ویرگول
ورودثبت نام
انجمن علمی دانشکدۀ مکانیک شریف (محور)
انجمن علمی دانشکدۀ مکانیک شریف (محور)صفحۀ نوشته‌های رسانه‌ای گروه محور - تأسیس ۱۳۷۲ - «محورِ فعالیت‌های دانشجویی دانشکدۀ مکانیک»
انجمن علمی دانشکدۀ مکانیک شریف (محور)
انجمن علمی دانشکدۀ مکانیک شریف (محور)
خواندن ۴ دقیقه·۹ روز پیش

تاب آوری، از دل مقالات غربی

نویسنده سید عطاالله طباطبایی فرد؛ ورودی ۱۴۰۱ مهندسی مکانیک

پرده اول: در جست و جوی یک تعریف؛ فراتر از «پوست کلفتی»

باز تعریف واژه‌ای که شاید تا به حال یک بار هم تعریفِ آن را درست نخوانده باشیم.

اگر بخواهم منصفانه نظرم را بگویم، واقعا از شنیدن واژه تاب‌آوری خسته شده‌ام. از ابتدای سال گذشته تا کنون، هر چند ماه یکبار، به واسطه رویدادهای خرد و کلان، سر و کلهٔ این واژه در زندگی‌مان پیدا شده است!

اما وقتی دقیق‌تر به آن نگاه می‌کنم، آن چیزی که در این یک سال و خُرده‌ای گذشته است، هیچ وقت واقعا تکلیفم را با این واژه تکرار شونده، مشخص نکردم. این یادداشت دقیقا تلاشی برای همین امر هست.

تلاش کردم از درگاه روانشناسی، یک بار مسیر شناخت تاب‌آوری را پشت سر بگذاریم تا لااقل دیگر مجبور نباشیم در دل بحران‌های آینده دنبال کلنجار رفتن با مبانی اولیه باشیم.

وقتی جستجو در آرشیو انجمن روانشناسی آمریکا را آغاز کردم، اولین چیزی که توجهم را جلب کرد، خط بطلانی بود که بر یک باور غلط کشیده شده بود: «تاب‌آوری به معنی بی‌حسی، رویین‌تن بودن یا تجربه‌نکردن درد و انبوه نیست».

تاب‌آوری، هنر «سازگاری موفقیت‌آمیز» است. به عبارتی فرد تاب‌آور، زخمی می‌شود، گریه می‌کند و به زانو در می‌آید اما در نهایت راهی برای برگشت به زندگی پیدا می‌کند. و حتی گاهی پدیده‌ای شگفت‌انگیز به نام «رشد پس از سانحه» را تجربه می‌کند.

برای درک بهتر، باید به درون ذهن انسان سفر کنیم.

پرده دوم: معماری درون

در بررسی نظریات روان‌شناختی، متوجه شدم که تاب‌آوری یک ژن خاص نیست که در خونِ عده‌ای باشد و در خونِ عده‌ای دیگر نه. بلکه یک جعبه ابزار ذهنی است. روان‌شناسان برجسته‌ای چون آلبرت بندورا و مارتین سلیگمن سال‌ها از عمر خود را صرف رمزگشایی از این جعبه ابزار کرده‌اند.

یافته‌های آن‌ها نشان می‌دهد افرادی که تاب‌آوری فردی بالایی دارند، معمولا به دو ابزار اصلی مجهز هستند؛ اول از همه، آن‌ها استاد «تنظیم هیجانی» هستند. وقتی بحرانی رخ می‌دهد، ترس و خشم (دو حس موجود در گریز و جنگ) آن‌ها را فلج نمی‌کند.

دومین ویژگی چیزی است که سلیگمن آن را سبک تبیین می‌نامد. وقتی فردی تاب‌آور با بحرانی روبه‌رو می‌شود، به خودش القای بازنده بودن نمی‌کند. همه چیز را به خودش و ویژگی‌های درونی‌اش ربط نمی‌دهد. بلکه نگاهی جامع و متعادل به اتفاقات و نگاهی مثبت به توانمندی‌هایش خواهد داشت.

اینجا بود که به مفهوم درخشان «خود کارآمدی» در نظریات بندورا رسیدم؛ باوری عمیق در فرد که تأثیرگذاری بر شرایط را امکانی در دسترس می‌بیند؛ «من توانایی تأثیرگذاری بر شرایطم را دارم».

پرده سوم: خروج از سلول انفرادی ذهن، لنز جامعه‌شناسی

«ذهنت را قوی کن تا به مشکلات پیروز شوی!»

آیا این تمام حقیقت است؟ اگر یک گیاه را در خاکی سمی و بدون آب بکاریم و از او بخواهیم که «تاب‌آور» باشد، آیا این منصفانه است؟ آیا کار می‌کند؟

مایکل اونگار و همکارانش که می‌گویند؛ نمی‌شود. و مفهوم «بوم‌شناسی اجتماعی تاب‌آوری» را مطرح می‌کنند. آن‌ها معتقدند که ما نمی‌توانیم موفقیت یا شکست یک فرد در عبور از بحران را صرفا به پای قدرت اراده خودش بنویسیم. جامعه‌شناسی به ما یادآوری می‌کند که تاب‌آوری به شدت وابسته به سرمایه اجتماعی است!

تصور کنید ۲ نفر به یک بیماری سخت مبتلا می‌شوند. فرد اول دارای بیمه درمانی کامل و خانواده‌ای حمایتگر است. فرد دوم روزمزد است و هیچ حمایت جمعی‌ای مثل خانواده و دوستان ندارد.

اگر فرد دوم زیر بار بیماری کمر خم کند، آیا می‌توان گفت که او تاب‌آور نبوده است؟

جامعه شناسی می‌گوید نابرابری‌های اجتماعی، توزیع منابع تاب‌آوری را ناعادلانه کرده است. در بسیاری از مواقع، آنچه ما به عنوان ضعف فردی می‌بینیم، در واقع ناتوانی یک جامعه در حمایت از شهروندانش است!

پرده چهارم: جادوی معمولی (ordinary magic)

آن ماستن: تاب‌آوری یک جادوی معمولی است. نیازمند قدرت‌های فرا انسانی نیست. این پدیده از عملکرد طبیعی و عادی سیستم های انطباقی انسان (مثل یک مغز سالم) در کنار سیستم حمایتی محیطی (مثل یک معلم دلسوز یا در حد اعلای خود یک نهاد کارآمد مدنی) نشئت می‌گیرد.

پرده پنجم: روی تاریک سکه

این روزها استفاده افراطی از کلمه تاب‌آوری با انتقادات شدیدی روبه‌رو است. منتقدان علوم اجتماعی هشدار می‌دهند که گاهی اوقات، مفهوم تاب‌آوری به ابزاری برای فرار از مسئولیت بدل می‌شود.

وقتی ساختارهای اقتصادی یا محیط‌های زندگی (مثل محل کار) به شدت سمی، فرسایشی و بحران زده هستند، به جای اصلاح این ساختارها، مدام برای افراد کلاس‌های آموزشی «تاب‌آوری» برگزار می‌شود!

در اصل این پیام پنهان به فرد داده می‌شود که:«شرایط قرار نیست بهتر شود، این تو هستی که باید تحملت را بالا ببری».

از سوی دیگر فشار جامعه برای تاب‌آور بودن، پدیده‌ای به نام «مثبت اندیشی سمی» را خلق کرده است. جایی که فرد آسیب دیده، فرصت درک آسیب‌های خودش را ندارد و باید به جای تاب‌آوری واقعی، سریع لبخند بزند و به سیستم کارآمد بازگردد.

به عنوان یک دانشجو، این تنها چیزی است که از سیستم عملکردی دانشگاه به عنوان یک نهاد آموزشی دیده‌ام. بعد از تجربه چهار بحران بزرگ جمعی در این سرزمین تمام چیزی که از دانشجوی شریف انتظار می‌رود، عملکرد بسیار بهینه در سیستم آموزشی است.

در آخر فراموش نکنیم؛ انسان‌ها ذاتا برای بقا برنامه‌ریزی شده‌اند. اما هیچ درختی، هر قدر هم که ریشه هایش قوی باشد، نمی‌تواند در شوره‌زار به شکوفه بنشیند.

علوم اجتماعیمثبت اندیشیمهندسی مکانیکزندگیجنگ
۷
۰
انجمن علمی دانشکدۀ مکانیک شریف (محور)
انجمن علمی دانشکدۀ مکانیک شریف (محور)
صفحۀ نوشته‌های رسانه‌ای گروه محور - تأسیس ۱۳۷۲ - «محورِ فعالیت‌های دانشجویی دانشکدۀ مکانیک»
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید