیش بود که به تاریخ ایران علاقه مند شدم. تا تابستان امسال فکر می کردم تاریخ فقط همین ها را شامل می شود. تا اینکه کتابی تاریخی تهیه کردم. شروع کردم به خواندن و الان که این مطلب را می نویسم، تا آخر های کتاب رفته ام.

کتابی که میخواندم و نویسنده اش
کتابی که میخواندم و نویسنده اش

تا به الان؛ فهمیدم که نه خسرو پرویز مرد بی شعوری بوده؛ نه میرزا حسن صباح مرد خوبی بوده؛ نه شاه عباس مرد مهربانی.

خسرو پرویز از پادشاهان ساسانی است که هیچ تعصب مذهبی نداشت و امکانات یکسان برای زرتشتی و مسیحی و غیره فراهم آورد.

میرزا حسن صباح از فرقه اسماعیلیه امتحانی برای مریدان خویش در نظر گرفته بود که کشتن مخالفان بود.

شاه عباس صفوی مردی متعصب بود که باعث مرگ خیل عظیمی از مردم به جرم شیعه دوازده امامی نبودن شد. او آنچنان با خونخواری آنان را می کشت که مامورانی داشت که مسئول خوردن گوشت مخالفان در جلوی شاه بودند.

اینگونه می شود که مردم می گویند ای کاش در دوره هخامنشیان یا صفویان زندگی می کردیم. خدا را شکر که در عصر تیموریان نیستیم. یا لعنت بر آقا محمد خان قاجار. و فکر می کنیم که کلیات تاریخ، چیزی که تز تاریخ دانستن بس است را بلدیم و کل این 2500 سال، ایرانمان مهد فرهنگ و علم و صلح بوده است.